کتاب «داستان رویانا» نوشته محمدعلی زمانیان و از آثار جدید انتشارات «راه‌یار» وابسته به دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی روانه بازار نشر شد.

به گزارش مهر، کتاب «داستان رویانا»، روایت تاریخ شفاهی اقدامات دکتر سعید کاظمی آشتیانی در پژوهشگاه رویان از تاسیس تا تثبیت و پیشرفت است که توسط دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی روانه بازار نشر شده است. این کتاب خاطرات ناب و منتشر نشده از روند شکل گیری پژوهشگاهی را روایت می‌کند که موفق به درمان ناباروری و سلول درمانی و شبیه‌سازی شد.

در بخشی از مقدمه این کتاب می خوانیم: «پس از جنگ تحمیلی، عده‌ای جوانِ از جنگ برگشته دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند مجموعه‌ای را راه اندازی کنند که برای اولین بار مشکل «نازایی» را در کشور حل می‌کرد. انگیزۀ آنها برای حرکت، امید به توشۀ آخرتی بود که از ثمرۀ تلاششان فراهم می‌آمد. سالها بعد از آن همه تصمیمات و اقدامات و رنجها، نتیجۀ کارشان نماد پیشرفت ایران شد و به باز کردن گره زندگی خانواده های گرفتار انجامید.

این کتاب حاصل مصاحبه‌های بهنام باقری و تحقیق و تدوین محمدعلی زمانیان است که توسط انتشارات «راه‌یار» منتشر می‌شود.

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...