چاپ دوم کتاب «هواهای نفسانی و منافع: استدلال‌های سیاسی به طرفداری از سرمایه‌داری پیش از اوج‌گیری» [The passions and the interests : political arguments for capitalism before its triumph] نوشته آلبرت هیرشمن [Albert O. Hirschman] و ترجمه محمد مالجو منتشر شد.

هواهای نفسانی و منافع: استدلال‌های سیاسی به طرفداری از سرمایه‌داری پیش از اوج‌گیری» [The passions and the interests : political arguments for capitalism before its triumph]  آلبرت هیرشمن [Albert O. Hirschman]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این کتاب در سال 1977 منتشر شده بود و اکنون چاپ دوم ترجمه فارسی آن در ۱۵۸ صفحه و بهای ۷۵ هزار تومان توسط انتشارات شیرازه کتاب ما، عرضه شده است. چاپ نخست این کتاب سال ۱۳۹۷ با شمارگان ۷۷۰ نسخه و بهای ۱۵ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته بود.

هیرشمن با کتاب «هواهای نفسانی و منافع» مخاطب را به بازخوانی متونی دعوت می‌کندکه به دورانی دیگر تعلق داشته‌اند، دورانی که در خلال آن این دو رشته علوم انسانی، یعنی سیاست و اقتصاد از یکدیگر منفک نبوده و متفکران به خود و خوانندگان‌شان فرصت اندیشه پیرامون مسائلی را می‌دادند به مراتب گسترده‌تر از مباحث تخصصی فعلی. مباحثی چون تأثیر گسترش تجارت جهانی بر صلح یا سهم تولید و تجارت در گسترش یا کاهش آزادی‌های فردی و جمعی.

آلبرت اوتو هیرشمن متولد ۱۹۱۵ در برلین و درگذشته به سال ۲۰۱۲ در نیوجرسی است. او از جمله برجسته‌ترین اقتصاددانان و نظریه پردازان اقتصاد سیاسی در سده بیستم بود و در سال ۲۰۰۳ به دلیل تألیف همین کتاب «هواهای نفسانی و منافع: استدلال‌های سیاسی به طرفداری از سرمایه داری پیش از اوج گیری» برنده جایزه لیپینکات شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...