نشر شیرازه کتاب ما پس از سال‌ها کتاب «ایران و جهانی پر تلاطم» نوشته فریدون زندفرد، دیپلمات مشهور ایرانی را تجدیدچاپ کرد.

به گزارش مهر، انتشارات شیرازه کتاب ما به‌تازگی کتاب «ایران و جهانی پر تلاطم: خاطراتی از دوران خدمت در وزارت خارجه ۱۳۲۶ - ۱۳۵۹» اثر فریدون زندفرد را با شمارگان ۳۳۰ نسخه، ۲۶۹ صفحه و بهای ۳۵ هزار تومان تجدیدچاپ کرده است.

چاپ پیشین این کتاب در سال ۱۳۷۹ با شمارگان دو هزار و ۲۰۰ نسخه و بهای هزار و ۶۰۰ تومان منتشر شده بود. فریدون زندفرد (درگذشته در تابستان ۱۳۹۸) محقق حوزه سیاست خارجی و از معاونان وزارت امور خارجه ایران در دوران پهلوی بود.

کتاب «ایران و جهانی پر تلاطم» ۱۱ فصل دارد که عناوین آنها به‌ترتیب از این قرار است: «سال‌های نخست (از ۱۳۲۶ تا ۱۳۲۸)»، «ماموریت در سازمان ملل متحد»، «اداره امور اقتصادی»، «ماموریت دوم در سازمان ملل متحد»، «هفت سال اقامت در تهران (از ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۰)»، «سفارت کویت»، «ریاست دفتر طرح‌ها و برنامه‌ها»، «سفارت اسلام آباد»، «سفارت کویت از ۵۷ تا ۵۸»، «وزارت خارجه جمهوری اسلامی» و «پرده‌های آخر».

زندفرد از مقامات عالی‌رتبه و سفرای سابق وزارت امور خارجه بود که سال ۱۳۰۴ در تهران متولد شد؛ دوره کارشناسی را در دانشکده حقوق دانشگاه تهران گذراند و درجات کارشناسی ارشد و دکترا را در رشته علوم سیاسی از دانشگاه نیویورک در ایالات متحده آمریکا کسب کرد.

زندفرد در سال ۱۳۲۶ خدمت در وزارت امور خارجه را آغاز کرد و پس از ۱۶ سال و طی مشاغل و مدارج گوناگون، به مقام سفارت کشورهای در کویت، پاکستان و عراق رسید. وی همچنین در دوره‌ای معاون وزارت امور خارجه ایران بود. از رویدادهای مهم دوران ۳۳ ساله خدمت او، الحاق جزایر سه‌گانه به ایران و موضوع بحرین بود. وی به روایتی تنها سفیر بازمانده از رژیم شاهنشاهی بود که نظام نوپای جمهوری اسلامی نیز از دانش و تجربیاتش در مشاغل مختلف بهره گرفت و پس از انقلاب نیز در وزارت امور خارجه به خدمت خود ادامه داد.

تحولات سیاسی در بریتانیا، ایران و جامعه ملل، تاریخ جامعه ملل ایران، جهانی پر تلاطم: خاطراتی از دوران خدمت در وزارت خارجه ۱۳۲۶ - ۱۳۵۹، بحرین: یادی از آن استان آشنای گمشده، خاطرات خدمت در وزارت امور خارجه و سیمای دیپلماسی نوین ایران، محمدعلی فروغی در صحنه دیپلماسی بین‌الملل: کنفرانس صلح پاریس (ورسای)، سر گوراوزلی: اولین سفیر انگلیس در دربار قاجار ۱۸۴۴ - ۱۷۷۰ (طراح عهدنامه گلستان) (ایران در آغاز قرن نوزدهم)، خاطرات خدمت در وزارت امورخارجه‏‫ و ‏‫‏سیمای دیپلماسی نوین ایران در نیمه قرن بیستم ۱۳۲۶- ۱۳۵۹ و… از جمله آثار هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...