ترجمه خشایار دیهیمی از نمایشنامه «سوءتفاهم» از آثار مشهور آلبر کامو، نویسنده و متفکر فرانسوی به چاپ سوم رسید.

به گزارش ایبنا، نمایشنامه «سوءتفاهم» که اکنون سومین انتشار ترجمه دیهیمی از آن منتشر شده است، یک تراژدی تکان دهنده درباره زندگی خواهر و مادری است که صاحب مسافرخانه‌ای هستند و پسر خانواده را که پس از 20 سال دوری برای غافلگیر کردن آنان با هویت یک غریبه در آن‌جا اتاقی اجاره کرده? برای تصاحب پولش می‌کشند و روز بعد پس از آگاهی از ماجرا هر دو خودکشی می‌کنند.

کامو این نمایشنامه را در سن 28 سالگی و در آغاز جنگ جهانی دوم نوشت. در این زمان کشور فرانسه در اشغال آلمان نازی بود. این نمایشنامه برای نخستین بار در سال 1944 به روی صحنه می‌رود.

دیهیمی در یادداشت خود بر این نمایشنامه نوشته است: «نمایشنامه سوءتفاهم در زبان اصلی خود، یعنی فرانسوی دو متن دارد. متن اول، که تحریر نخست است متعلق به سال 1943 است. کامو بعدا در سال 1958 این متن را بازنویسی و اصلاح کرد. امروزه در فرانسه آن‌چه به این نام منتشر می‌شود همان متن بازنویسی و اصلاح شده 1958 است ... من برای ترجمه فارسی همین متن متعلق به سال 1958 را مدنظر قرار دادم.»

نشر ماهی برای نخستین بار این ترجمه را در سال 1390 با شمارگان دو هزار نسخه و بهای دو هزار و 500 تومان منتشر کرده بود. 

سومین چاپ نمایشنامه «سوءتفاهم» نوشته آلبر کامو و ترجمه خشایار دیهیمی با شمارگان دو هزار نسخه، 96 صفحه و بهای چهار هزار و 500 تومان از سوی نشر ماهی روانه کتابفروشی‌ها شد.

نخستین مترجم نمایشنامه «سوءتفاهم» به فارسی زنده‌یاد
جلال آل احمد بود که این ترجمه تاکنون بارها از سوی ناشران مختلف منتشر شده است. مهوش قویمی نیز ترجمه‌ای از این اثر را منتشر کرده است.

آلبر کامو (زاده 1913 و درگذشته در 1960) فیلسوف، نویسنده و روزنامه‌نگار شهیر الجزایری است. او در سال 1957 برنده جایزه نوبل ادبی شد. رمان‌های «
بیگانه» و «طاعون» کامو از مشهورترین آثار ادبی قرن بیستم است.

از دیگر نمایشنامه‌های منتشر شده کامو در ایران می‌توان به «کالیگولا»، «عادل‌ها»، «رکوییم برای یک راهبه»، «حکومت نظامی» و «تسخیر شدگان» اشاره کرد.

خشایار دیهیمی غیر از نمایشنامه «سوءتفاهم» برخی دیگر از آثار کامو را نیز به فارسی ترجمه کرده است که از آن میان می‌توان به؛ «یادداشت‌ها»، «
بیگانه» و نمایشنامه «صالحان» اشاره کرد.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...