چاپ نخست کتاب «نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا(ص)» نوشته احمد کریمیان از سوی موسسه بوستان کتاب منتشر و روانه بازار نشر شد. کتاب حاضر در سه بخش به بررسی رسالت پیامبر(ص) یعنی تزکیه و تعلیم مردم می‌پردازد.

به گزارش ایبنا، آنچه در این اثر گرد آمده، پرتوی از آفتاب فروزان سیرت حضرت رسول اکرم(ص) است که علاوه بر کتاب‌های سیره و تاریخ، از منابع روایی شیعه و سنی نیز بهره برده و ضمن ارایه مآخذ متعدد برای هر مطلب، منابع متقدم و کهن را از نظر دور نداشته است.

کتاب حاضر در سه بخش به سیره آموزشی پیامبر(ص) پرداخته است. احیا و برآوردن یک امت، دانش و آموزش در مکتب پیامبر نور(ص) و تنوع شیوه‌های آموزشی، عناوین بخش‌های سه‌گانه این اثرند.

بر اساس مطالب کتاب، «اولیای الهی در مقام عبودیت و بندگی و کسب علم و آگاهی، چندان که دل و جانشان، صفا و طهارت می‌یابد و منشا آثار و برکات می‌شود، سیرت و رفتارشان، آموزنده و انگیزنده است.
در این میان، سیرت منور رسول خدا(ص)، از آن جهت که نمونه اعلای انسان کامل و آیینه شفاف جمال حق‌تعالی و مظهر اتم صفات الهی است، از منزلتی ویژه برخوردار است.
بر ارباب معرفت روشن است که دست‌رسی به سیرت ربانی و منش الهی آن نیر اعظم، از غوامض اصول علمی و عرفانی است. آدمی کجا و عمق مفهوم خطاب "لولاک لما خلقت الافلاک؛ اگر به خاطر تو نبود، کائنات را نمی‌آفریدم" کجا؟!
آدمی را چه رسد که به ذیل معنای کلام امین وحی که چون در بلندای معراج، از عروج بازماند و به محضر رسول خدا(ص) عرضه داشت: "لو دنوت انملة لا حترقت؛ اگر سرانگشتی فراتر آیم، بسوزم" راه یابد؟!»
نویسنده در بخشی از این کتاب می‌نویسد: «اگر آن آیینه ایزدنما، خطاب به علی مرتضی(ع) تصریح فرمود: "یا علی! ما عرف‌الله الا انا و انت، و لا عرفنی الا الله و انت، و لا عرفک الا الله و انا؛ ای علی! کسی جز من و تو خدا را نشناخت و هیچ‌کس جز خدا و تو مرا نشناخت و کسی جز خدا و من تو را نشناخت" دیگر اولاد آدم را چه رسد که حجاب عجز و جهل از دیدگان خویش بزدایند و آفتاب جهان تاب سیرت آن دُرّ یتیم و لطیفه نادره خلقت را، چنان که هست، از منظر معرفت قاصر خویش بنگرند؟!
گرچه شناخت مراتب معنوی رسول خدا(ص) و درک جمله فضایل و کمالات آن حضرت، دور از دست‌رس فهم آدمی است، اما به یقین هرکس به قدر استعداد و سعه وجودی خویش می‌تواند پنجره‌ای به سوی آن کانون هدایت و مهر حقیقت بگشاید و از نسیم دل‌انگیز فضایل و مکارم آن پیامبر رحمت، دل و جان خویش را بپرورد.»

نویسندگان و پژوهشگران جهان درباره هیچ‌یک از شخصیت‌های تاثیرگذار تاریخ مانند رسول مکرم اسلام(ص) قلم نزده‌اند. کثرت تحقیقات و انبوه کتاب‌هایی که از سوی مسلمانان و سایر ملل درباره زندگانی، سیره، سجایا و محاسن آن حضرت و جنبه‌های گوناگون حیات ایشان، به ظهور پیوسته، چندان است که حیرت و شگفتی برخی بیگانگان را برانگیخته است.

«تاریخ» چنان صریح و روشن از این مرد بزرگ سخن می‌گوید که گویی سایه به سایه وی حرکت کرده و تمام حرکات، سکنات و جزئیات گفتاری و رفتاری حضرت را به وضوح ثبت و ضبط کرده است.

سیره تابناک رسول خدا(ص) که خود، آیت و معجزه‌ای آشکار در صدق نبوت اوست، سرشار از گوهرهای ناب و ناسفته‌ای است که دست‌رسی بدان، جز از راه شناوری و غواصی در دریای ژرف منابع اصیل اسلامی، چون کلام وحی، حدیث، سیره و تاریخ، میسر نیست.

رسول ‌خدا(ص) که به نص صریح قرآن کریم، برترین و بهترین اسوه و سرمشق مومنان بود و بر خوی و خلق عظیم تکیه داشت، در پرورش انسان‌های برتر و متعالی، حتی به جزئی‌ترین و ریزترین عناصر تعلیم و تربیت، عنایتی وافر و دقتی تمام داشت. جوامع روایی شیعه و سنی و کتاب‌های فراوان سیره و تاریخ، مشحون از اخبار و احادیثی است که در غایت وضوح، میزان عنایت و دقت آن حضرت را به امر تعلیم و تربیت نشان می‌دهد. تاریخ، این مشعل افروخته از عشق الهی را انسانی بس عظیم و تاثیرگذار می‌شناسد.

متحد ساختن اقوام وحشی و پراکنده عرب و دمیدن روح ایمان و اخلاص و اعتماد به نفس در آنان، موجب شد تا آن قوم بتواند در کمتر از دو دهه، امپراتوری‌های عظیم و پر جلال و شکوه ایران و روم را به زانو درآورد. گفتنی است با وجود آن همه غزوات و عملیات نظامی و فتوحات رعدآسای این مرد بزرگ، هرگز نام وی در ردیف فاتحان نام‌آور تاریخ رقم نمی‌خورد، زیرا کار شگفت‌ و انقلاب عظیم‌تری که آن حضرت در عرصه علم و فرهنگ و ارزش‌های اخلاقی بنیاد کرد، نام او را از زمره حادثه آفرینان و ماجراجویان بزرگ تاریخ جدا می‌سازد.

آن حضرت از میان بی‌نام و نشان‌ترین افراد آن روزگار و حتی بردگان تحقیر شده و زجر کشیده مکه، چهره‌های تابناک و برجسته تاریخ را برآورد و از آنان، اسطوره‌های عزت و آزادگی و سرافرازی ساخت. سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد، بلال حبشی، اویس قرنی، یاسر و همسرش سمیه و فرزندش عمار و ... همه از این تبار زرین‌اند.

چاپ نخست کتاب «نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا(ص)» با شمارگان 1000 نسخه، 311 صفحه و به بهای 54000 ریال راهی بازار نشر شده است.
 

راسکلنیکوف بر اساس جان‌مایه‌ای از فلسفه هگل دست به جنایت می‌زند... انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: نخست انسان‌های عادی که می‌بایست مطیع باشند و حق تجاوز از قانون را ندارند و دوم انسان‌های که او آن را «مافوق بشر» یا غیرعادی می‌نامد و اینان مجازند که برای تحقق اهداف والای خود از قانون عدول کنند... به زعم او همه‌ی قانون‌گذاران و بنیان‌گذاران «اصول انسانیت» به نوعی متجاوز و خونریز بوده‌اند؛ ناپلئون، سولن و محمد را که از او تحت عنوان «پیامبر شمشیر» یاد می‌کند از جمله این افراد استثنایی می‌‌داند ...
انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...