نویسنده کتاب «رکوردهای ملی ایران ۱۴۰۰» گفت: ۷۰۰ عنوان رکورد داخل این کتاب ثبت شده است که شامل رکوردهای ورزشی و هنری می‌شود.

رکوردهای ملی ایران ۱۴۰۰ نوشته هادی رضایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، کتاب رکوردهای ملی ایران ۱۴۰۰ نوشته هادی رضایی در سی و سومین نمایشگاه بین المللی تهران رونمایی شد.

هادی رضایی، نویسنده این کتاب و رئیس کمیته ثبت رکوردهای ایران رباره فرایند تدوین کتاب توضیح داد: در دنیا رکوردهای گینس را داریم که ساز و کار جهانی دارد. رسیدن به گینس یک سری سختی‌ها را دارد؛ چون گینس در ایران نمایندگی ندارد. سال های گذشته برخی خانه مسکونی‌شان را می‌فروختند که در گینس ثبت رکورد کنند. در ایران خلایی در این زمینه وجود داشت و ضروری بود که ترین‌های ایران شناسایی، دسته بندی و ثبت شوند.

رئیس کمیته ثبت رکوردهای ایران با بیان این که این کمیته از دو وزارتخانه ورزش و فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز دارد تاکید کرد: کتاب ما ۱۸ فصل دارد که ۱۷ فصل آن شامل رکوردهای ورزشی و یک فصل رکوردهای فرهنگی و هنری است. برخی رکوردها گروهی هستند. مثلا بیشتر از ۱۶۰۰ نفر همزمان طناب زده اند. برخی رکوردها هم ده نفره یا انفرادی هستند. برخی رکوردها مثل روپایی زدن با توپ فوتبال بیش از ۴۴ بار شکسته شده است.

وی افزود: هر کسی بخواهد رکوردی ثبت کند، نزد ما درخواست می دهد. اگر رکوردش قابلیت سنجش داشته باشد، برای او برنامه ریزی می‌کنیم.

رضایی با یادآوری این نکته که جلد اول کتاب به چاپ رسیده است ادامه داد: پایان امسال جلد دوم کتاب منتشر خواهد شد و اردیبهشت سال آینده با جلد دوم در نمایشگاه خواهیم بود.

کتاب رکوردهای ملی ایران نوشته هادی رضایی رئیس کمیته ملی ثبت رکوردهای کشور در ۴۲۴ صفحه منتشر شده است. در این کتاب به این موضوع که چگونه می‌توان رکورد را به ثبت ملی رساند پاسخ داده شده است.

این اثر توسط انتشارات رهنج (رسانه هنر نقش جهان) با قیمت ۴۹۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...