کتاب "الزامات رسانه‌ای در صنعت هسته‌ای" با موضوع ارتباطات، رسانه و صنعت هسته‌ای و برای اولین بار با این رویکرد توسط نشر سیمرغ آسمان آذرگان در ۱۱۲ صفحه منتشر شد.

الزامات رسانه‌ای در صنعت هسته‌ای

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در مقدمه این کتاب آمده است: با ورود هر دانش و صنعت جدیدی در هر جامعه‌، نیاز به دانستن و کسب اطلاعات هر چه بیشتر از آن دانش و یا صنعت در وجود افراد آن جامعه نمود پیدا می‌کند. اگر این عطش کسب اطلاع از آن موضوع با شیوه و راهکار ارتباطی مناسب رفع نشود، افراد نسبت به آن حوزه، موضع مخالف و یا بی تفاوتی اتخاذ می‌کنند که خود موجب تضعیف و کند شدن روند پیشرفت آن می شود. باید اذعان کرد در زمینه دانش و صنعت هسته‌ای با توجه به ملاحظات خاص آن و حساسیت‌های موجود، با وجود سوابق منفی و عملکرد برخی از کشورها در استفاده از فناوریی هسته‌ای و نگرانی عمومی از احتمال وقوع حوادث مشابه، همچنین وجود پسماندهای رادیواکتیو حاصل از صنایع هسته‌ای به عنوان منبع انتشار تشعشعات هسته‌ای، باعث ظهور و فعال‌شدن گروه‌های اجتماعی و نهادهای مدنی مخالف ‌به کارگیری و گسترش این‌ فناوری در سطح دنیا شده و این مهم لزوم اطلاع رسانی صحیح و حرفه‌ای از موضوع را دو چندان کرده است.

باید به این مهم توجه داشت که اطلاع رسانی در مورد دانش و صنعت هسته‌ای کاملا خاص است و ملاحظات خود را می طلبد. اطلاع رسانی در این زمینه دارای ابعاد گوناگونی است. طیفی از اطلاعات مختلف با لایه‌ها متعدد.

همچنین دارای مخاطبانی در 3 سطح کلی شامل: ا- سطح داخلی (عموم مردم کشور) 2- سطح بین‌المللی 3- سطح‌ کارکنان صنعت هسته‌ای

این کتاب در پنج فصل به رشته تحریر درآمده است. در فصل اول به موضوع کلیات و ضرورت اطلاع‌رسانی در زمینه انرژی هسته‌ای پرداخته شده است. در فصل دوم مباحث مربوط به اطلاعات، نظام اطلاع‌رسانی، موانع برپایی نظام‌های اطلاع رسانی در کشورهای در حال توسعه بررسی شده است. در فصل سوم مباحث مربوط به ارتباطات، ارتباط جمعی، رسانه، نظریه‌های هنجاری پیرامون رسانه‌ها، بحران و تبلیغات آورده شده است. در فصل چهارم چگونگی اطلاع‌رسانی در مورد موضوعات هسته‌ای و تجارب بین‌المللی در خصوص ارتباطات اجتماعی همگام با توسعه نیروگاه‌های اتمی ارائه می‌شود و در فصل پنجم ساختار سازمان انرژی اتمی در زمینه اطلاع‌رسانی بیان شده است.

مطالعه این کتاب که برای اولین بار در ایران منتشر می‌شود به همه فعالان و علاقمندان رسانه و ارتباطات و همچنین فعالان حوزه فناوری هسته‌ای توصیه می‌شود.

به گزارش ایسنا، محمد محمدی برمی، مولف این اثر که خود دانش آموخته علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی است، می‌گوید مشوق اصلی تالیف این اثر، مرحوم دکتر محمد احمدیان، معاون سابق سازمان انرژی اتمی ایران بود و این اثر را به روح آسمانی ایشان تقدیم می‌کند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...