پول چگونه ممکن است آثار زیانباری بر روند انجام پژوهش داشته باشد و دانشمندان و عموم مردم چگونه می‌توانند برای ایمن‌ساختن هنجارها و معیارهای قوام‌بخش شیوه تفکر عملی، گام بردارند؟

«بهای حقیقت؛ چگونه پول بر هنجارهای علم تأثیر می‌گذارد» [The price of truth : how money affects the norms of science] اثر دیوید بی.  [Resnik, David B

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی به تازگی کتاب «بهای حقیقت؛ چگونه پول بر هنجارهای علم تأثیر می‌گذارد» [The price of truth : how money affects the norms of science] اثر دیوید بی.  [Resnik, David B] , رستیک و ترجمه طالب جابری را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۳۸۶ صفحه و بهای ۶۵ هزار تومان منتشر کرده است.

این‌کتاب یکی از مجلدات مجموعه «اخلاق حرفه‌ای» این انتشارات است. متنی که در ادامه می‌خوانید را زها جلال زاده کارشناس ارشد زبان شناسی برای مهر ارسال کرده است:

این‌اثر به زبان اصلی، از مجموعه «اخلاق عملی و حرفه‌ای» و با همکاری مؤسسه اخلاق عملی و حرفه‌ای، توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد در سال ۲۰۰۷ منتشر شده و همچنین، در سال ۲۰۱۹ به زبان چینی نیز ترجمه شده است. بهای حقیقت در قطع وزیری با درآمدی به قلم مترجم، در ۹ فصل به‌همراه فهرست منابع، پی‌نوشت‌ها و کوته‌نوشت‌ها به‌شماره شابک ۷-۳۳۱-۴۶۰-۶۰۰-۹۷۸ منتشر شده است.

این‌کتاب به این موضوع می‌پردازد که پول چگونه ممکن است آثار زیانباری بر روند انجام پژوهش داشته باشد و دانشمندان و عموم مردم چگونه می‌توانند برای ایمن‌ساختن هنجارها و معیارهای قوام‌بخش شیوه تفکر عملی، گام بردارند. همچنین، با رویکردی واقع‌گرایانه و نه آرمان‌گرایانه، به کاوش و تحلیل پیوند میان جست‌وجوی منفعت مالی و جستجوی دانش می‌پردازد.

عنوان فصل اول اثر «علم و ثروت» است. در این فصل، نقش دانشگاه در دولت و سیاست‌های عمومی، بهبود رفاه عمومی و توسعه فناوری‌ها و تاکتیک‌های نظامی؛ همچنین، نقش دانشگاه در صنایع خصوصی برای تولید محصولات جدید و نوآوری تبیین شده است. در این فصل شواهدی ارائه شده است که چگونه دانشگاه‌ها، دولت‌ها و شرکت‌ها به امید کسب قدرت و ثروت نتایجی جهتداری را در پژوهش دنبال کرده‌اند و افراد و جامعه را از حقیقت دور می‌کنند. «جستجوی افسارگسیخته منابع مالی می‌تواند نه‌تنها پرهیزکاری دینی، بلکه انصاف، اعتماد، احترام به حقوق بشر، مردم‌سالاری و جستجوی حقیقت را خوار کند» (صفحه ۶۹).

در فصل دوم، با عنوان «هنجارهای علم» با تعریف علم و ارزش‌های آن، اهداف علم، اصول پژوهش علمی، اصول اخلاقی پژوهش علمی (از جمله، صداقت، دقت، عینیت، دسترس‌پذیری، آزادی، احترام به مالکیت فکری، احترام به همکاران و دانشجویان، احترام به سوژه‌های تحقیق، قابلیت، محرمانگی، رعایت قانون، مسئولیت اجتماعی، و نظارت بر منابع)، و اصول معرفت‌شناختی پژوهش علمی (از جمله، آزمون‌پذیری، سازگاری، انسجام، حمایت تجربی، دقت، امساک، کلیت، و نوبودن) تبیین شده است. هدف دستیابی به پژوهش‌های علمی پایا، عینی و در مقابل جامعه پاسخگوست.

با توجه به این امر که عینیت بنیادی‌ترین ارزش علم است، فصل سوم به همین امر اختصاص دارد. اهمیت درک این تمایز که «علم عینی است» یا که «علم باید عینی باشد» و در کنار آن تعریف عینیت دروازة ورود به مباحث این فصل است. بی‌غرض و ناسوگیرانه‌بودن علم در چارچوب «عقل‌گرایی هنجاری» و اعتراض‌ها بدان و بررسی آرای کوهن در چارچوب پارادیم در ادامه دنبال شده است. همچنین، «واقع‌گرایی هنجاری» و اعتراض‌ها بدان و بررسی آرای هیوم، کانت و کواین دیگر مباحث این فصل را شکل می‌دهد. چگونگی دستیابی علم به عینیت با بررسی سه مسئول اصلی آن دانشمندان، نتایج، و هنجارهای معرفت‌شناختی و عملی نیز از دیگر مباحثی که در فصل سوم می‌خوانیم.

بررسی نقش پول بر عینیت و دیگر هنجارهای علمی، در فصل چهارم آمده است. نقش منافع مالی در مراحل مختلف پژوهش علمی از انتخاب مسئله گرفته تا طرح آزمایش، استخدام سوژه‌های تحقیق، گردآوری و ثبت داده، تحلیل و تفسیر داده، اسامی نویسندگان، انتشار و به‌اشتراک‌گذاشتن داده، و داوری همتا و تکرار در این فصل بررسی شده است.

«تضاد منافع؛ چه زمانی افشا کافی نیست» عنوان فصل پنجم این کتاب است. از این فصل تا فصل هشتم، مسائل عملی برآمده از تأثیر پول بر علم بررسی شده است. پس از تعریف تضاد منافع، دو مفهوم مهم «تضاد وظیفه» و «تضاد تعهد» نیز مطرح شده، سپس در چارچوب هنجارهای علم تبیین شده است. راهبردهای مقابله با تضاد منافع فردی، و راهبردهای رویارویی با تضاد منافع نهادی خاتمه‌بخش مباحث این فصل است.

در فصل ششم، «مالکیت فکری؛ متوازن‌کردن منافع عمومی و خصوصی» بررسی شده است. تعریف مالکیت فکری، حقوق ثبت، حقوق تکثیر، علایم تجاری، اسرار تجاری، مالکیت فکری و پیشرفت علم و فناوری، و متوازن‌کردن منافع عمومی و خصوصی را در این فصل می‌خوانیم.

«انتشار؛ دسترس‌پذیری و پاسخگویی»، از جمله سوگیری، انتشار تکراری، علم ورقه‌ای، و دسترسی به داده‌ها و مواد نویسندگی بدون داشتن شایستگی در فصل هفتم بررسی شده است.

در فصل هشتم با عنوان «تأمین بودجة تحقیق و توسعه از سوی دولت؛ علم و کالای همگانی»، شرایط حمایتی دولت ایالات متحده امریکا نقد شده است.

فصل نهم و پایانی به «نتیجه‌گیری؛ حقیقت و راستی در پژوهش را ارج‌نهادن» اختصاص دارد. در جمع‌بندی این مباحث می‌خوانیم: «همة طرف‌هایی که دغدغة بهبود پژوهش علمی را دارند، باید فهمی کامل‌تر از دیدگاه مردم نسبت به رابطة میان علم و پول و چگونگی حفظ اعتماد مردم به علم پیدا کنند» (ص ۳۵۰). مطالعه این اثر به تمامی پژوهشگران و افرادی که دغدغه علم و قلم دارند، توصیه می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...