کتاب «بادهای افسون» (مقدمه‌ای بر شناخت علوم غریبه در ایران) نوشته پرویز براتی از سوی نشر چشمه به چاپ چهارم رسید.

بادهای افسون» (مقدمه‌ای بر شناخت علوم غریبه در ایران) نوشته پرویز براتی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، نویسنده در کتاب «بادهای افسون» در ۲۴ فصل با نگاهی توصیفی و در عین حال دیرینه‌شناسانه به بررسی ابعاد و وجوه مختلف علوم غریبه در ایران پرداخته و فصل‌هایی را نیز به جادو، کیمیاگری، طلسمات و شاخه‌های دیگر علوم غریبه اختصاص داده است. همچنین بخش‌هایی از کتاب به بررسی جایگاه این علوم در غرب اختصاص دارد. کتاب‌شناسی علوم غریبه در ایران بخش دیگر این کتاب است که به معرفی مهم‌ترین کتاب‌های این حوزه در چند صد سال گذشته می‌پردازد.

از ویژگی‌های کتاب، اختصاص فصل‌هایی به شخصیت‌های مرتبط با علوم غریبه همچون بلیناس حکیم، آصف ابن‌برخیا، افلاطون، یونگ، رازی، سهروردی، ابن‌عربی، شیخ بهایی، مُلّا حسین واعظ کاشفی و دیگران است.

از ادبیات غریبه تا سخن غریبه، زبان و معنا در متون غریبه، علوم غریبه به مثابه هنر، علوم غریبه: از هند تا پاکستان و علوم غریبه در غرب از دیگر فصل‌های کتاب است. فصلی از کتاب هم به این مسئله می‌پردازد که علوم غریبه پای در واقعیت دارد یا خرافات؟

براتی در مقدمه کتاب به این مساله اشاره می‌کند که هدف از پرداختن به این علوم، نه تایید محتوای موجود در آن‌ها بلکه آشنا کردن مخاطب با برخی زوایای پنهان ذهنیت تاریخی ایرانی و تمرکز بر متن‌هایی با پس زمینه امر غریب است.

چاپ چهارم «بادهای افسون» در ۱۸۶ صفحه به قیمت ۵۵ هزار تومان از سوی نشر چشمه منتشر شده و در فروشگاه‌ها و مراکز فروش کتاب قابل تهیه است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...