کتاب «راه‌های ابریشم؛ نگاهی به تاریخ» [The Silk Roads : a new history of the world] نوشته پیتر فرانکوپن [Peter Frankopan] با ترجمه سیما مولایی توسط انتشارات ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.

راه‌های ابریشم؛ نگاهی به تاریخ» [The Silk Roads : a new history of the world]  پیتر فرانکوپن [Peter Frankopan]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب پیش‌تر با ترجمه حسن افشار در شهریور سال ۹۹ توسط نشر مرکز منتشر شده بود و حالا ترجمه جدیدی از آن ارائه شده است. نسخه اصلی این‌کتاب سال ۲۰۱۶ چاپ شده و ترجمه‌ای که ققنوس از آن منتشر می‌کند از روی نسخه‌ای بوده که سال ۲۰۱۷ عرضه شده است.

نویسنده این‌کتاب، مورخی مستقر در دانشگاه آکسفورد است. او پژوهشگر ارشد کالج ووسترِ دانشگاه آکسفورد و مدیر مرکز مطالعات بیزانس در این‌دانشگاه است. او کتاب «جنگ صلیبی اول: فراخوان از شرق» را نوشته که یکی از تک‌نگاری‌های وزین درباره بیزانس، اسلام و غرب در قرن‌های یازدهم و دوازدهم است. کتاب «راه‌های ابریشم» هم یکی از آثار معروف اوست که دنباله آن را با عنوان «راه‌های ابریشم نو» در سال ۲۰۱۹ منتشر کرد. ترجمه آلکسیاد هم از دیگر آثار این‌محقق و پژوهشگر است.

پیتر فرانکوپن در مقدمه‌ای که برای این‌کتاب نوشته، از کودکی خود و علاقه به کشف واقعیت‌های تاریخ گفته است. او می‌گوید خیلی از قصه‌ها او را وا داشتند گذشته جهان را به گونه‌ای متفاوت ببیند. او این‌تاریخ متفاوت را در کتاب خودش، پس از همه تشکیک‌ها، جایی بین دریای سیاه و کوه‌های هیمالیا می‌بیند؛ یعنی جاده ابریشم که به گفته او شهرهای زیادی در این‌مسیر ساخته شدند.

در نقدی که نیویورکر درباره این‌کتاب منتشر کرده، این‌اثر تاریخی خواندنی توصیف شده که به جنگ دیدگاهی می‌رود که غرب را وارث تمدن یونانی - رومی می‌داند. تاثیرپذیری مسیحیت از دین بودا یکی از مسائلی است که در این‌کتاب به آن پرداخته شده است. دیگر نقدهایی که درباره این‌کتاب نوشته شده‌اند، آن را اثری بلندپروازانه و برهم‌زننده مفروضات پیشین دانسته‌اند.

مولف کتاب پیش‌رو معتقد است ابتدا در راه‌های ابریشم بود که شرق و غرب از طریق بازرگانی و کشورگشایی که منجر به نشر اندیشه‌ها، فرهنگ‌ها و دین‌ها شد؛ با یکدیگر برخورد کردند. فرانکوپن در این‌کتاب نشان داده سرنوشت تمدن غرب تا چه حد با شرق، پیوند داشته است؛ پیوندی ناگسستنی و مهم. به‌این‌ترتیب، کتاب «راه‌های ابریشم» افشاگری‌های جالبی درمورد غرب و دستاوردهایش دارد که نشان می‌دهند تا چه حد، کشورهای غربی مدیون شرق عالم بوده‌اند. پیتر فرانکوپن در کتاب خود به این‌مساله اشاره دارد که برای درک اهمیت شهرها و کشورهایی که در مسیر تجاری پیچیده جاده ابریشم قرار داشته‌اند، ابتدا باید از تاریخ شگفت‌انگیز آن‌ها آگاه شد.

کتاب «راه‌های ابریشم» ۲۵ فصل دارد که عناوین‌شان در ترجمه نشر ققنوس به‌ترتیب عبارت است از:

برپایی راه ابریشم، راه دین‌ها، راه شرق مسیحی، راه انقلاب، راه سازش، راه خز، راه بَرده‌ها، راه بهشت، راه جهنم، راه مرگ و نیستی، راه طلا، راه نقره، راه شمال اروپا، راه امپراتوری، راه بحران، راه جنگ، راه طلای سیاه، راه سازش، راه گندم، راه نسل‌کشی، راه جنگ سرد، راه ابریشم آمریکا، راه رقابت ابرقدرت‌ها، راه فاجعه، راه تراژدی.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

دنیایی نو در آن‌سوی اقیانوس‌ها کشف شده بود، اما در اروپا نیز دنیایی نو پا می‌گرفت و از ایده‌های جدید پویا استقبال می‌شد. سلیقه‌های جدید پذیرفته می‌شد و روشنفکران و دانشمندان برای جلب پشتیبان و منابع مالی با یکدیگر رقابت می‌کردند. افزایش درآمد خالص کسانی که مستقیما در کاوشگری‌ها در قاره‌ها شرکت داشتند و ثروتی که به همراه آوردند هزینه دگرگونی‌های فرهنگی را که باعث تغییرات کلی در اروپا شد تامین می‌کرد. طی فقط چند دهه حامیان ثروتمند هنر پیدا شدند که خواهان خرید آثار گرانبها بودند، تقاضا برای آنچه کمیاب و غیرعادی بود بالا گرفت.

اروپا با ثروت جدید بادآورده خودستا و خودرای شد و مانند این‌که بیت‌المقدس را فتح کرده باشد، باورهای مذهبی‌اش قوی‌تر شد. از دید بسیاری از مردم کاملا روشن بود که ثروت ظاهرا بی‌پایانی که از سرزمین‌های دنیای نو به دست می‌آمد تایید رحمت الهی و «خواست پروردگار متعال بود که به هرکس که اراده کند و از هر راهی که بخواهد پادشاهی می‌دهد یا از او می‌گیرد.» پیدایش دورانی به‌راستی طلایی سبب شد سرنگونی قسطنطنیه به دست ترک‌ها در سال ۱۴۵۳م، فاجعه‌ای که سبب شده بود در رم مردم شیون کنند و به سینه‌شان بکوبند و اشک بریزند، فراموش شود.

این‌کتاب با ۶۸۰ صفحه، شمارگان ۷۷۰ نسخه و قیمت ۲۵۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...