«کووید-۱۹: بازتنظیم بزرگ»  [COVID-19 : the great reset,2020] نوشته کلاوس شواپ [Klaus Schwab] و تیه‌ری‌ ماله‌ره [Thierry Malleret] با ترجمه علیرضا حسنی منتشر شد.

کووید-۱۹: بازتنظیم بزرگ»  [COVID-19 : the great reset,2020]  کلاوس شواپ [Klaus Schwab] و تیه‌ری‌ ماله‌ره [Thierry Malleret]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۲۴۶ صفحه و با قیمت ۷۰ هزار تومان در نشر نو منتشر شده است.

در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: رشد سریع همه‌گیری کووید-۱۹ در زمستان ۲۰۱۹ با درهم شکستن ظرفیت‌های مقابله با چنین فاجعه‌هایی در سراسر دنیا نشان داد که حکمرانان کنونی جهان چندان به ظرفیت‌های ریسک‌های فاجعه‌بار و توان دفاعی کشورها و عرصه‌های جهانی حکمرانی اشراف نداشته‌اند. نه ساختارهای بین‌المللی و نه قراردادهای اجتماعی برسازندۀ ملت‌ها در درون مرزهای ملی، و نه ظرفیت‌های منطقه‌گرایی از سطح مطلوبی از آمادگی مقابله با فاجعه‌هایی نظیر همه‌گیری‌های کووید-۱۹ برخوردار نبود. جهان پیشاکرونا به کدام سو می‌رفت؟ وضعیت اقتصاد و سیاست در انتهای دهۀ دوم هزارۀ سوم چگونه بود؟
شکاف‌های میان فقیر و غنی درون کشورها و میان ملت‌ها، آشوب‌ها و نبردهای منطقه‌ای، شکنندگی اقتصاد و سیاست در کشورهای توسعه‌نیافته و در حال توسعه، و رواج کوتاه‌مدت‌گرایی بر تصمیم‌گیری‌های ملی و منطقه‌ای، در سایۀ شکست‌های پی‌درپی نهادهای مسئول حکمرانی جهانی نظیر سازمان ملل، سازمان بهداشت جهانی، صندوق بین‌المللی پول، و ائتلاف‌هایی نظیر گروه هفت و گروه بیست و نظایر آن‌ها برای مهار یکجانبه‌گرایی‌ها، هماوردطلبی‌های آمریکا و چین بر سر ابرقدرت اول جهان بودن، توزیع مناسب زنجیره‌های تأمین جهانی و نظم نوین اقتصادی، دست در دست هم سازوکاری آفریدند که در مقابل حملۀ برق‌آسای ویروس کرونا دفاع مناسبی از خود نشان نداد و درهم شکست.

پرسش مهم‌تر این است که پیامدهای اقتصادی، ژئوپولیتیکی، اجتماعی و روانی این درهم شکستن جهانی کدام‌اند؟ آیا جهان سرانجام می‌تواند به سطح مطلوبی از همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی‌ دست یابد یا دست‌کم به مسیر آن بازگردد تا بتواند مواضع مناسبی برای رسیدن به وضعیت عادی اتخاذ کند؟ آیا جهان پساکرونا به وضعیت عادی پیشاکرونا بازخواهد گشت یا پیامدهای دوران همه‌گیری برای همیشه مفهوم «وضعیت عادی» را تغییر داده‌اند؟

کلاوس شواپ بنیان‌گذار مجمع جهانی اقتصاد و تیه‌ری ماله‌ره دستیار اجرایی مؤسسۀ مانتلی باومتر بر این باورند که جهان هرگز دوباره به وضعیت عادی پیش از همه‌گیری کرونا بازنخواهد گشت. اثرات همه‌جانبه همه‌گیری، فرایندهای مقابله با آن، تأثیر اقدامات کشورها و نهادهای بین‌المللی برای جلوگیری و مهار آن و پیامدهای این اقدامات چنان وسیع، عمیق و تاریخی‌اند که در افق آن، دورانی جدید برای تمدن بشری آغاز خواهد شد.

کتاب «کووید-۱۹: بازتنظیم بزرگ» با زبانی ساده و بیانی شیوا به این مباحث و پرسش‌ها می‌پردازد و...

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...