وثیقه‌های انسانی | آرمان ملی


«پاریس زیرزمینی» [Paris-underground] خاطرات اِتا شایبر [Etta Shiber] آمریکایی از پاریسِ دوره اشغال توسط آلمان‌هاست. اتا چند سالی است پس از مرگ همسر و برادرش به پاریس مهاجرت کرده و با دوست قدیمی خود کاترین رابینز که در داستان کیتی بورپو معرفی شده، زندگی آرامی دارد و از زیبایی‌های پاریس لذت می‌برد. اتا به‌حدی آرام و مورد توجه همسرش است که او در یکی از مسافرت‌هایشان از این دوست پاریسی می‌خواهد که اگر روزی مُرد، زنش، اتا را تنها نگذارد. همین هم می‌شود. اتا با کیتی زن انگلیسی که با یک مرد فرانسوی ازدواج کرده و فعلا جدا از هم زندگی می‌کنند، هم‌خانه می‌شود. ولی روزگار برای آنها که ماجراجویی در زندگی‌شان جایی نداشته به همین آرامی نمی‌گذرد.

پاریس زیرزمینی [Paris-underground] خاطرات اِتا شایبر [Etta Shiber]

با سرعتی باورنکردنی آلمان‌ها به پاریس می‌رسند. پاریس بی‌هیچ مقاومتی تسلیم می‌شود. مردم شهر از چند روز قبل فرار کرده‌اند. آنها که به سقوط دولت پاریس باور نداشتند مانده‌اند با افسران و سربازانی که یونیفرم سبز ماشی پوشیده‌اند. سربازانی که با چشم‌های سرد و ماشینی به همه‌چیز می‌نگرند و مدام در کوچه و خیابان‌ها گشت می‌زنند و خانه‌به‌خانه را در جست‌وجوی سربازان فراری فرانسوی و بریتانیایی می‌گردند. خانه‌های خالی را مصادره و اموال هنری و گران‌قیمت را به آلمان می‌فرستند.

کیتی و اتا وقتی به عمق ماجرا پی می‌برند که در اتوبان پاریس به جنوب در انبوه ماشین‌ها و گاری‌ها و مردم پیاده گرفتار و پس از چندی زیر رگبار هواپیماهای آلمانی قرار می‌گیرند. چند روز بعد به دستور افسران آلمانی به پاریس برمی‌گردند اما در راه برگشت در اوج نفرت از آلمان که پاریس را گرفته و دولت فرانسه که به‌راحتی تسلیم شده، به خلبان فراری انگلیسی برمی‌خورند. او نیاز به کمک برای فرار از پاریس و انتقال به منطقه اشغال‌نشده فرانسه و از آنجا به بریتانیا دارد. از این به بعد هم و غم این خانم‌ها فراری‌دادن سربازان بریتانیایی و فرانسوی است که در جنگل‌های شمال فرانسه و جاهای مختلف پنهان شده‌اند. ترس، گرسنگی و نفرت مردم در قسمت‌های اشغال‌شده، فضای سنگین مسئولیت مخفی‌کردن و فراری‌دادن سربازان، صدور حکم مرگ برای کسانی که در این کارها دستی دارند، چنان فضای سنگینی بر مردم و شهر حاکم کرده که به اتحاد هرچه بیشتری آنها می‌انجامد. اتحادی مردمی برای بازگرداندن آزادی و حرمت انسان ابزاری شده به دست حکومت‌های دیکتاتوری و تمامیت‌خواه که خود را تنها ناجیان بشر می‌دانند.

این دو زن درمانده که تا اکنون به آرامش خود می‌اندیشیده‌اند در مسیری قرار می‌گیرند که از فردیت خویش فراتر رفته و خواننده را با مقولات آزادی و کرامت به اوج اعتلای انسانی می‌رسانند. شاید در ابتدا انگیزه‌ای بس شخصی (شباهت خلبان انگلیسی به برادر مرده اتا) ببینید اما با جلورفتن داستان و مواجهه بیشتر این دو زن با آدم‌های مختلف فرانسوی و آلمانی به دنیای ناشناخته انسان و قدرت‌های او قدم گذاشته و ارزش‌های «دیگری» در وجودشان بارورتر می‌گردد.

نویسنده که خود به واقعی‌بودن داستان اذعان دارد آن را از جایی شروع می‌کند که خانم شابیر، تنها مسافر و یک آدم معمولی، در کشتی دیپلمات دروتینگهام است. کشتی‌ای که با نورافکن‌های روشن از کنار کشتی‌های جنگیِ چراغ خاموش و زیردریایی‌ها به‌قدری بی‌صدا می‌گذرد که خانم شابیر بدون فرصت هرگونه وداعی از اروپا دور می‌شود. او که چند ساعت پیش همراه دو محافظ آلمانی و در انبوه ماموران لباس‌شخصی گشتاپو در ایستگاه قطار آندای در مرز فرانسه و اسپانیا با یوهانا هوفمانه معاوضه شده است.

از همین فصل شما با ناباوری‌های یک انسان معمولی نه الزاما سیاسی و نظامی، با جنگ و مردم جنگ‌زده و وحشت‌زده و نیز نظامیان خسته و ناامید ولی وفادار به رهبر و مقررات او، دلهره مخفی‌کردن و انتقال سربازان فراری، دستگیری و محاکمه و زندان‌ها و زندانیان مواجه خواهید شد. اینجاست که جنگ و قدرت دولت‌ها کنار وحدت برخاسته از انسان‌دوستی مردم کوچه و بازار رنگ می‌بازد و نگاهی عاری از هرگونه تمایز اجتماعی به بشر هویدا می‌شود.

در همین کشتی است که اتا می‌فهمد نمی‌تواند مثل دیگر مهاجران که بالاخره توانسته بودند ویزای آمریکا را از مناطق مختلف کشورهای تحت سلطه آلمان بگیرند، شاد باشد. او کیتی و شجاعتش را عامل آزادی امروز خود می‌داند و از اینکه هنوز نمی‌داند چه بر سر دوستش آمده نگران و ناشاد است. این انگیزه شخصی در صفحات پایانی، دل‌مشغولی یک آمریکاییِ از جنگ‌رسته می‌شود که نمی‌تواند فکر سربازان فرانسوی و بریتانیایی و آمریکایی و مردم مناطق اشغال‌نشده فرانسه و دیگر کشورهای اشغال‌شده را از سرش بیرون کند و مثل بقیه مردم که می‌دانند جنگ هنوز تمام نشده، زندگی کند. او مدام با خود می‌اندیشد: «این بی‌اعتنایی همگانی مرا می‌ترساند.»

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

یک وکیل آمریکایی قرن نوزدهم به‌نام آدام اِوینگ... نابغه‌ای رو به احتضار... شش‌نوازی اطلس ابر را برای پیانو، کلارینت، ویولنسل، فلوت، اوبوا و ویولن... روزنامه‌نگاری است که رسوایی شرکت هسته‌ای را فاش می‌کند و در معرض خطر ترور است... ناشر مغرور لندنی... یک برده کلون‌شده... قبیله‌ای پس از سقوط جهان متمدن...آثار هنری و رمان‌ها را با بازرخدادها و تکرارهای جاودانه فرهنگ و طبیعت انسانی همراه می‌کند و درهم می‌آمیزد. ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...
بسیاری از مردم اطلاعات گسترده‌ای پیرامون انسان و جهان و طبیعت و شریعت در ذهن جمع‌آوری می‌کنند اما در برابر ساده‌ترین آسیب‌های نفسانی؛ تمایلات ناصواب درونی زانو می‌زنند... برخی رنج‌ها آدمی را از پای در می‌آورند؛ از ارزش و آرامش جان می‌کاهند و اثری تلخ و گاهی جبران‌ناپذیر در زندگی از خود به جای می‌گذارند. رنج دلبستگی‌های حقیر؛ رنج برخاسته از جهل و نادانی و رنج وابستگی به تایید و تکذیب دیگران از این جنس است. ...