«جامعه را ببینیم: مقدمه‌ای بر مفاهیم، نظریه‌ها و روش‌های جامعه‌شناسی» [Att se samhället] اثر یوران آرنه [Göran Ahrne] و ترجمه حسن حسینی کلجاهی توسط نشر افکار منتشر شد.

جامعه را ببینیم: مقدمه‌ای بر مفاهیم، نظریه‌ها و روش‌های جامعه‌شناسی» [Att se samhället] اثر یوران آرنه [Göran Ahrne]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «جامعه را ببینیم» با شمارگان ۳۰۰ نسخه، ۱۵۴ صفحه و بهای ۶۵ هزار تومان منتشر شده است.

حسن حسینی کلجاهی مدرس جامعه‌شناسی در سوئد است که خود در گذشته دانشجوی آرنه بود. این کتاب چهارمین جلد از «مجموعه نظریه و روش» نشر افکار است.

«جامعه را ببینیم» را می‌توان به‌عنوان مرجعی مقدماتی و آسان‌فهم جامعه‌شناسی برای مخاطبان عام معرفی کرد که جامعه‌شناسی حرفه‌ای از خلال سال‌ها تحقیق و تدریس و به‌صورت چکیده گیرا از تمام کتاب‌هایی که تاکنون برای مخاطبان دانشگاهی و عمومی نوشته است؛ کتابی که البته شوق مطالعه بیشتر و تخصصی‌تر را در مخاطب برمی‌انگیزد. همچنان که جامعه‌شناسان مطرح دیگری چون پیتر برگر با کتاب «دعوت به جامعه‌شناسی» و نیز آنتونی گیدنز تلاش کرده‌اند جامعه‌شناسی را به زبانی ساده برای عموم توضیح دهند.

آرنه در پیش‌گفتار خود کتابش را چنین معرفی می‌کند: «نوشتن این کتاب برای من بسیار لذت‌بخش بوده است. امیدوارم نکاتی که در آن مطرح شده، بتوانند اندکی از لذت جامعه‌شناسی را برای خواننده خود عرضه کنند. اگرچه در آن پاره‌ای از مشکلات جامعه‌شناسی را نیز مطرح کرده‌ام، ولی نیت اصلی من آشکار کردن کارایی علم جامعه‌شناسی است. شاید بتوانیم این کتاب را مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی به حساب آوریم، ولی امیدوارم آنچه مورد بحث قرار گرفته است، حتی برای کسانی که با تحقیقات جامعه شناسی آشنایی دارند، گیرا و جالب باشد.»

این جامعه‌شناس مطرح سوئدی با اشاره به سوابق علمی خود می‌افزاید: «بخش بزرگی از محتوای کتاب مبتنی بر تجارب خود من است. به همین دلیل، شاید به‌جا باشد نکاتی را در مورد این تجارب مطرح کنم. من بیش از چهل سال به کار جامعه‌شناسی مشغول بوده‌ام. در پاییز ۱۹۶۴، تحصیل در رشته جامعه‌شناسی را در دانشگاه استکهلم شروع و در ۱۹۷۶، مدرک دکترای خود را در این رشته از دانشگاه اوپسالا دریافت کرده‌ام.

گمان می‌کنم تجارب فوق‌العاده وسیعی در حوزه‌های مختلف تحقیقات جامعه‌شناسی، کار با روش‌های گوناگون پژوهش و همکاری با پژوهشگران داشته‌ام. ضمن اینکه بخش بزرگی از علایق من بر تکامل تئوری‌های جامعه شناسی متمرکز بوده است، در عین حال به حوزه‌های بسیاری پرداخته‌ام که عبارت‌اند از: شرایط و اوقات کار، تفاوت‌های طبقاتی در کشورهای گوناگون، تقسیم قدرت در خانواده، مناسبات دوستانه، سازمان‌هایی نظیر اداره کار و اداره بیمه، «انجمن هندبال سوئد»، سازمان مذهبی «لیوتس اورد» و انواع سازمان‌های بزرگ جهانی نظیر «سازمان بین‌المللی کار» و «سازمان همکاری و رشد اقتصادی». همین‌طور، در چند بررسی که به ابتکار دولت سوئد انجام گرفته، شرکت کرده‌ام که عبارت‌اند از: «بررسی سطح زندگی مردم» و «بررسی قدرت زنان در جامعه». از طریق همکاری با جامعه‌شناسان آمریکا، کانادا و انگلستان تصویری از چگونگی جامعه‌شناسی در این کشورها به دست آورده‌ام. با راهنمایی بیش از پانزده دانشجو در رساله دکتریشان، آموزش‌های مهمی اندوخته‌ام. و نیز در ده سال اخیر از طریق همکاری با اقتصاددانان، استادان علوم سیاسی و انسان شناسان «مرکز تحقیقات سازمانی بخش دولتی استکهلم» آموخته‌ام که چه ارتباطی بین جامعه‌شناسی و رشته‌های دیگر علوم اجتماعی هست.

بنابراین، بر اساس این تجربیات است که کوشیده‌ام نکات اساسی جامعه‌شناسی را از منظر خودم، خلاصه کنم و نشان دهم این رشته در طول سال‌هایی که من به آن اشتغال داشته‌ام، چگونه رشد کرده است.»

کتاب «جامعه را ببینیم» شامل پنج فصل است که نویسنده آن را چنین خلاصه می‌کند: «در فصل اول کتاب، کوشیده‌ام موضوعاتی را توضیح دهم که جامعه‌شناسی با آن‌ها سروکار دارد؛ مفهوم جامعه را تبیین کنم؛ و نشان دهم چرا دیدن جامعه کار دشواری است. در فصل دوم، کوشیده‌ام نشان دهم این واقعیت که جامعه‌شناس خود عضوی از اعضای جامعه است، چه نقشی در دید او به جامعه دارد و چه تأثیری بر انجام تحقیقات جامعه‌شناسی می‌گذارد. در بخش بعدی، این موضوع را به میان می‌کشم که تئوری‌های جامعه‌شناسی در دیدن جامعه چه کمکی به ما می‌کنند. و همچنین کوشیده‌ام به این سوال پاسخ دهم که چرا این‌همه تئوری جامعه‌شناسی هست. در فصل چهارم، توضیح می‌دهم که چگونه جامعه‌شناسان در طول سه دوره مختلف، جامعه سوئد را دیده و به تحلیل آن پرداخته‌اند. در فصل پنجم، به تأملاتی کوتاه درباره استقبال خوانندگان از نتایج تحقیقات جامعه‌شناسی اشاره کرده‌ام.»

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...