به گزارش ایبنا، دکتر آناندا ناتاراجان کتاب «ابزار دقیق در پزشکی» را در سال 2016 به رشته تألیف درآورد و اکنون دکتر بابک رضایی افشار آن را ترجمه کرده و در اختیار اساتید، محققان، دانشجویان و علاقه‌مندان رشته‌های مهندسی پزشکی قرار داده است.

در این کتاب ارتباط بین مهندسی و فیزیولوژی انسانی، انواع مختلف مبدل‌های مورد استفاده در ابزارهای پزشکی، جزئیات پتانسیل حالت استراحت و عمل، نظریه‌ها و انواع مختلف الکترود همراه با کاربرد آنها و جزئیات الکترودهای بیوشیمیایی، چگونگی سیگنال‌های الکتریکی دریافت شده از بدن انسان، طرح سیستم عصبی بدن، عملکردی سیستم‌ تنفسی، توزیع هوا، گردش، حجم و ظرفیت ریه، اسپیرومتر، پنوموتاچوگرافی، تبادل گاز و تجهیزات تنفسی، توصیف واحدهای درمانی، ابزارهای تحلیلی، سیستم‌های تصویربرداری پزشکی، چگونگی انتقال سیگنال بیولوژیکی، جزئیات مربوط به ایمنی الکتریکی در تجهیزات پزشکی مورد توجه قرار گرفته است.

«ابزار دقیق در پزشکی» در 12 فصل و 336 صفحه تدوین شده و با قیمت 70هزار تومان در  دسترس علاقه‌مندان است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...