کتاب «جنگ‌های یونان و ترکیه(بین سال‌های 1919 الی 1922)» نوشته آقای «پانایوتیس ماموروپولوس» نویسنده یونانی است که در دسامبر سال 2023 میلادی آن را به نگارش درآورده و از سوی انتشارات « Inphognomon» یونان در 176 صفحه منتشر شده است.



جنگ یونان و ترکیه بین یونان و جنبش ملی ترکیه در طول تجزیه امپراتوری عثمانی پس از جنگ جهانی اول، بین ۱۵ مه ۱۹۱۹ و ۱۴ اکتبر ۱۹۲۲ درگرفت. این درگیری بخشی از جنگ استقلال ترکیه بود. لشکرکشی یونان عمدتاً به این دلیل آغاز شد که متفقین غربی، به ویژه «دیوید لوید جورج- 1863-1945» نخست‌وزیر اسبق بریتانیا (1916-1922)، به یونان قول تصرفات ارضی به قیمت امپراتوری عثمانی که در جنگ جهانی اول شکست خورده بود را داده بود. ادعاهای یونان از این واقعیت ناشی می‌ شد که آناتولی غربی پیش از فتح این منطقه توسط ترک ‌ها در قرن ‌های ۱۲ تا ۱۵، بخشی از یونان باستان و امپراتوری بیزانس بوده است.

درگیری مسلحانه زمانی آغاز شد که نیروهای یونانی در ۱۵ مه ۱۹۱۹ در سمیرنا (ازمیر کنونی) پیاده شدند. آنها به داخل کشور پیشروی کردند و کنترل بخش غربی و شمال غربی آناتولی، از جمله شهرهای مانیسا، بالیکسیر، آیدین، بورسا و اسکی‌شهر را به دست گرفتند. پیشروی آنها توسط نیروهای ترکیه در نبرد «ساکاریا» که راه را برای پیروزی نهایی در جنگ استقلال هموار ساخت و در حافظه تاریخی ملت ترکیه به عنوان «نماد اراده آزادی و استقلال» ماندگار شد، در سال ۱۹۲۱ متوقف شد.

یونانی‌ها فشار سنگینی بر جبهه جنوبی وارد کردند. با وجود پیشروی ‌های مقطعی یونانی ‌ها، دستور مصطفی کمال در ۲۶ اوت مسیر جنگ را تغییر داد. جبهه یونان با ضد حمله ترکیه در اوت ۱۹۲۲ فرو ریخت و جنگ عملاً با باز پس‌گیری سمیرنا توسط نیروهای ترکیه و آتش‌سوزی بزرگ منطقه یاد شده به پایان رسید.

در نتیجه، دولت یونان خواسته‌های جنبش ملی ترکیه را پذیرفت و به مرزهای پیش از جنگ خود بازگشت و بدین ترتیب تراکیه شرقی و آناتولی غربی را به ترکیه واگذار کرد. متفقین پیمان «سور» را رها کردند تا در شهر «لوزان» سوئیس با جنبش ملی ترکیه در مورد پیمان جدیدی مذاکره کنند. پیمان لوزان استقلال جمهوری ترکیه و حاکمیت آن بر آناتولی، استانبول و تراکیه شرقی را به رسمیت شناخت. دولت‌های یونان و ترکیه توافق کردند که تبادل جمعیت انجام دهند.

روند مذاکرات پیمان لوزان در 20 نوامبر 1922 آغاز و از ترکیه خواسته شد تا در زمینه «کاپیتولاسیون» و «حکومت ارمنستان» مصالحه کند. پیمان لوزان که در 24 ژوئیه 1923 در شهر لوزان به امضا رسید، به‌ عنوان سند تاسیس جمهوری ترکیه پذیرفته شد و این توافق ‌نامه به رسمیت شناختن ترکیه به ‌عنوان یک کشور مستقل و دارای حاکمیت است که اثرات آن ادامه دارد. توافقنامه لوزان نام پیمان صلحی بود که در سال 1923 میان نمایندگان مجلس ترکیه از یک سو و انگلستان، فرانسه، ایتالیا، ژاپن، یونان، رومانی، بلغارستان، پرتغال، بلژیک و یوگسلاوی در شهر لوزان سوئیس به امضا رسید.

کمال آتاترک (1888- 1938) رئیس جمهوری ترکیه درباره پیمان صلح لوزان گفته بود:«این توافقنامه به‌ مثابه دفع سوء قصد علیه ملت ترک است که از قرن‌ها پیش برای نابودی این ملت تدارک دیده شده و با «معاهده سور-1920» کامل شده بود.»

به اعتقاد نویسنده کتاب، در جنگ ها، هدف سیاسی موضوع بسیار مهمی است؛ این هدفی است که اساساً جریان عملیات نظامی را شکل می ‌دهد؛ در تمام عملیات نظامی نفوذ می ‌کند و در طول انجام آنها تا کوچک ترین جزئیات عملیاتی، تأثیر مداومی بر آنها می ‌گذارد. هدف سیاسی، به عنوان انگیزه اصلی جنگ، نقطه شروع انتخاب هدف نظامی مورد نظر و میزان تلاش مورد نیاز را تشکیل می ‌دهد. انتخاب هدف نظامی از طریق یک فرآیند ساختار یافته و سلسله مراتبی انجام می‌ شود که با تجزیه و تحلیل هدف سیاسی آغاز می ‌شود و با نحوه دقیق درگیری نیروهای مسلح به پایان می ‌رسد، به طوری که نتایج عملیات نظامی مستقیماً در دستیابی به هدف سیاسی نقش داشته باشد.

آقای «پانایوتیس ماموروپولوس» نویسنده کتاب، در سال ۱۹۵۶ در شهر «سرس» یونان متولد شد. او در سال ۱۹۷۸ از آکادمی نظامی فارغ‌التحصیل شد و در سال ۲۰۰۹ با درجه سپهبدی بازنشسته شد. او دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته استراتژی امنیت ملی از دانشگاه NDU در آمریکا است. او در ستاد ناتو در ناپل ایتالیا، در ستاد برنامه ‌ریزی استراتژیک ناتو در بلژیک خدمت کرده است. در دوره ۲۰۱۰-۲۰۱۶، او دوره «نظریه جنگ و استراتژی» را در آکادمی نظامی تدریس کرد. در دوره ۲۰۱۷-۲۰۲۱، او در اداره دفاع سایبری ناتو در بلژیک کار کرد. او نویسنده کتاب «مقدمه‌ای بر نظریه جنگ و استراتژی» است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...