در نشستی که یکشنبه ۱۲ شهریورماه در کتاب‌فروشی جهاد دانشگاهی واحد اصفهان برگزار شد، کتاب «روایتی از زن، معلولیت و استقلال» نوشته اعظم نقوی، علی عباسی و سمیرا سادات بدخشیان بررسی شد.

روایتی از زن، معلولیت و استقلال» نوشته اعظم نقوی، سمیرا سادات بدخشیان

خودآگاهی، اولین مهارت از مهارت‌های زندگی
الهام فخاری، روانشناس و مدرس دانشگاه نیز بیان کرد: وقتی کتاب «روایتی از زن، معلولیت و استقلال» به من معرفی شد و در جریان موضوع و محتوای آن قرار گرفتم، من نیز مانند سایر شهروندان احساس افتخار کردم، البته نه از جهت قهرمان سازی‌های افراطی که قرار است به‌درستی در رویکرد این کتاب از آن دوری‌کنیم؛ بلکه در راستای خود بودن و آگاهی.

او افزود: وقتی این کتاب را خواندم بسیاری از مفاهیم آن، مفاهیم کاری من به‌عنوان یک روانشناس بود. وقتی می‌بینیم که به‌خصوص کنشگران حوزه افراد دارای معلولیت تا این اندازه سامان‌یافته و پرتوان، تلاش و تقلایی که در جامعه سعی در انجام آن داریم و فکر می‌کنیم که باید روی آن پافشاری کنیم را به ثمر می‌رسانند، بسیار درس‌آموز و مثبت است.

این روان‌شناس با اشاره به اینکه کتاب «روایتی از زن، معلولیت و استقلال» تأکید زیادی بر آگاهی داشته و اولین مهارت از مهارت‌های زندگی نیز خودآگاهی است، خاطرنشان کرد: تأکید بر آگاهی و نقل روایت افراد، اولین قدم محکم در راستای بهزیستی روانی و سلامت روان است، به این صورت که ما نسبت به هرآنچه که هستیم و نسبت به توانایی‌ و ناتوانی‌های‌مان به‌صورت واقع‌بینانه، آگاهی داشته باشیم. ما به‌روشنی می‌بینیم که تلاش فرد در راستای خودآگاهی در متن کتاب «روایتی از زن، معلولیت و استقلال» منعکس‌ شده است، درواقع اینکه نسبت به خود و دیگران آگاهی درست پیدا کنیم و بتوانیم راه ارتباط و پیوند را باهم ساخته و تمرین کنیم، یک تجربه دشوارتر از تجارب دیگران است.

او اضافه کرد: در جامعه ما با افراد دارای معلولیت شبیه به یک اقلیت رفتار می‌شود و وقتی ما به وظیفه خود برای بازگرداندن شهروند به صحنه شهر، صحنه اجتماعی و مناسبات روزمره عمل می‌کنیم، به‌عنوان یک اقدام ویژه تلقی می‌شود. تقلای ما این است که بگوییم این‌یک کار خاص نیست، بلکه ساده‌ترین حق شهروندی است که همه ما بتوانیم در کنار هم با سطوح متفاوت از توانایی‌های مختلف، زندگی کنیم و فرصت بیان روایت خود را داشته باشیم که در نهایت منجر به تعامل بهتر و گفت‌وگو به‌عنوان راه چاره اجتماعی ما می‌شود.

این روان‌شناس و مدرس دانشگاه یادآور شد: محور مهم در کتاب «روایتی از زن، معلولیت و استقلال» این است که هرکدام از راویان توانستند با زبان بسیار روان، تجربه زیسته‌ی خود را به اشتراک بگذارند و با مخاطب گفت‌وگو کنند که این‌یک دستاورد بسیار مثبت است. من و دیگران باید بیاموزیم که قهرمان‌سازی کاذب نکنیم و بر قرارگرفتن در موضع برابر با یکدیگر تأکید داشته باشیم. امیدوارم در آینده‌ای نزدیک گردهم بیاییم و روایت افرادی که از طریق این کتاب و پژوهش‌هایی ازاین‌دست و از زاویه دید شما به زندگی نگاه کردند و آدم‌های متفاوتی هستند را نیز در قالب یک کتاب دیگر داشته باشیم و هم تجربه آن فرد را به‌عنوان تجربه زیسته به رسمیت ببخشیم و هم به‌عنوان بخشی از زندگی روزمره آن را به میان بیاوریم.

فخاری ادامه داد: ما باید بتوانیم به‌مرور به یک دیدگاه مشترک برسیم و یاد بگیریم وقتی‌که به یک موضوع نگاه می‌کنیم، همان‌قدر که خود را محق و توصیف‌کننده می‌دانیم، توصیف، روایت و تجربه زیسته‌ دیگری را از زاویه دیگر نیز بشنویم و فضای گفتن و شنیدن داشته باشیم و به همه این روایت‌ها اعتبار دهیم و درمجموع با یک توافق جمعی بتوانیم به یک فضای مشترک دست‌یابیم.

او با ابراز خرسندی از اینکه روایان روایت‌های کتاب «روایتی از زن، معلولیت و استقلال» زنان بودند، اظهار کرد: باید به این نکته توجه کنیم که زن بودن فارغ از هر دیدگاهی در آسیا، خاورمیانه و به‌طورکلی در جهان، کار دشواری است. زندگی کردن در یک جامعه به‌عنوان یک فرد معلول کار سختی است و اینکه به‌عنوان چنین فردی بتوانیم مستقل و با شخصیت سالم و هویت انسجام‌یافته زندگی کنیم، قطعاً یک حماسه است، اما نه به‌عنوان قهرمان‌پروری. نقاط عطف این کتاب شامل قسمت‌هایی است که راوی از ناامیدی خود گفته و انسان به یک بن‌بست شناختی و درماندگی ذهنی می‌رسد.

فخاری ادامه داد: انسان مستقل و پرتوان نیز ممکن است که لحظه‌های ناامیدی و تاریکی را طی کرده و افکار خودکشی داشته باشد، ولی اینکه ما فضای امن اجتماعی داشته باشیم که روایت در زمان مناسب بازگو شده و پنهان نشود، به یاری یکدیگر بیاییم و برای هم امن باشیم یک واقعیت است و باید به آن احترام گذاشته شود. گام دیگر را از زاویه دید دیگر افراد برداریم و از آدم‌ها بخواهیم که وقتی کتاب «روایتی از زن، معلولیت و استقلال» را می‌خوانند آن‌ها نیز بتوانند روایت خود از این روایت را بازگو کنند.

نشست نقد و بررسی روایتی از زن، معلولیت و استقلال

این روان‌شناس در پایان گفت: امیدوارم دامنه گسترش و معرفی کتاب فراتر از مرزهای کشورمان برود و همه یاد بگیریم که در زندگی واقعی خود را با درمان سازو کارهای دفاعی منفی روان‌شناختی، پرورش مهارت‌هایی مثل خودآگاهی و همدلی، شناخت هیجانات مثبت منفی و مهارت‌های پیچیده‌تر مانند تفکر انتقادی و حل مسئله، خویشتن بهتری پرورش دهیم و با دوست داشتن خود واقعی و توانایی و ناتوانی‌هایمان، راستین و درست در کنار یکدیگر قرارگرفته و فرصت خوب زندگی را پربارتر کنیم.

جوامع ناتوانمندساز، محدودیت های ساخته شده توسط جامعه
همچنین اعظم نقوی، دانشیار گروه مشاوره دانشگاه اصفهان و یکی از نویسندگان کتاب «روایتی از زن، معلولیت و استقلال» گفت: اگر من «علی عباسی» را ملاقات نمی‌کردم این کتاب متولد نمی‌شد، ضمن اینکه ما در خصوص موضوعات مربوط به افراد دارای معلولیت با یکدیگر چندین پروژه انجام دادیم.

او اضافه کرد: همه ما در طول مسیر ممکن است ناامید شویم، ولی بعد ‌چیزی از راه می‌رسد و دقیقاً سر بزنگاه و در اوج ناامیدی، تلنگری اتفاق می‌افتد و متوجه می‌شویم که می‌توان ادامه داد. در طول مدتی که ما دائماً برای کارهای پژوهشی خود مصاحبه می‌کردیم، این اتفاق به‌دفعات پیشامد و به این فکر کردیم که این داستان‌ها را به گوش همه برسانیم که شاید بتواند یکجایی به یک نفر تلنگری بزند، سپس شروع به تماس با افراد دارای معلولیت کردیم. من در این کتاب بیشتر نقش یک ناظر را داشتم و درواقع زحمت اصلی کتاب بر عهده افرادی بود که حاضر به بیان روایت خود شدند.

نویسنده کتاب «روایتی از زن، معلولیت و استقلال» اظهار کرد: اصطلاحی با عنوان «جوامع ناتوان ساز» وجود دارد که «دیوید پایفر» متخصص در زمینۀ مطالعات معلولیت آن را بیان کرده و می‌گوید که «معلولیت خودش به‌خودی‌خود باعث نمی‌شود که فردی از جامعه عقب بماند یا اینکه محدودیتی برای او ایجاد شود و به‌جایی نرسد؛ آنچه باعث می‌شود فرد دارای معلولیت نتواند استعدادهای خود را شکوفا کرده و آن چیزی که واقعاً هست را به جامعه نشان دهد درواقع محدودیت‌هایی است که جامعه برای ان فرد می‌سازد».

نقوی بیان کرد: جامعه ناتوان‌ساز می‌تواند از سطح خانواده شروع شود و تا سطوح بالاتر ادامه پیدا کند. ما خانواده‌هایی داریم که یا خیلی از فرزند خود محافظت می‌کنند یا اصلاً توانمندی‌های او را به رسمیت نمی‌شناسند و می‌بینیم که در سطح کلان مسائل و چالش‌های زیادی در این خصوص وجود دارد. یکی از دلایل علاقه من به این حوزه این است که فکر می‌کنم من واقعاً در مقابل همه افراد دارای معلولیت در جامعه، مسئول هستم و اگر مسئولیت خود را انجام ندهم، یکی از آن افرادی هستم که جامعه ناتوان ساز را تقویت می‌کنم.

استعدادیابی و کمک به خودآگاهی افراد معلول
در ادامه نیز سمیراسادات بدخشیان، مشاور و مدرس دانشگاه نیز که یکی از نویسندگان کتاب «روایتی از زن، معلولیت و استقلال» است، بیان کرد: زمانی که من برای تحقیقات به این زمینه واد شدم، برایم جالب بود که چطور برخی این افراد می‌توانند مستقل و بسیار توانمند بوده و در عرصه‌های اجتماعی فعالیت کنند، درحالی‌که بعضی از افراد این‌گونه نبودند. ما دوست داشتیم روایتی از افراد مستقل نوشته و از آن‌ها ایده بگیریم و این راهکارهای مهم نه‌تنها برای من که می‌خواستم درزمینه روانشناسی و مشاوره افراد دارای معلولیت کارکنم، بلکه برای دیگر افراد معلول نیز بسیار مهم بود. افرادی که توانسته بودند در این راه به استقلال برسند، به خودآگاهی خوبی دست یافتند و موفق شدند که استعداد خود را بشناسند و علاوه بر آن حمایت خانواده‌ها نیز در جهت مثبت شکل گرفت، ضمن اینکه استعدادیابی به این افراد کمک بسیاری کرده بود.

روایتی از زن، معلولیت و استقلال»  علی عباسی

او یادآور شد: من زمانی که درزمینه مشاوره قدم برداشتم، دائماً در حال جستجوی استعداد این افراد بودم و از همه تقاضا دارم که اگر قرار است نگاهی به این افراد داشته باشیم استعداد آن‌ها را در نظر بگیریم. لازم به ذکر است که اگر کسی به استقلال رسید به این معنا نیست که حال او خوب و همه امکانات نیز برایش فراهم است. ما باید این پذیرش را در خود ایجاد کنیم که همیشه انسان هستیم و می‌توانیم هیجان‌های مثبت و منفی را در کنار هم نگه‌داریم و با آن هیجانات و بازخوردهای منفی در جهت نکات مثبت و توانمندی استعدادهای خود قدم برداریم و راه آن این است که به‌عنوان انسان بپذیریم که افکار و هیجانات منفی و مثبت داریم و این‌ها در کنار هم می‌توانند ما را به استقلال برسانند.

‌ترویج گری در باب حقوق افراد معلول
همچنین علی عباسی، فعال حقوق معلولان و یکی دیگر از نویسندگان کتاب «روایتی از زن، معلولیت و استقلال» اظهار کرد : با توجه به شرایط زندگی ما در ایران و عدم آگاهی مناسبی که نسبت به حقوق افراد دارای معلولیت وجود دارد، ضرورت و بیان مسائل مربوط به زندگی افراد دارای معلولیت، یکی از ضروریات در دنیای امروز است.

او افزود: من به‌عنوان فعال این حوزه بر این عقیده هستم که مهم‌ترین مسئله در حال حاضر مبحث ترویج‌گری در باره حقوق افراد دارای معلولیت است و کتاب «روایتی از زن، معلولیت و استقلال» نیز در ادامه این مسیر تدوین‌شده است، البته این مسیر تمام نشده و ما هنوز در ابتدای این راه قرار داریم.

عباسی گفت: این کتاب می‌تواند نقطه عطفی برای ادامه فعالیت‌های افرادی باشد که ما را در این کتاب یاری کردند. در حوزه ترویج‌گری و حقوق افراد دارای معلولیت باید این مسیر و آگاه‌سازی را ادامه داد تا بتوانیم در مسیر جدید قدم گذاشته و از یکجایی به بعد خودمان برای خودمان تصمیم بگیریم و مقدمه آن هم این است که این آگاهی به وجود آید.

این نویسنده اضافه کرد: ما درصدد هستیم که نسخه صوتی کتاب «روایتی از زن، معلولیت و استقلال» را برای افراد نابینا و کم‌بینا تهیه کنیم، هم‌چنین به‌زودی نسخه الکترونیکی کتاب نیز در اختیار علاقه‌مندانی قرار خواهد گرفت که تمایل دارند کتاب را به‌صورت غیر فیزیکی تهیه کنند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

پس از ۲۰ سال به موطن­‌شان بر می­‌گردند... خود را از همه چیز بیگانه احساس می‌­کنند. گذشت روزگار در بستر مهاجرت دیار آشنا را هم برای آنها بیگانه ساخته است. ایرنا که که با دل آکنده از غم و غصه برگشته، از دوستانش انتظار دارد که از درد و رنج مهاجرت از او بپرسند، تا او ناگفته‌­هایش را بگوید که در عالم مهاجرت از فرط تنهایی نتوانسته است به کسی بگوید. اما دوستانش دلزده از یک چنین پرسش­‌هایی هستند ...
ما نباید از سوژه مدرن یک اسطوره بسازیم. سوژه مدرن یک آدم معمولی است، مثل همه ما. نه فیلسوف است، نه فرشته، و نه حتی بی‌خرده شیشه و «نایس». دقیقه‌به‌دقیقه می‌شود مچش را گرفت که تو به‌عنوان سوژه با خودت همگن نیستی تا چه رسد به اینکه یکی باشی. مسیرش را هم با آزمون‌وخطا پیدا می‌کند. دانش و جهل دارد، بلدی و نابلدی دارد... سوژه مدرن دنبال «درخورترسازی جهان» است، و نه «درخورسازی» یک‌بار و برای همیشه ...
همه انسان‌ها عناصری از روباه و خارپشت در خود دارند و همین تمثالی از شکافِ انسانیت است. «ما موجودات دوپاره‌ای هستیم و یا باید ناکامل بودن دانشمان را بپذیریم، یا به یقین و حقیقت بچسبیم. از میان ما، تنها بااراده‌ترین‌ها به آنچه روباه می‌داند راضی نخواهند بود و یقینِ خارپشت را رها نخواهند کرد‌»... عظمت خارپشت در این است که محدودیت‌ها را نمی‌پذیرد و به واقعیت تن نمی‌دهد ...
در کشورهای دموکراتیک دولت‌ها به‌طور معمول از آموزش به عنوان عاملی ثبات‌بخش حمایت می‌کنند، در صورتی که رژیم‌های خودکامه آموزش را همچون تهدیدی برای پایه‌های حکومت خود می‌دانند... نظام‌های اقتدارگرای موجود از اصول دموکراسی برای حفظ موجودیت خود استفاده می‌کنند... آنها نه دموکراسی را برقرار می‌کنند و نه به‌طور منظم به سرکوب آشکار متوسل می‌شوند، بلکه با برگزاری انتخابات دوره‌ای، سعی می‌کنند حداقل ظواهر مشروعیت دموکراتیک را به دست آورند ...
نخستین، بلندترین و بهترین رمان پلیسی مدرن انگلیسی... سنگِ ماه، در واقع، الماسی زردرنگ و نصب‌شده بر پیشانی یک صنمِ هندی با نام الاهه ماه است... حین لشکرکشی ارتش بریتانیا به شهر سرینگاپاتام هند و غارت خزانه حاکم شهر به وسیله هفت ژنرال انگلیسی به سرقت رفته و پس از انتقال به انگلستان، قرار است بر اساس وصیت‌نامه‌ای مکتوب، به دخترِ یکی از اعیان شهر برسد ...