آنها که مجلس را سکانداری کردند | الف


از نکات جالب تاریخ معاصر آنکه عامه مردم در صدر مشروطه در خیال عدالت خانه بودند، اما عمل آنچه بدست آمد، مجلس شورای ملی (نهادی قانون گذار) شد. به بیان دیگر تصور آن ها رسیدن به نهادی بود که ضامن عدالت و اجرای آن در جامعه باشد، به ویژه در میان توده مردم که از ظلم و نابرابری به تنگ آمده بودند. اما بی گمان این روشنفکران و تجددخواهان آشنا با غرب بودند که به تدریج آن خواست را میان خاص و عام بدین شکل ترجمه کردند، چرا که عدالت را نتیجه قانون و حکومتی مشروطه می دانستند و مجلس را مهمترین نهاد ضامن دموکراسی ارزیابی می کردند.

منوچهر نظری روسای مجلس ایران

هرچه بود از 1285 که نخستین مجلس در ایران تشکیل شد تا به امروز که بیش از صد و ده سال از عمر مجلس قانون گذار در ایران می گذرد، فراز و فرود بسیاری را در آن شاهد بوده‌ایم و همواره اینکه مجلس باید نماینده واقعی ملت باشد و نمایندگانش، مدافعان راستین حقوق رأی‌دهندگان، یکی از مطالبات اصلی مردم بوده است. اینکه در کدام دوره‌ها چنین مطالبه‌ای بیشتر به واقعیت نزدیک شده بحثی است قابل بررسی که موضوع این بحث نیست. اما به این نکته می‌توان اشاره کرد که موفق‌ترین دوره‌های مجلس در ایران، دوره‌هایی بوده که چهره‌هایی موجه نیز به عنوان رئیس مجلس، در رأس قوه‌ی مقننه قرار گرفته است.

روسای مجلس اگر چه با روندی مشابه دیگر نمایندگان توسط مردم برگزیده می‌شوند، اما وقتی با جلب نظر مجلسیان و کسب بیشترین آرای آنها بر صدر این مجلس می‌نشینند، نقشی به مراتب پررنگ تر و تاثیرگذارتر را عهده دار می‌شوند. به همین خاطر اگر به دوره های مختلف مجلس نگاهی کنیم همواره شاخص ترین چهره ها بر مسند ریاست مجلس نشسته اند و نقشی حتی فراتر از آیین‌نامه های مکتوب داشته اند.

منوچهر نظری در کتاب «روسای مجلس ایران» به سراغ این چهره‌های موثر در سپهر سیاست تاریخ معاصر رفته است. نویسنده این کتاب که به همت نشر کویر منتشر شده است از تشکیل نخستین مجلس در ایران، به ریاست صنیع الدوله در سال 1285 تا پایان دهمین دوره مجلس شورای اسلامی در سال 1397 و با ریاست علی لاریجانی را مورد توجه قرار داده و با رعایت تقدم و تاخر زمانی تمامی چهره هایی را که در طول این صد و دوازده سال بر مسند ریاست مجالس نشسته اند، معرفی کرده و به شکلی موجز و فشرده به روایت زندگی شخصی و بالاخص سیاسی آنها پرداخته است.

مستوفی المالک، تقی زاده، فروغی، پیرنیا، کاشانی، شریف امامی، هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، مهدی کروبی، حداد عادل و... از دیگر روسای مجالس در تاریخ معاصر ایران هستند که هریک بخشی از این کتاب را به خود اختصاص داده اند.

منوچهر نظری در مقدمه کوتاهی که برای این کتاب نوشته است، ماموریت و هدف آن را چنین عنوان می‌کند:«این پژوهش بر آن است تا با بررسی زندگی نامه و عملکرد روسای مجلس ایران از مشروطه تا کنون، ضمن شناسایی این نخبگان سیاسی به نقش و تاثیر آن ها در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران به ویژه در حوزه تقنین بپردازد. از سوی دیگر مطالعه این گروه از نخبگان موجب تامل در قشربندی و نظام طبقاتی جامعه ایران در بیش از یازده دهه میشود و از جمله مبین میزان تحرکات ارتقایی و نزولی در جامعه است و نشان میدهد که طبقات مختلف تا چه اندازه در لایه های بالای قدرت سهیم هستند؛ از سوی دیگر در این تحقیق مشخص شده است که منشا قدرت آن ها از گذشته تا حال به چه عواملی، اعم از وراثت و موقعیت خانوادگی، نزدیکی به قدرت، توانمندی علمی و فنی، ثروت و مالکیت یا عوامل دیگر متکی بوده است.»

پس از این پیشگفتار کوتاه نویسنده با ارائه جداولی سیمای کلی از مجالس تشکیل شده و رواسای آنها را پیش روی مخاطب قرار داده است. جدولی که طی آن می توان دریافت در هر مجلس و هر دوره از آن، کدام چهره سیاسی و در چه فواصل زمانی و مجموعا چند وقت بر صندلی ریاست تکیه زده است. باید توجه داشت که در این مقطع تاریخی در ایران مجالس تشکیل شده با سه عنوان و نام شناسایی می شده اند، مجلس شورای ملی، مجلس سنا و مجلس شورای اسلامی.

مجلس شورای ملی از 1285 تا 1357 ادامه یافت، مجلس سنا که از سال 1328 تا 1357 برگزار شد، مجلسی دیگر و با مأموریتی متفاوت با مجلس شورای ملی بود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، دو مجلس قبلی منحل شدند و در سال 1359 مجلسی تحت عنوان مجلس شورای اسلامی جایگزین آنها شد، که همچنان نیز ادامه یافته و یازدهمین دوره‌اش در حال برگزاری است.

بر این اساس نویسنده کتاب نیز ، پژوهش خود را در سه فصل به سرانجام رسانده است که در هر فصل به یکی از این مجالس عنایت داشت و روسای آنها را در دوره های مختلف مشخص ساخته و توجه قرار داد است.

بر این اساس کتاب حاضر اثری است بیوگرافی محور که بیشتر خورند، علاقمندان این حوزه و پژوهشگرانی است که به نیت نگارش مقاله یا کتاب می‌توانند از اطلاعات دسته بندی شده‌ی آن بهره‌‍‌مند شوند.

تهیه و تالیف بیوگرافی روسای مجلس در این کتاب ، شکلی روشمند داشته است، علاوه بر رعایت الگویی واحد برای پرداختن به این چهره ها و همچنین کوتاه و بلندی بیوگرافی ها با توجه به اهمیت و وزنی که این چهره‌ها در تاریخ معاصر داشته‌اند، در پایان هر بیوگرافی منابع نیز قید شده اند. در خلال هر بیوگرافی تصاویری از هر یک از شخصیت ها و همچنین اسنادی مرتبط به زندگی و یا فعالیت های آنها نیز منتشر شده است که در خدمت متن قرار می گیرند.

سخن آخر اینکه شاید نویسنده کتاب قصد بازگو کردن تاریخ مجالس در سده اخیر را نداشته و ماموریت کتاب نیز این نبوده است، اما نحوه تنظیم بیوگرافی ها به شکلی است که اطلاعات هدفمند و وسیعی در این حوزه ، پیش روی مخاطب می گذارد که در مجموع به طور نا خودآگاه تصویری از کلیت حال و هوای این مجالس و نقشی که در طول برگزاری داشته اند، در اختیار خواننده قرار می‌دهد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...