به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، جلد اول کتاب «اندیشه‌های سیاسی اجتماعی در مصر در دوران جدید» به قلم علی اکبر علیخانی در 862 صفحه توسط مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد.

اندیشه‌های سیاسی اجتماعی در مصر در دوران جدید علی اکبر علیخانی

علی اکبر علیخانی نویسنده کتاب در مقدمه آن بیان کرده که این اثر به اندیشه سیاسی آن دسته از اندیشمندان در مصر پرداخته که دوره مدرن یا جدید را درک کرده‌اند. این دوره، زمانی است که مصریان به‌طور جدی با پدیده‌‌ای و سپس مسئله‌‌ای به نام اروپا یا غرب و به‌تعبیر دقیق‌تر تمدن غرب و مدرنیته، به صورت ذهنی، فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی درگیر می‌شوند.

بنابر آنچه در مقدمه کتاب آمده، این مواجهه و درگیری اولیه را می‌‌توان یکی از مهم‌ترین نقاط عطف سیاسی اجتماعی در جهان اسلام عموما، و در مصر به‌خصوص محسوب کرد که دوره به خود آمدن از «رخوت تمدنی» چند صد ساله با نشتر دردناک غرب، و درگیریِ ذهنی و فرهنگی با تمدن غرب و دنیای جدید بود. این نقطه عطف را می‌توان حمله ناپلئون به مصر به سال 1798م دانست اگرچه شاید بتوان با تسامح آن را تا انعقاد قرارداد پاساروویتز به سال 1718م بین امپراطوری عثمانی و اتریش نیز به عقب برد. اندیشه‌های سیاسی اجتماعی که درجلد اول این مجموعه کار شده، تقریبا از همین دوره‌‌ها یعنی از اوایل قرن 19 حدودا از سال 1800م 1180ش آغاز می‌شود. جلد اول اندیشه‌های سیاسی اجتماعیِ 35 متفکر مصری از رفاعه طهطاوی (1180-1252 ش/ 1801-1873م/ 1216-1290ق) تا مصطفی محمود( 1300-1388ش/ 1921-2009م/ 1339-1430ق) را بررسی و تحلیل کرده است. اگرچه مباحث به اندیشه‌های سیاسی اجتماعی به‌صورت متفکرمحور می‌‌پردازد اما می‌تواند سیر تحولات سیاسی اجتماعی و مسائل جامعه مصر را طی بیش از یک قرن نشان دهد.

این اثر از یک جهت با تمام آثاری که تا کنون در حوزه اندیشه سیاسی منتشر شده متفاوت است و آن طراحی و تعبیه شناسنامه فکری برای هر متفکر است. منطق این شناسنامه فکری در بحث مبسوطی در ابتدای کتاب با عنوان «به مثابه روش؛ الگوهای دسته بندیِ اندیشه‌های سیاسی اجتماعی» بیان شده است. در این بحث و جدول‌ها و نمودارهای مربوطه، الگوهای متعدد دسته بندیِ اندیشه‌های سیاسی اجتماعی ذکر شده، و الگوی جدیدی با عنوان «الگوی خوشه ای» ارائه شده است که شناسنامه فکریِ هر متفکر بر اساس همین الگو بیان شده و جایگاه آن متفکر را در جغرافیای معرفتیِ زمان خود نشان می‌دهد.

ویژگی مهم دیگر کتاب این است که نویسنده در پایان کتاب و طی بحثی با عنوان: «به‌مثابه نتیجه؛ «بَدَویت سیاسی» و اندیشه‌های سیاسی اجتماعی»، به تحلیل ویژگی‌های اندیشه‌های سیاسی در ایران و جهان اسلام، کارویژه این اندیشه‌ها، علل ناکارآمدی آنها، و عدم تأثیرگذاریِ آنها در سیاست عملی و بهبود وضعیت این کشورها می‌پردازد.

نگارنده در مقدمه تصریح کرده که مجموعه دو جلدیِ اندیشه سیاسی اجتماعی در مصر که هم اکنون جلد اول آن منتشر شده، در قالب یک درس دو واحدی حدود ده سال در رشته مطالعات مصر در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران تدریس شده است. او ابراز امیدواری کرده که تحقیق، تکمیل و انتشار این اثر ، برای دانشجویان، پژوهشگران و همه علاقه‌مندان مفید باشد و راه پژوهش‌های عمیق‌‌تر را برای آنان باز کند.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...