کتاب «مکتوبات فارسی در باب موسیقی» (قرن پنجم تا نهم هجری قمری) نوشته مهرداد فلاح‌زاده با ترجمه سهند سلطاندوست توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شد.

مکتوبات فارسی در باب موسیقی مهرداد فلاح‌زاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، مهرداد فلاح‌زاده، مولف کتاب، در مقدمه‌ای که برای چاپ ترجمه فارسی آن نوشته، گفته این‌اثر در واقع رساله دکترای اوست که آن را ۱۴ سال پیش نوشته و از آن دفاع کرده است. مترجم اثر هم سال ۱۳۹۴ وقتی مشغول نگارش پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود در رشته پژوهش هنر بوده، نسخه انگلیسی این‌کتاب را پیدا می‌کند و متوجه می‌شود ترجمه‌ای به فارسی ندارد.

این‌کتاب برای درک و تفسیر بهتر تحول مکتوبات فارسی درباره موسیقی نوشته شده و بر رویکردهای متفاوت این‌آثار و دگرگونی‌ موضوعاتشان تمرکز دارد. بازه زمانی این‌بررسی و پژوهش هم قرن پنجم تا نهم هجری قمری است؛ دوره‌ای که می‌توان آن را عصر کلاسیک مکتوبات فارسی درزمینه موسیقی نامگذاری کرد. بین مکتوبات فارسی درباره موسیقی، می‌توان دو رویکرد اصلی دینی و غیر دینی را مشاهده کرد که در این‌کتاب به آن‌ها پرداخته شده است. مکتوبات دینی و غیردینی در این‌زمینه هم به دو صورت تولید و عرضه شده‌اند؛ یا به‌صورت اثر یا رساله‌ای جداگانه و مستقل و یا به‌صورت جزئی از اثری حجیم‌تر مثل دانش‌نامه یا کتابی تاریخی و الاهیاتی.

به‌جز پیشگفتار مولف بر ترجمه فارسی، مقدمه مترجم، قدردانی و علائم اختصاری، کتاب یک‌مقدمه و ۷ فصل اصلی دارد که پس از آن‌ها موخره، کتابنامه و نمایه آمده‌اند. مقدمه این‌کتاب، دربرگیرنده ۸ عنوان است: درآمد، قلمرو پژوهش، هدف و روش، منابع، پیشینه پژوهش، نحوه تنظیم اثر، تعاریف توضیحات و نکات دیگر، یادداشت‌های مترجم.

عناوین فصل‌های هفتگانه کتاب هم به‌ترتیب عبارت است از: خاستگاه‌ها، مکتوبات موسیقایی قرن پنجم، مکتوبات موسیقایی قرن ششم، مکتوبات موسیقایی قرن هفتم، مکتوبات موسیقایی قرن هشتم، مکتوبات موسیقایی قرن نهم، چکیده جمع‌بندی و دوره‌بندی.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

از لحاظ اوضاع مذهبی، گرچه شاهرخ و جانشیان او اهل تسنن بودند، مملکت از لحاظ مذهبی آرام بود. این شرایط موجب پیشرفت و شکوفایی غلات شیعه و، تا اندازه‌ محدودی، دیگر فِرق شیعه شد. در خلال همین‌قرن بود که حتی طریقت صوفیه‌ای همچون صفویه تحت تاثیر قزلباش‌ها به غلات شیعه گروید. رشد دیگر طریقت‌های صوفیه از قبیل حروفیه و نقشبندیه نیز مشهود بود. البته تصوف طی قرن ق نهم/پانزدهم میلادی به لحاظ منش و ماهیت تفاوت زیادی با قرن ۸ قمری(۱۴ میلادی} داشت. شمار زیادی از طریقت‌های صوفیه به نظامی‌گری روی آوردند و مستقیما درگیر نبرد بر سر تفوق سیاسی شدند. طریقت صفوی نماینده آشکار این گرایش در بین تعدادی از طریقت‌های صوفیه آن زمان بود.

طی نیمه نخست این قرن، هرات به مهم‌ترین مرکز فعالیت‌های فرهنگی و ادبی بدل شد. دیگر مرکز مهم از این‌نظر شهر سمرقند بود. نقشی که درباره شاهرخ و فرزند او بایسنقر و دیگر حکام تیموری نظیر اُلُغ‌بیگ و ابوسعید و سلطان حسین بایقرا، حامی پرشور ادبیات و هنرها، در این زمینه ایفا کردند سرنوشت‌ساز بود. به‌جز این دو شهر در شمال‌شرقی، شیراز و تبریز که در قرن گذشته مهم‌ترین مراکز سیاسی و فرهنگی بودند همچنان مراکز مهم فرهنگی باقی ماندند.

این‌کتاب با ۲۳۰ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۵۹ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...