نمایشنامه «در منطقه جنگی و دو نمایشنامه دیگر» منتشر شد.

در منطقه جنگی و دو نمایشنامه دیگر» اثر یوجین اونیل [Eugene O'Neill]

به گزارش کتاب نیوز، نمایشنامه «در منطقه جنگی و دو نمایشنامه دیگر» اثر یوجین اونیل توسط نشر بیدگل با ترجمه یدالله آقا عباسی منتشر شد.

یوجین گِلَدِستون اونیل [Eugene O'Neill] نمایشنامه نویس برجسته‌ی آمریکایی بود که برنده‌ی جایزه‌ی ادبی نوبل در سال ۱۹۳۶ میلادی شد.

در بخشی از این کتاب، که برگزیده سه نمایشنامه از کتاب «Seven plays of the sea» اثر یوجین اونیل است، آمده است:

ینک: تو نباس خیلی سخت بگیری، دریسک. داشتم فکر می‌کردم به اون بدی هم نیس که مردم فکر می‌کنن. منظورم مُردنه. من هیچ‌وقت به موعظۀ ناخداها اهمیت نمی‌دادم. هیچ‌وقتم دین نداشتم، اما می‌دونم چیزی که بعد از این سرم می‌آد نمی‌تونه بدتر از این زندگی باشه. دریسک من دوست ندارم از پیش تو برم، ولی این‌جوریه... ترک این زندگی جاشویی اون‌قدرام ارزش گریه‌کردن نداره. از این کشتی به اون کشتی، کار سخت، پول کم، و بخور و نمیر. بعدشم دوباره با یه کشتی بزنی به دریا. هیچ‌وقت آدم حسابی نبینی، هیچ‌وقت از یه شهر ساحلی بیرون نری، سخته از هر بندری راه بیفتی و دور دنیا رو بگردی و هیچیش رو نبینی، هیشکی نباشه ازت مراقبت کنه، چه مُرده باشی، چه زنده... تو این همه هیچی نیس که متأسف باشی از دست بدی، دریسک.

نمایشنامه «در_منطقه جنگی و دو نمایشنامه دیگر» نوشته یوجین اونیل با ترجمه یدالله آقاعباسی در 98 صفحه، قطع رقعی و با قیمت 25 هزارتومان در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان به نمایشنامه و ادبیات نمایشی است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...