خانم استفانی کرونین [Stephanie Cronin] (متولد 1948) برای ما ایرانیان نامی آشناست. من با کتاب «ارتش و حکومت پهلوی»، که توسط آقای غلامرضا بابایی در سال 1377 به فارسی ترجمه (نشر خجسته) و منتشر شد، آشنا شدم. برایم جالب بود که یک «زن»، به مطالعات نظامی و ساختار ارتش در دوران رضاشاه پهلوی این چنین علاقه داشته باشد. این کتاب را استاد کاوه بیات به من معرفی کرد. تخصص این خانم پژوهشگر انگلیسی تاریخ تحولات خاورمیانه نظامی و سیاسی و به‌خصوص دوران رضاشاه است. کتاب بعدی که از استفانی کرونین خواندم «رضاشاه و شکل‌گیری ایران نوین» بود که مرحوم مرتضی ثاقب‌فر ترجمه، (نشر جامی) و در سال 1383 منتشر شد. چند سال بعد کتاب‌های «کلنل پسیان و ناسیونالیسم انقلابی در ایران»، (ترجمه عبدالله کوثری، نشر ماهی، 1394) و «ارتش و دولت‌سازی مدرن سیاست، ناسیونالیسم و اصلاحات نظامی»، ترجمه غلامرضا بابایی (وزارت امور خارجه 1395) از این خانم مورخ و محقق به‌فارسی ترجمه و منتشر شد. برای من که در دوران دانش-آموزی کتاب «قیام کلنل پسیان» نوشته علی آذری را خوانده بودم و این چهره نظامی برایم نوعی نوستالوژی انقلابی بود، خواندن کتاب «پسیانِ» خانم کرونین جذاب و در عین حال تفکر برانگیز بود.

استفانی کرونین [Stephanie Cronin] نان و عدالت در ایران عصر قاجار» [Bread and justice in Qajar Iran]

تازه‌ترین اثری که از این مورخ نکته‌سنج به فارسی ترجمه و منتشر شده و یا من خوانده‌ام، کتاب «نان و عدالت در ایران عصر قاجار» [Bread and justice in Qajar Iran] (ترجمه امیرحسین غلام پور و نیما شمسایی، نشر ژرف، 1400) است که با نگاه و تاریخ‌نگری «تاریخ از پائین» به موضوع جذاب و مهم شورش‌های نان در ده سال منجر به انقلاب مشروطیت پرداخته است. کمتر خواننده عادی است که کتابی درباب عهد قاجار خوانده باشد و به‌موضوع «شورش نان» برخورد نکرده باشد. نان و کمبود آن، همیشه در تاریخ قرون و اعصار، از جمله انگیزه‌های شورش توده‌ها بوده است. در ایران نیز، چنین بوده است. گزارش‌های متعددی در این باره در منابع عهد قاجار و حتی پهلوی اول و دوم، خصوصاً در خاطرات و سفرنامه‌های داخلی و خارجی مربوط به آن عهد، وجود دارد که دستمایه خانم کرونین در نگارش این اثر، که در واقع مقاله بلندی بوده، شده است.

خوشبختانه در چند دهه اخیر، مطالعات خوبی درباب شورش‌های نان در عصر قاجار، پهلوی اول و دوران حکومت محمدرضاشاه پهلوی در تهران و برخی شهرستان‌ها توسط محققان و مورخان ایرانی انجام شده است. کتاب مهم آقای مهدی میرکیانی با عنوان «نان و سیاست: تأثیر بحران‌های نان بر سیاست و اقتصاد عصر ناصری»، (نشر علم 1394) اثری است پُرارجاع و مستند. کتاب «تاریخ نان در ایران» نوشته ویلم فلور، (ترجمه، صبا کارخیر، نشر ایران شناسی، 1398)، نیز سرشار از اطلاعاتی در این باره است. فلور، که مورخی است اجتماعی، در واقع در این کتاب، علاوه بر گزارشی تاریخی از نان و پُخت نان در سرتاسر ایران، به اقتصادسیاسیِ نان و خصوصاً شورش‌های معروف نان در ایران نیز گریزی زده است.

همچنین تعداد قابل ملاحظه‌ای مقاله نیز درباب شورش نان به فارسی چاپ و منتشر شده است. شاید سه مقاله برجسته در این باب مقاله‌های «تأثیر بلوت‌های نان بر روابط حکومت و مردم در عصر ناصری» نوشته دکتر داریوش رحمانیان، (تحقیقات تاریخی اجتماعی 1392)، مقالۀ «بررسی اهمیت موضوع نان در تحولات سیاسی اجتماعی دوره پهلوی اول»، (پژوهش‌های تاریخی پائیز 1396) نوشته آقایان مسعود سیدبنکدار و شبرزاده محمدی‌آئین و بالاخره مقاله «ریخت‌شناسی شورش‌های نان در عصر مظفری» نوشته خانم هاجر صالحی و سهیلا ترابی فارسانی»، (مجله تاریخ و تمدن اسلامی، پائیز و زمستان 1398) است.

خانم استفانی کرونین در مطالعه جدید خود، تقریباً از بسیاری از این مقالات و منابع در تحقیق خود سود برده و به آن‌ها استناد داده است. اما تحقیق ایشان درباب شورش‌های نان در عصر قاجار، واجد یک ویژگی تئوریک مهم است و آن الگو قرار دادن یکی از نوشته‌های ای.پی. تامپسون، مورخ مارکسیست و «تاریخ اعماق» انگلیسی و مؤلف کتاب مشهور و کلاسیک شده «تکوین طبقه کارگر در انگلستان» است. تامسپون این مقاله را در سال 1971میلادی/ 1350ش. چاپ و منتشر کرده است. (در حاشیه به این نکته تئوریک ـ تاریخی نیز باید اشاره کنم که نخستین مورخی که در تحلیل تاریخ معاصر ایران از نظریات و تئوری‌های تاریخ از پائین/ تاریخ اعمال تامپسون و جورج رُوده در آثار خود استفاده کرد، یروان آبراهامیان مورخ مهور ایرانی بوده است.)

تامپسون در این مقاله، با به چالش کشیدن برداشت نخبه گرایانه‌ای که این جمعیت‌های مردمی را «اوباش» می‌نامیدند و فاقد عقلانیت و مشروعیت و حتی گاهی شرور و تبهکار می‌دانستند، طرحی دیگر درانداخت و کنُش‌های مستقیم مردمی در هنگام بحران مواد غذایی را در بافت خاص تاریخی و اقتصادی و مهم‌تر از همه، فرهنگی خودش قرار داد. تامسون با الهام از چیزی که ما امروزه در زبان فارسی «تاریخ ذهنیت» می‌نامیم، به سراغ توده مردم انگلستان در قرن هیجدهم میلادی رفت و رویکرد تاریخ از پائین، کوشید تا «ذهنیت» آنان را هنگام شورش شناخته و روایت کند. به نظر تامپسون، در تبیین شورش‌های غذا باید تقلیل‌گرایایی اقتصادی خام‌اندیشانه را به‌کلی دور انداخت. یعنی این پندار که شورش‌های مذکور واکنش‌های غریزی و از سر شکمِ گرسنه هستند؛ برعکس، برای فهم عملکرد شورشگرانِ نان باید تأکید را بر عواملی دیگر بگذاریم. بر چه عواملی؟ سیاسی یا ذهنیت آنان. یعنی به‌عبارت ساده‌تر بر تصوری که همواره از مشروع بودنِ عمل خود داشتند. آنان بر این باور بودند که در حال دفاع از حقوق و رسوم سنتی خویش هستند. یعنی آسیاب کردن و پختن و عرضه کردن نان در بازار.

خانم کرونین با الهام از تئوری نامپسون و با استفاده گسترده از کتاب «عهد قاجار» ونسا مارتین، (ترجمه شادروان حسن زنگنه، نشر ماهی، 1397) و کتاب پیش گفته ویلم فلور، کوشیده تا شورش‌های نان در ده سال پیش از انقلاب مشروطه در ایران را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. خودش در این باره نوشته است: «پارادایم تامپسون، اگر چه برای توضیح زمینه تاریخیِ بس متفاوتی پرورانده شده، در فهم بهترِ معنا و اهمیت شورش‌های نان در ایران نیز راهگشاست. شورشگرانِ نان ایرانی اغلب از طبقات پائین قصبات و شهرهای ایران برخاسته بودند. و گاهی در شمار فقیرترین آنان بودند. امکان بازسازی تجربه آن اقشار اجتماعی، به‌خصوص در خاورمیانه به‌دلیل بی‌سوادی ایشان و خاموشی آرشیوها، غالباً محل تردید بوده است.» (ص 36).

تا چندین سال پیش از انقلاب مشروطه، در ایران و کشورهای اسلامی نهادی رسمی وجود داشت به اسم «مُحتسب» که عملاً علاوه بر ایجاد امنیت، کار مهمش نظارت بر بازار و قیمت‌های آن بود. به باور کرونین، یکی از علل زیاد شدن شورش‌های نان در ده سال منجر به انقلاب مشروطه، از بین رفتن همین نهاد مُحتسب بوده است. وظایف این نهاد در ساختار جدید، به «نظمیه» و «بلدیه» واگذار شد، اما تنظیم بازار و نظارت بر قیمت‌ها، بلاصاحب ماند و همین هم موجب خشم توده‌ها و بعضاً شورش‌های متعدد نان در نقاط مختلف ایران شد. (نگ، ص ص 76ـ75).

تاریخ را فرادستان، پیروزمندان و حاکمان نوشته‌اند و می‌نویسند. از این روی حضور توده مردم در این تواریخ فرمایشی و سخت گزینش شده، بسیار نادر است. فقرا و زنان، خاموشان و بعضاً نادیده انگاشته شده تمام جوامع پیشامدرن در هر جامعه در طول تاریخ بوده‌اند. صدای توده مردم گاه که سر به شورش می‌گذاشتند، در چنین تواریخی ثبت شده است، آن هم به ندرت، تحریف و تحقیر شده. کرونین با چنین وضعیت خاموشی منابع و آرشیوها، نوشته است: «کسانی که می‌خواهند درباره شورشگران نان ایرانی کسب اطلاع کنند، عمدتاً باید به یادداشت‌هایی پراکنده از ناظرانی که چیزهایی از ایشان نقل کرده‌اند تکیه کنند؛ تعدادی عریضه و تظلم‌نامه نیز موجود است که اشاراتی به ذهنیت آن ها توان داشت.»(ص ص 37ـ36).

یکی از موضوعات مهم تاریخ از پائین، نقش آفرینی زنان در وقایع اجتماعی است. کرونین، که خود یک مورخِ قرن بیست و یکمیِ زن و آشنا با جریان‌های جنبش زنان در ایران و خاورمیانه است، در کتاب خود به نقش زنان در شورش‌های نان نیز عنایت خاصی داشته و جای جای، مطالب ریز و درشتی در این باره آورده که تحلیل و بررسی آن مطالب را به مجال دیگری واگذار می‌کنیم. به‌هرحال نگاه تئوریک خانم استفانی کرونین به قضیه تاریخ شورش نان در ایران عهد قاجار، برای مورخان ما، که اعتنای چندانی به تاریخ‌نگری و تاریخ‌نگاری نوین ندارند و غالب مطابشان گردآوری انبوه فاکت‌های تاریخی و حداکثر دسته‌بندی و تحلیل آن‌ها است، فرصت مغتنمی است.

کتاب «نان و عدالت در ایران عصر قاجار» نوشته استفانی کرونین با ترجمه امیرحسین غلام‌پور و نیما شمسایی با شمارگان 500 نسخه و قیمت 34 هزار تومان در قطع رقعی از سوی انتشارات ژرف منتشر شد.

ایبنا

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

روابط متقابل زردشتیان و مسلمانان... ادبیات پیش‌گویانه با ایجاد مشابهت‌هایی میان تولد و زندگی‌نامه‌ی محمد[ص]، زردشت و شاهان ایرانی برقراری روابط اجتماعی میان دو گروه را آسان‌تر کرد... پیروزی مسلمانان تجلی لطف خداوند توصیف می‌شد و هر شکست زردشتیان گامی به سوی آخرالزمان... از مهمترین علل مسلمان شدن زردشتیان: ایمان خالصانه به اسلام، باور به اینکه پیروزی‌های اعراب اعتبار اسلام را تأیید می‌کند، به‌دست آوردن آزادی(اسیران)، تهدید به مرگ، انگیزه‌های مالی و اجتناب از پرداخت خراج ...
جنبش‌های اجتماعی نوعی همبستگی اجتماعی به ارمغان می‌آورند که می‌توانند فرصتی برای احیای دو عنصر کلیدی حیات مبتنی بر سرمایه اجتماعی ـ یعنی ارزش‌های مشترک و ارتباطات بیشتر ـ فراهم کند... «اجتماع» عرصه‌ای است که نه منافع فردی در آن سیطره دارد، نه فرد در جمع ذوب شده است... سه‌ضلع دولت، بازار و اجتماع سرنوشت جامعه را رقم می‌زنند... برخورد انحصارگرایانه گروه‌های مذهبی نسبت به سکولارها در داخل و دین‌ستیزی بنیادگراهای سکولار در خارج کشور، منازعه‌ای برابر نیست ...
قدرت در هر زمان و مکان نقاب‌هایی مسخ‌شده از چهره‌ی دین می‌سازد و آن را به‌عنوان دین عرضه می‌کند تا ستم خویش را مشروع جلوه دهد... نشان می‌دهد که خوانش ایدئولوژیک از حاکمیت چگونه بر دیدگاه اسلام‌گرایانی همچون ابوالاعلی مودودی و سید قطب تاثیر گذاشته است... بسیاری از حاکمان از شعار «اطاعت از اولی‌الامر» استفاده می‌کنند و افراد جامعه را سرکوب و آزادی آن‌ها را سلب می‌کنند... معترضان از عثمان خواستند که ترک حکومت کند، اما او نپذیرفت و به‌جای حل اعتراضات از طریق دموکراتیک دست به خشونت زد ...
انسان را به نظاره‌ی شاعرانه‌ی اشیا در درونی‌ترین زندگی آنها می‌برد... اراده‌ی خدا را جانشین اراده‌ی خویش می‌کند، و به همین سبب، استقلال مطلق در برابر خلق و وارستگی در برابر اشیا پیدا می‌کند؛ دیگر خلق و اشیا را برای خودشان دوست می‌دارد؛ همان‌گونه که خدا آنها را دوست می‌دارد... انسان به عنوان آفریده‌ی عشق مرکز آزادی است و مغرورانه در برابر خدا و سراسر جهان هستی می‌ایستد. عمق درون او را تنها خدا می‌تواند بخواند! ...
گراس برای تک‌تک سال‌های یک قرن، داستانی به وجود آورده است... از اتفاقات بزرگ و گاه رویدادهای به نظر بی‌اهمیت تا تحولات فنی و اکتشافات علم و تکنولوژی، خودبزرگ‌بینی انسان‌ها، شکنجه و کشتار و در نهایت، شروع‌های دوباره... طوری به جنگ جهانی نگاه می‌کنند که انگار دارند درباره یک بازی فوتبال حرف می‌زنند...دلسردی چپ‌ها از تئودور آدورنو، تیراندازی به رودی دوچکه، محرک جنبش دانشجویی آلمان، ملاقات پل سلان و مارتین هایدگر ...