چهار کتاب از مجموعه‌ «داستان‌های زندگی» راهی بازار کتاب شده است.

«آلبرت اینشتین» [Albert Einstein] نوشته ویل مارا[Mara, Wil] با ترجمه شهاب‌الدین عباسی، «فلورانس نایتینگل» [Florence nightingal] نوشته کیتسون جازینکا[Kitson Jazynka] با ترجمه سحر حدیقه، «کاترین جانسون» [Katherine Johnson] نوشته ابونی جیو ویلکینز[Wilkins, Ebony]با ترجمه آزاده اتحاد و «مارتین لوتر کینگ» [Martin Luther King Jr] نوشته لوری کاکهون [Calkhoven, Laurie

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، کتاب‌های «آلبرت اینشتین» [Albert Einstein] نوشته ویل مارا[Mara, Wil] با ترجمه شهاب‌الدین عباسی، «فلورانس نایتینگل» [Florence nightingal] نوشته کیتسون جازینکا[Kitson Jazynka] با ترجمه سحر حدیقه، «کاترین جانسون» [Katherine Johnson] نوشته ابونی جیو ویلکینز[Wilkins, Ebony]با ترجمه آزاده اتحاد و «مارتین لوتر کینگ» [Martin Luther King Jr] نوشته لوری کاکهون [Calkhoven, Laurie] با ترجمه نازنین نیکوسرشت، هر یک در ۱۲۸ صفحه و با قیمت ۲۰ هزار تومان در نشر خزه منتشر شده‌اند.

در معرفی ناشر از این مجموعه آمده است: «داستان‌های زندگی» مجموعه‌ای مبتکرانه از زندگی‌نامه‌ مشاهیر جهان است، شخصیت‌هایی که به علم و فرهنگ و دستاوردهای انسانی بشر کمک‌های شایان ‌توجهی کرده‌اند. کتاب‌های این مجموعه از واقعیت‌های معمول فراتر می‌روند و زندگیِ واقعی و هیجان‌انگیز جالب‌توجه‌ترین چهره‌های تاریخ را به شکلی نو بیان می‌کنند.  این کتاب‌ها پر از طرح و تصویر و نقشه و نمودار و واژه‌نامه و نقل‌قول‌های الهام‌بخش و اطلاعات مفید هستند. در هر کتاب هم عکس‌ها و تصاویری آمده که بعضی از آن‌ها برای اولین‌بار به صورت عمومی منتشر می‌شوند.

کتاب‌های «آلبرت اینشتین»، «فلورانس نایتینگل»، «کاترین جانسون» و «مارتین لوتر کینگ» همگی با تصویرگری‌های شارلوت ایجر همراه هستند و همانند نسخه‌های اصلی‌شان، در قطع و یونیفرم واحدی در ایران منتشر شده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...