کتاب «شیوه طراحی ذهنی» نوشته ناصر پلنگی توسط انتشارات سروش به چاپ نهم رسید.

شیوه طراحی ذهنی ناصر پلنگی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب حاصل ۱۰ سال تدریس طرّاحی و مبانی هنرهای تجسمی در دانشکده‌های هنری است. مؤلف که معتقد است در دانشگاه‌های معتبر امروز جهان هر دو شیوه طراحی عینی و طراحی ذهنی پابه‌پای هم تدریس می‌شوند، در این کتاب سعی کرده اصول و قواعد طرّاحی ذهنی را همراه با روش‌های مختلف این شیوه در کنار کاربرد هریک از این روش‌ها در بیان تصویری تدوین کند.

شیـوه طراحی ذهنـی که در مقـابل طراحی عینـی قرار دارد و باید قدم‌به‌قدم با آن تدریس شود؛ شیوه‌ای است که عملکرد نیروهای ذهنی را در طراحی مورد ارزیابی قرار می‌دهد. این‌شیـوه قوای ذهنی هنرجویان را فعـال می‌کند و با روش‌ها و اصول و قواعد خاصی عینیت را از ذهن عبور می‌دهد. حاصل کار نه تکرار و تقلید عینی‌است، بلکه طرحی است که ذهنیت هنرجو آن را سـاخته و پرداخته است.

این‌کتاب قواعد طراحی ذهنی همـراه با روش‌های مختلف آن در کنار کاربرد هریک در بیـان تصویری را تشـریح می‌کند، و هر قـاعده را با ارائه کلیدهای تصـویری، و نمونه‌ای با استنـاد به کلیدها می‌آورد. نمونه‌های تاریخی نیز به‌عنوان شاهد مستند قواعد عرضه می‌شوند.

پلنگی در کتاب پیش‌رو، هر اصل و قاعده را با ارائه کلیدهای تصویری و ارائه نمونه‌هایی از کارهای هنرجویان که با استناد به کلیدها ارائه شده‌اند، اثبات می‌کند. همچنین نمونه‌های تاریخی و تصاویر هنری را برای اثبات مدعای خویش به کار گرفته است.

کتاب «شیوه طراحی ذهنی» شامل نمودارهای روش تدریس پایه و اصول طراحی ذهنی، آغاز شیوه طراحی ذهنی، اصل تصرّف و اصل تغییر و اصل ترکیب (به‌عنوان سه اصل طراحی ذهنی)، و نتیجه‌گیری است و مؤلفش معتقد است در فرهنگ ما که با جهان دل سروکار دارد و شهود و عرفان را می‌شناسد، هنر تمثیلی و ذهنی و هدف غـایی این هنر با غرب معاصـر فرق می‌کند و در کنار دو شیوه مذکور، شیوه طراحی عرفانی را هم باید آموخت. این‌کتاب برای دانشجویان طراحی، نقاشی، گرافیک، عکاسی و حتی تئاتر منبع مطالعاتی مناسبی است.

چاپ نهم این‌کتاب با ۲۸۷ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۴۳ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...