کتاب «گفتگوهای بزرگ» [Πρέσπες: Η μεγάλη διαπραγμάτευση] به بررسی روند شکل گیری اختلافات میان یونان و مقدونیه برسر نام کشور مقدونیه به عنوان جذاب ترین موضوع دیپلماتیک تاریخ دو کشور که به منجر به توافقی میان آقای «کوجیاس» وزیر خارجه وقت یونان و دیمیتروف وزیر خارجه وقت مقدونیه شمالی و عکس‌های اختصاصی از دیدارهای این دو اختصاص یافته است. توافقی که منجر به تضمین‌ هایی در تغییر قانون اساسی کشور همسایه شمالی یونان گردید. این توافق همچنین دو دولت را در مقابل تاثیرات وسیع در امور داخلی قرار داد.

گفتگوهای بزرگ» [Πρέσπες: Η μεγάλη διαπραγμάτευση]

این کتاب در واقع مصاحبه مفصل با وزیر خارجه سابق یونان و تجزیه و تحلیل و استراتژی او برای حل موانع و مشکلات در روند این مذاکرات و چگونگی غلبه بر آن است. تلاش‌های قبلی برای حل اختلاف میان دو طرف از اوایل دهه 1990 آغاز شده است. این کتاب، در اصل، یک «کتاب مذاکره» و «یادگاری» از تاریخ دیپلماتیک جذاب‌ترین موضوع برای هر دو کشور است. کتاب اطلاعات مستقیمی در مورد آنچه واقعا در مسیر توافقنامه «پرسپا» اتفاق افتاده است و آنچه که از اهمیت و چشم انداز این توافق در اختیار خوانندگان قرار می دهد.

پس از 25 سال تنش و بی‌اعتمادی میان یونان و مقدونیه و مذاکرات پنهان و آشکار دو کشور در زمینه نام جمهوری مقدونیه طرفین بر سر نام «مقدونیه شمالی» توافقی را در مرز دو کشور و در کنار دریاچه «پرسپا» امضا نمودند. در این توافق، مقدونیه پذیرفته است نام جدید این کشور را در قانون اساسی این کشور اصلاح کرده، نام سازمان‌هایی که از عبارت «مقدونیه» استفاده را تغییر دهد، توافق از سوی پارلمان هر دو کشور به تصویب اکثریت نمایندگان رسید و در مقدونیه نیز به همه ‌پرسی گذاشته شد. همچنین مقدونیه تفکیک بین یونانیان مقدونی، تمدن یونانی و زبان آنها با ساکنین کشور مقدونیه که دارای تاریخ و ویژگی‌های زبانی و فرهنگی خاص خود است را به صراحت پذیرفت و تضمین‌هایی جهت پیش ‌گیری و سرکوب هر نوع لفاظی و اقدامات الحا ق‌گرایانه توسط مراجع دولتی و خصوصی این کشور را ارائه کرد.

آتن نیز متقابلا وجود زبان و قومیت مقدونی را به رسمیت شناخت و ‌پذیرفت زبان مقدونی وابسته به «زبان اسلاو» بوده و ربطی به زبان مقدونیه یونانی باستانی و زبان یونانی – مقدونی ندارد. اقای «چیپراس» نخست وزیر چپگرای یونان این توافق را پیروزی دیپلماتیک بزرگ و فرصت تاریخی دانست و مدعی شد با توافقی که تنظیم شد و با تفکیک صریح بین مقدونیه باستان با منطقه‌ ای که همسایه شمالی واقع شده است پایان قطعی به مواضع الحاق‌گرایانه داده شد. توافقی که در چارچوب تمامی خطوط قرمز ملی 20 سال اخیر یونان قرار دارد. البته عضویت مقدونیه در ناتو و اتحادیه اروپا مشروط به تکمیل موفقیت ‌آمیز اصلاح قانون اساسی جهت درج «نام جدید – مقدونیه شمالی» است. همسایه شمالی ما توافق کرده قانون اساسی خود را تغییر داده و نام خود را به جمهور مقدونیه شمالی که در داخل و خارج از کشور استفاده خواهد شد، تغییر دهد.

تمامی پیش شرط‌هایی که دولت یونان برای طرف مقابل مطرح کرده بود پذیرفته شده و توافق در چارچوب مواضع ملی دو دهه اخیر این کشور قرار دارد. «زائف» نخست وزیر سابق مقدونیه شمالی (2013-2017) نیز پس از حصول توافق با یونان از راه حل تاریخی سخن گفت که هویت ملی و فرهنگی مقدونی را حفظ می‌کند. به باور او توافق مورد نظر الحاق به ناتو اتحادیه اروپا را تضمین کرده است.

این توافق البته در آتن و اسکوپیه دارای مخالفینی بود. در آتن رئیس حزب محافظه‌کار «نئودمکراسی» آن را «توافقی بد» توصیف و پذیرش «قومیت و زبان مقدونی» را عقب نشینی غیر قابل قبول از طرف دولت سابق چپگرا خواند. او حتی مدعی شد نخست وزیر مشروعیت سیاسی برای امضای این توافق را ندارد و دولت را به بی‌توجهی کامل به دیدگاه مردم و بی‌اعتنایی به پارلمان متهم کرد. در اسکوپیه رئیس جمهور مقدونیه شمالی در دیدار با نخست وزیر و وزیر خارجه مقدونیه شمالی که بیش از چند دقیقه بطول نکشید، پس از دریافت متن توافق از آنان خواست کاخ ریاست جمهوری را ترک کنند و با صدور بیانیه‌ ای مخالفت قطعی خود با توافق را اعلام و تاکید کرد«موضع من قطعی است، از این توافق مضر حمایت نکرده و آن را امضا نخواهم کرد». وی متن توافق را تحقیرآمیز خواند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...