کتاب «دنیای قهرمان» تألیف مرتضی صالح آبادی توسط مؤسسه انتشاراتی خاتم به چاپ رسید.

دنیای قهرمان‌ها و قهرمانی در سینما و ادبیات

به گزارش خبرگزاری مهر، این کتاب کوششی است برای فراهم آوردن مجموعه‌ای از نظرات مرتبط با موضوع شخصیت قهرمان و بایسته‌های قهرمان پردازی در سینما و ادبیات داستانی که در آن نویسنده تلاش کرده است تا دیدگاه منسجم‌تری را از مفهوم شخصیت قهرمان پیش روی خوانندگان بگشاید.

دنیای قهرمان، در هشت فصل و حدود صد و چهل صفحه با آوردن نمونه‌ای از آثار شاخص سینما و ادبیات داستانی و با نگاهی به کهن الگوها سعی کرده است تا به مفهومی چند وجهی از قهرمان پردازی دست پیدا کند.

در فصل جمع بندی کتاب به این موضوع اشاره شده است که بیشتر اسطوره شناسان و صاحب نظران به مطالعه قهرمان و کهن الگوها پرداخته اند و آن را در بافتی اسطوره‌ای مورد بررسی قرار داده اند. این کهن الگو میراثی است که از گذشتگان به ما ارث رسیده است و در دوره معاصر و مدرن نیز ادامه دارد. درباره قهرمان نمی‌شود به سادگی صحبت کرد چرا که مرز بین شخصیت اصلی و قهرمان همیشه مرز مشخصی نیست. بیشتر نویسندگان شخصیت اصلی را همان قهرمان داستان می‌دانند و اصطلاح قهرمان و شخصیت اصلی را به یک معنا و در کنار هم به کار می‌برند.

مرتضی صالح آبادی، دانش آموخته دوره فیلمسازی انجمن سینمای جوان است و در دانشگاه صداوسیما و در مقطع کارشناسی ارشد نویسندگی رادیو خوانده است. او سابقه فعالیت در حوزه خبرنگاری و برگزاری نشست‌های نقد فیلم و کتاب هم دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

پیش از بوکر او هرگز نتوانسته بود صرفا از طریق داستان‌هایش مخارج زندگیش را تامین کند... تنها در بریتانیا ۸۰۰ هزار نسخه فروخته... برنده شدن در این جایزه به یک نوع «تاج‌گذاری» تبدیل شده است... هر سال مجموعه جدیدی از داوران انتخاب می‌شوند... برخی از ناشران نیز رزومه داوران را موشکافی می‌کنند و آثار پیشنهادی را مطابق سلیقه آنها ارائه می‌دهند... برنده شدن بسیاری را تبدیل به نویسندگانی مضطرب می‌کند ...
حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...