ترجمه کتاب «یک سرزمین موعود» [A Promised Land] نوشته باراک اوباما [Obama, Barack] توسط انتشارات مهراندیش به چاپ چهارم رسید.

 «سرزمین موعود» [A Promised Land] نوشته باراک اوباما [Obama, Barack]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «یک‌سرزمین موعود» شامل خاطرات باراک اوباما رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده آمریکا، چندی پیش با ترجمه مشترک پوریا حسنی، زهرا نوربخش، امید عشریه و سعید نیک‌روز توسط انتشارت مهراندیش منتشر و راهی بازار نشر شد که به‌تازگی با چاپ چهارم وارد کتابفروشی‌ها شده است. این‌کتاب بیست‌وهشتمین عنوان مجموعه «تاریخ و سیاست» است که این‌ناشر چاپ می‌کند.

باراک حسین اوبامای دوم، نویسنده این‌کتاب متولد سال ۱۹۶۱، وکیل، سناتور و چهل‌وچهارمین رئیس‌جمهور ایالات‌متحده آمریکا طی دو دوره چهارساله است. او در شیکاگو رشد کرد و مدرک کارشناسی علوم سیاسی با گرایش روابط بین‌الملل از دانشگاه کلمبیا و فوق دکترایِ حقوق اساسی را از دانشکدهه حقوقِ هاروارد گرفت. اوباما پس از فارغ‌التحصیلی به شیکاگو بازگشت و کارش به‌عنوان وکیل حقوق مدنی را آغاز کرد و از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۴ به تدریس دروس حقوق اساسی در دانشگاه شیکاگو پرداخت. او در ۴ ژانویه ۲۰۰۵ پس از پیتر فیتزجرالد وارد سنا شد و در ۲۰ ژانویه ۲۰۰۹ با شعارِ «امید و پایانِ جنگ» به‌عنوانِ رئیس‌جمهور ایالات‌متحده انتخاب شد. باراک اوباما مردِ سال ۲۰۰۸ در مجله تایم شد. او همچنین در سال ۲۰۰۹ برای «تلاش فوق‌العاده در تقویت دیپلماسیِ بین‌المللی و ترغیب به همکاری میان جوامع» برنده جایزه صلحِ نوبل شد.

«یک سرزمین موعود» که چهارمین‌کتاب اوباما محسوب می‌شود و آن را به همسرش میشل تقدیم کرده، گزارش مشروحی از دوران هشت ساله ریاست‌جمهوری اوباما در سال‌هایی بحرانی تاریخ ایالات‌متحده آمریکا است و نویسنده در آن، گزارش تلاش‌های خود برای پیروزی در انتخاب نخستین رئیس‌جمهور آفریقایی_آمریکایی ایالات‌متحده و گزارشِ رویکردی کم‌وبیش نو در خط‌مشی سیاسی و اجتماعی رهبری آمریکا و مواجهه این‌کشور با دولت‌ها و ملت‌های جهان را تشریح کرده است.

اوباما در این‌کتاب به‌تفصیل از همه وقایع نخستین دوره ریاست‌جمهوری‌اش ازجمله کارزارِ متفاوتِ انتخاباتی، وقایع داخلی کاخ سفید و اتاق بیضی، بحران گسترده اقتصادی آمریکا، عراق، انقلاب ایران، انرژی هسته‌ای، جنبش سبز، چین، روسیه و دیدار با پوتین، فاجعه زیست‌محیطی نشت نفت، بهار عربی، لیبی و سرنگونی معمر قذافی، مصر و سرنگونی حسنی مبارک، افغانستان،‌ القاعده و همچنین شرح جزئیات کشتن اُسامه بن لادن در پاکستان گفته است. او همچنین تلاش کرده جایگاه برابرِ سیاه‌پوستان و رنگین‌پوستان جامعهه آمریکا و شکستن مرزهای نژادپرستی را با نگاهی عمل‌گرا و روشن یادآوری و گواهی کند.

مترجمان کتاب پیش‌رو از متولدین دهه ۶۰ هستند و ویراستاری ترجمه مشترک‌شان توسط مهدی سجودی مقدم انجام شده است. اوباما پیش از شروع متن کتاب، این‌شعر را به‌نقل از یک روحانی آمریکایی‌آفریقایی آورده است: «آه، پرواز کن و هرگز خسته نشو،/ پرواز کن و هرگز خسته نشو،/ پرواز کن و هرگز خسته نشو، اردوگاهی باشکوه در آن‌سرزمین موعود وجود خواهد داشت.» همچنین پس از این‌جملات، این‌سه‌سطر کوتاه هم از رابرت فراست درج شده است: «قدرت ما را کاهش ندهید،/ ما گذرگاهی ساخته‌ایم/ در بی‌نهایت».

کتاب «یک‌سرزمین موعود» در مجموع، ۷ فصل با عناوین «قمار»، «بله، ما می‌تونیم»، «مرتد»، «مبارزه خوب»، «جهان آن‌گونه که هست»، «درون بشکه» و «روی طناب بندبازی» را شامل می‌شود که این‌بخش‌ها، ۲۷ فصل را در بر گرفته‌اند. پس از آن‌ها هم فهرست اسامی اشخاص و مکان‌ها و تصاویر کتاب درج شده‌اند.

در بخشی از این‌کتاب می‌خوانیم:

علاوه بر جلسات دائمی من با وزیر خزانه‌داری، وزیر امور خارجه و وزیر دفاع و جلسات توجیهیِ روزانه‌ای که با تیم‌هایِ امنیت ملی و اقتصاد داشتم، تصمیم گرفتم با هرکدام از اعضای کابینه‌ام نشستی داشته باشم تا برنامه‌های استراتژیک هرکدام از بخش‌ها را بررسی کنم و از آن‌ها بخواهم موانع را شناسایی و اولویت‌ها را تعیین کنند. از آژانس‌هایِ مربوط به آن‌ها دیدن کردم، اغلب اوقات از این موقعیت استفاده می‌کردم تا سیاست یا طرح دولتی جدیدی را اعلام کنم، با جمع کثیری از کارمندانِ مشاغل دولتی به صحبت بنشینم، از آن‌ها بابت خدماتشان تشکر کنم و اهمیت ماموریتشان را به آن‌ها یادآور شوم.

موج بی‌پایانی از جلسات با گروه‌های مختلف حوزه‌های انتخاباتی _ میزگرد کسب‌وکار، فدراسیون کارگران آمریکا _ کنگره سازمان‌های صنعتی، کنفرانس شهرداران ایالات متحده، سازمان‌های خدمات مربوط به کهنه‌سربازان _برای رسیدگی به دغدغه‌ها و جلب حمایت‌ آن‌ها در جریان بود. اتفاقات بزرگ‌تری هم بود که حجم عظیمی از وقت ما را می‌بلعید (مانند ارائه اولین طرح بودجه دولتی) و رویدادهای ابتکاری عمومی که برای افزایش شفافیت دولت طراحی شده بود (مانند اولین پخش زنده تالار شهر).

هر هفته یک سخنرانی ویدئویی داشتم. برای مصاحبه با انواع خبرنگاران نشریات و گزارشگران تلویزیونی در هر دو بخش دولتی و محلی وقت می‌گذاشتم. در صبحانه دعایِ ملی نطقی ایراد کردم و یک مهمانی سوپر بول برای اعضای کنگره راه انداختم. همچنین در هفته اول مارس، دو اجلاس با رهبران خارجی برگزار کردم _ یکی در دی.سی. با گوردون براون نخست‌وزیر بریتانیا، و دیگری در اوتاوا با استفن هارپر نخست‌وزیر کانادا _ که هرکدام اهداف سیاسی و پروتکل‌های دیپلماتیک خودش را داشت.

چاپ چهارم این‌کتاب با ۷۴۴ صفحه، شمارگان ۵۵۰ نسخه و قیمت ۱۸۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
از یک‌سو با شیوع حیرت‌انگیز دروغگویی سیاست‌مداران در سطح جهانی روبه‌روییم، دروغ‌گویی‌هایی که حتی افشا‌شدن‌شان هم در رویه سیاستمداران دروغگو تغییری به‌وجود نمی‌آورد و از سوی دیگر با انواع جنبش‌های نافرمانی مواجهیم و نیز با شکل‌های مختلف مواجهه دولت‌ها با آنها... آرنت خشونت را عامل اصلاح می‌داند ولی نه عامل انقلاب... مورد حمله بسیار شدید طرفداران اسرائیل و دست‌راستی‌ها قرار گرفت و حتی شغلش را از دست داد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...
پول زمانی به نحو احسن به انجام معاملات کمک می‌کند که عواطف هیچ نقشی در روابط نداشته باشند... برای خصلت کاملا پویای جهان، نمادی چشمگیرتر از پول نمی‌توان یافت... پول هیچ‌گاه دست کسی نمی‌ماند. پول اگر از حرکت بازایستد دیگر در مقام پول ارزش و معنای خاصی نخواهد داشت... من فقط به شرطی می‌توانم میل خود را برآورم که قادر باشم - دست‌کم تا حدی- میل دیگری را برآورم: زایش ارزش از روح مبادله ...