کتاب‌ «جهان نمای تاریخ؛ تبارنامه توصیفی حکومت‌های جهان از دوران باستان تا عصر حاضر» اثر محمد خدایی منتشر شد.

جهان نمای تاریخ؛ تبارنامه توصیفی حکومت‌های جهان از دوران باستان تا عصر حاضر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ اول کتاب «جهان نمای تاریخ» به بهای ۵۵۰ هزار تومان توسط نشر ندای تاریخ عرضه شده است.

اهتمام در شناخت تبار اشخاص و نسب‌نامه‌نویسی متأثر از توجه اقوام اولیه به حفظ خون پاک به هنگام انتقال قدرت به جانشینان یکی از کهن‌ترین علوم رایج در میان اقوام و ملل بوده که در طول تاریخ، بنا بر مقتضیّات زمان و جهت حفظ ساختار طبقات و به‌خصوص شناخت اعضای خاندان‌ها و بزرگان محلی مورد استفاده قرار می‌گرفته است، برای مثال می‌توان به کتیبه‌های باستانی اشاره کرد که در متن آنها حکمرانان پیش از ذکر وقایع جاری با تأکیدی خاص نام اجداد خویش را بیان کرده‌اند.

به مرور گردآوری انساب و نگارش آنها توسط افراد مورد اطمینان، چنان گسترش یافت که نسب‌نامه‌نویس‌ها در میان جامعه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار شدند. با شکل‌گیری دولت‌ها و امپراطوری‌ها در کنار سایر علوم نسب‌نامه‌نویسی و شرح وقایع نیز دچار تحول شده ساختار نوینی یافت. طی این دوران حتی شاهد آن هستیم برخی از پادشاهان برای نیل به مقصود از جمله مشروعیّت‌بخشی دینی یا ملی به حکومت خویش، در کنار تدوین تاریخ سیاسی خاندان‌ها و معرفی فرمانروایان به نسب‌نامه‌های جعلی دست می‌یازیدند. به‌تدریج تبارشناسی در کنار شرح وقایع به یکی از شاخه‌های علم تاریخ بدل شد. هرچند طی قرن‌های گذشته چندین اثر درباره تاریخ سیاسی حکومت‌ها به رشته تحریر درآمد اما اکثر آنها رویه‌ای ثابت داشته و فاقد نوآوری هستند.

در قرن‌های معاصر نیز تعدادی از محققین همچون لین پول، زاخائو، زامباور و خلیل ادهم در کتاب‌های خویش به معرفی خاندان‌ها و تبارشناسی آنها پرداختند اما این آثار کاستی‌هایی در اطلاعات اعم از کمی و کیفی دارند. به دلیل دسترسی این محققین به منابع تاریخ اسلام و مسکوکات مسلمین تبارنامه سلسله‌های اسلامی بیشتر مد نظر قرار گرفته و در محتوا، نوع نگارش و تنظیم سالشمارها اشتباهاتی مشاهده می‌شود. وسعت و پراکندگی اطلاعات موجب شده در کمتر کتابی با حجمی محدود به تاریخ سیاسی فرمانروایان جهان پرداخته شود، از این رو در این اثر سعی بر آن است تا در کنار رفع نواقص آثار گذشتگان، با گسترش محدوده جغرافیایی و بازه زمانی تعداد بیشتری از حکومت‌های حاکم بر ایران و جهان (خصوصاً ملل کمتر شناخته شده از دوران باستان تا حال حاضر) معرفی و نسب‌نامه این سلسله‌ها ترسیم شوند. این مجموعه شامل نسب نامه‌های توصیفی فرمانروایان جهان از غرب تا شرق دور است و بار دیگر بخشی از تاریخ ملل را آشکار می‌کند. امید که مورد توجه علاقه‌مندان قرار گیرد.

................ هر روز با کتاب ................

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...