احمد آرام از انتشار مجموعه مقالات در نقد و تفسیر ادبیات، تئاتر و سینما در قالب کتابی با عنوان «آدابِ خودزنی در تاریکیِ مطلق» خبر داد.

آداب خودزنی در تاریکی مطلق احمد آرام

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «آدابِ خودزنی در تاریکیِ مطلق» نوشته احمد آرام که شامل مجموعه مقالات در نقد و تفسیر ادبیات، تئاتر و سینماست، از سوی انتشارات پاتیزه روانه بازار کتاب شد.

احمد آرام با بیان این‌که بعضی از مقالات پیش‌تر در مجلات و روزنامه‌ها به چاپ رسیده است، ادامه داد: در نقد ادبیات سعی داشتم به آثار باارزش نظیر رمان‌ها و مجموعه داستان‌های خارجی اشاره داشته و در مجموع با تعمیم بخشیدن محتوای آثار به نظریه‌های ادبی مدرن، تفسیری از آن‌ها را در سویه‌های مختلف رویکردهای نقد مدرن ارائه دهم که البته این نگرش در تفسیر شعر مدرن نیز چنین رفتاری دارد.

این نمایشنامه‌نویس و مدرس سینما و تئاتر، افزود: در زمینه‌ی تئاتر و سینما نیز حال و روز این دو ژانر هنری به دقت مورد ارزیابی قرار گرفته است.

در بخشی از مقاله‌ی «آدابِ خودزنی در تاریکیِ مطلق» می‌خوانیم:

«این نقل‌ قول از هارولد پینتر جالب است که ساموئل بکت در تاریکی مطلق می‌نوشت. تفسیرِ موقعیت نوشتاری و فلسفی بکت در هر زمینه منوط به شرایط اقلیمی و فرهنگی همان منطقه است. فهم بکت در سرزمین ما برآمده از ترجمه‌های «چنددرصدی» است که اغلب نتوانسته‌اند تمامیت بکت را به مخاطب منتقل کنند؛ زیرا در آثار بکت همیشه تاخیرِ یک فهم، رازگونه می‌شود. درکِ تفاوتِ تاریکی‌ها در شناخت و دریافت حس‌های خاص است. تاریکیِ بکت نوع خاصی از تاریکی‌ست که در پی گفتمان او با تاریکی درونیات خود شکل گرفته است. از همین روست که هر شخصیتی را خلق می‌کند، هم از چشم او دیده می‌شود و هم از چشمِ تاریکی...»

مجموعه داستان «کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند»، رمان «مرده‌ای که حالش خوب است»، مجموعه داستان «آن‌ها چه کسانی بودند؟»، مجموعه داستان «همین حالا داشتم چیزی می‌گفتم» و رمان «حلزون‌های پسر» از جمله آثار این نویسنده به شمار می‌آیند.

کتاب «آدابِ خودزنی در تاریکیِ مطلق» نوشته احمد آرام در 322 صفحه، با شمارگان 200 نسخه و به بهای 85هزار تومان از سوی انتشارات پاتیزه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...