به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «کاخ‌هایی برای مردم» [Palaces for the people : how social infrastructure can help fight inequality, polarization, and the decline of civic life] با عنوان فرعی زیرساخت‌های اجتماعی مبارزه با نابرابری و قطبی شدن و افول حیات مدنی نوشته اریک کلایننبرگ [Eric Klinenberg] به ترجمه حسین ایمانی جاجرمی ‌از سوی نشر شیراز منتشر شده است.

کاخ‌هایی برای مردم» [Palaces for the people : how social infrastructure can help fight inequality, polarization, and the decline of civic life] اریک کلایننبرگ [Eric Klinenberg]

بحث کتاب حاضر آن است که زیرساخت اجتماعی نقشی حیاتی اما نه چندان مورد اعتنا در جوامع مدرن دارد. به ظاهر فاقد تاثیرات چشمگیر است اما در عمل پیامدهای مهمی‌به دنبال دارد. از شیوه رفت و آمد ما در شهرها و حومه‌ها گرفته تا فرصت‌هایی که گاهی اوقات تصادفاً برای تعامل با غریبه‌ها دوستان و همسایه‌ها به دست می‌آوریم. به ویژه برای کودکان سالمندان و دیگر افراد مهم است که محدودیت تحرک یا نداشتن خود اتکایی آنها را در مکان زندگی گرفتار کرده است. پس زیرساخت اجتماعی بر همه تأثیر دارد و در حالی که زیرساخت اجتماعی به تنهایی برای اتحاد جوامع شکاف خورده، حمایت از اجتماعات آسیب پذیر یا اتصال افراد بیگانه شده کافی نیست بدون آن نمی‌توانیم ازپس چالش‌ها برآییم. در این کتاب چگونگی و چرایی این فرایند توضیح داده می‌شود.

در بخشی از مقدمه کتاب می‌خوانیم: «بیشتر بحث‌های اخیر درباره سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها در ایالات متحده منحصراً بر سامانه‌های معمولی متمرکزاند، گویی که توجه به بنیان‌های مادی زندگی اجتماعی و مدنی ما امری بی ربط است. انصافاً یک دلیل برای چنین غفلتی حداقل در این کشور آن است که زیرساخت اجتماعی هنوز یک مفهوم آشنا نیست. کشورهای دیگر زیرساخت‌ها را گسترده تر در نظر می‌گیرند ما نیز باید چنین کنیم نه فرصت تاریخی را برای تقویت مکان‌های زندگی و کار از دست می‌دهیم. برای دستیابی به چنین هدفی این کتاب شناسایی اشکال ابتدایی زیرساخت اجتماعی می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه آنها شرایط را در انواع مختلف مکان‌ها شهری و حومه شهر دارا و ندار در ایالات متحده و اطراف جهان تعیین می‌کنند.»

مولف در بخشی از مقدمه کتاب می‌نویسد: «بیشتر شواهدی که من برای حمایت از مدعیاتم گرد خواهم آورد از پژوهش و تجربه شخصی خودم خواهد بود. اما من همچنین متکی به مطالعات پیشتاز همکاران دانشگاهی هم در تمامی‌علوم اجتماعی و حوزه‌های طراحی که نشان می‌دهند چگونه مکان‌ها تعامل انسانی را شکل داده سرنوشت ما را تعیین می‌کنند خواهم بود.»

در فصول این کتاب نشان داده خواهد شد که چگونه زیرساخت اجتماعی می‌تواند کاهنده یا زمانی که نادیده گرفته شود تشدیدکننده مسائل کنونی شود که حل شدن آنها مقدار زیادی زمان پول و انرژی می‌خواهد مسائلی چون انزوای اجتماعی جرم آموزش بهداشت قطبی شدن و تغییرات اقلیمی. همچنان که این چالش‌های جهانی را می‌شناسیم در کتاب نشان داده می‌شود که در هر موردی زیرساخت اجتماعی به همان اهمیت شبکه‌های حیاتی است که همیشه برای ما در اولویت بودند و اینکه هر کدام به شیوه‌ای که هنوز کاملا درک نکرده‌ایم به یکدیگر وابسته هستند.

البته بحث مولف کتاب این نیست که زیرساخت اجتماعی اهمیت بیشتری نسبت به به زیرساخت‌های معمولی دارد یا آنکه سرمایه گذاری در زیرساخت اجتماعی برای حل مسائل بنیادین نابرابری اقتصادی و تخریب محیط زیست که این زمان را چنین خطرناک کرده کافیست، بلکه تاکید نویسنده بر این است که بنای زیرساخت‌ها اجتماعی جدید همان فوریت تعمیر بند‌ها فرودگاه‌ها و پل‌ها را دارد.

در بخشی از سخن ناشر نیز می‌خوانیم: «کتاب حاضر با مرور بر انواع فضاهایی که می‌توانند کار کرد زیرساخت اجتماعی داشته باشند توجه خواننده را به این انواع جلب کرده و آنها را از منظر‌هایی همچون نوع پیوند‌هایی که ایجاد می‌کنند، گستردگی ارتباط و تعاملی که می‌توانند میان گروه‌های مختلف اجتماعی برقرار کنند و تبعات اولیه و جانبی شان زندگی روزمره و دیدگاه افرادی که از آنها استفاده می‌کنند دسته بندی می‌کند.

سپس با تعامل بیشتر بر چند تجربه مشخص هم توانمندی‌های نهفته در فضاهای مختلف را در ایفای نقش یک زیرساخت اجتماعی به بحث می‌گذارد و هم به دیدگاه‌های اشاره می‌کند که چنانچه بر سیاست گذاری‌های شهری قالب شوند ایجاد فضا‌های گوناگونی را در مقام زیرساخت اجتماعی با صرف هزینه‌های نازل یا حتی بدون صرف هیچ هزینه ای ممکن می‌سازند.»

کتاب «کاخ‌هایی برای مردم» با عنوان فرعی »زیرساخت‌های اجتماعی مبارزه با نابرابری و قطبی شدن و افول حیات مدنی» نوشته اریک کلایننبرگ به ترجمه حسین ایمانی جاجرمی‌ با شمارگان ۷۷۰ نسخه در ۲۶۶ صفحه بهای ۴۵ هزار تومان از سوی نشر شیراز منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...