انتشارات ققنوس کتاب «زندگی‌ای که ارزش زیستن دارد،‌ آلبر کامو و تمنای معنا» [A life worth living : Albert Camus and the quest for meaning] نوشته رابرت زارتسکی [Robert Zaretsky] را با ترجمه محمدرضا عشوری منتشر و روانه بازار نشر کرد.

زندگی‌ای که ارزش زیستن دارد،‌ آلبر کامو و تمنای معنا» [A life worth living : Albert Camus and the quest for meaning] نوشته رابرت زارتسکی [Robert Zaretsky]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ در مقدمه این کتاب آمده است:‌ کامو درباره نویسنده و حرفه‌اش می‌گوید: نویسنده نمی‌تواند در خدمت کسانی باشد که تاریخ را می‌سازند؛ بلکه باید در خدمت کسانی باشد که تاریخ را تحمل می‌کنند... سکوت یک زندانی ناشناس، رهاشده و تحقیرشده در گوشه‌ای از دنیا، کافی است تا نویسنده را از آوارگی‌اش نجات دهد، زمانی که نویسنده در میانه زندگی آزاد و ممتاز خود از فراموش کردن این سکوت امتناع بورزد و آن را با توسل به هنرش فریاد بزند.

درباره کامو کتاب‌های زیادی نوشته شده است،‌ در اکثر این کتاب‌ها 3 موضوع ثابت وجود دارد که عبارتند از عصیان، میانه‌روی و اسودر (بیهودگی) که به پوچی هم ترجمه می‌شود. این سه موضوع در این کتاب نیز نمود دارد،‌ چون شالوده اصلی تفکرات کامو برهمین‌ 3 اصل استوار است، اما این کتاب دو فصل دیگر هم دارد که در کتاب‌های دیگر وجود ندارند، یکی «سکوت» و دیگری «پایبندی» که کسی آثار کامو را از این دو منظر نگاه نکرده است. سکوتی که بر اثر حضور ساکت و خاموش مادر در آثار کامو بازتاب یافته، و تنها آرزوی کامو این بود که کاش مادرش می‌توانست هر آنچه نوشته بخواند. فصل «پایبندی» اما به تأثیر پدر در زندگی کامو اشاره دارد، پدری که او فرصت نکرد هیچ‌وقت بشناسدش اما در تمام عمر به تنها آموزه او پایبند ماند: پایبندی به انسان و ذات انسانی.

معمولا در آثار کامو اجزایی چون ساحل، دریا و آفتاب که به طور کلی مدیترانه و به طور اخص زادگاهش الجزایر را به خاطر می‌آورد، بسیار به کار رفته‌اند، اما نویسنده این کتاب می‌نویسد: شخصیت ساکت مادر بسیار بیشتر از دریا، بن‌مایه نوشته‌های کامو را تشکیل داده است. این خورشید یا شاید سیاه‌چاله همه چیز را به سمت خود می‌کشید.

این کتاب، کتاب نسبتاً جدیدی است که درباره کامو نوشته شده است و از اکثر آثاری که درباره او نوشته شده و بسیاری‌شان به فارسی ترجمه نشده‌اند، نقل قول می‌آورد. یا بین مسائل و اتفاقات جدید مثل بهار عربی و دیدگاه کامو پیوند برقرار می‌کند و نشان می‌دهد که کامو نه تنها قدیمی نشده بلکه دغدغه‌هایش روز به روز بیشتر با مسائل روز پیوند می‌یابد.

انتشارات ققنوس این کتاب را در 216 صفحه به قیمت 150 هزار تومان منتشر و روانه بازار نشر کرد.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...