«سوار بر باد» اثر محمد رودگر داستانِ یکی از جنگ‌های حضرت علی(ع) است که از زبان یک اسب برای نوجوانان نقل می‌شود.

سوار بر باد محمد رودگر

به گزارش  ایسنا، این کتاب با تصویرگری هاجر سلیمی نمین در ۳۲ صفحه و با قیمت هفت‌هزار تومان در انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان،  برای نوجوانان بالای ۱۱ سال منتشر شده است. بر اساس اعلام ناشر، این کتاب به چاپ دوم و شمارگان آن به پنج‌هزار نسخه رسیده  است.

در معرفی  «سوار بر باد» آمده است: اسب عمروبن عبدود راوی کتاب «سوار بر باد» است. او داستانش را از زمانی نقل می‌کند که از مکه تا یثرب در سفر است و کمی پیش‌تر درباره‌ جوانی شنیده است که تنها برای خدای کعبه شمشیر می‌زند. اسب جوان در ادامه‌ سفرش دچار چالش‌هایی در تشخیص سره از ناسره می‌شود. او تا همین ‌لحظه همراه همیشگی بزرگترین جنگاور عرب یعنی صاحبش بوده است، اما ممکن است به زودی سرنوشتش تغییر کند.

 این کتاب روایتی متفاوت از جنگ خندق است. مخاطبان نوجوان، این بار داستان را از سوی متفاوتی به تماشا می‌نشینند و داستان را از زبان دشمنان علی(ع) می‌شنوند. اما در میانه‌ همین داستان است که اسب جوان تصمیم می‌گیرد میان حق و باطل یکی را انتخاب کند، ‌اما نمی‌داند این انتخاب عواقبی را در پی دارد.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «عمرو عوض شده بود. مدتی بود که تغییر کرده بود. هیچ‌وقت این قدر بلند با من حرف نمی‌زد جوری که همه بفهمند که با اسبش حرف می‌زند. هم با من خیلی حرف می‌زد، هم بی‌توجه شده بود. هیچ وقت این قدر مضطرب نبود. دیگر آن سوار همیشگی نبود، آن عمرو همیشگی نبود.»

«سوار بر باد» اواخر سال ۹۸ رونمایی شد و اکنون در فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مجموعه شهر کتاب در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...