کتاب «مارهای ایران» تألیف مهدی رجبی‌زاده که توسط انتشارات ایرانشناسی منتشر شده، به‌عنوان «کتاب برگزیده» نخستین همایش ملی تنوع‌زیستی انتخاب شد.

مارهای ایران مهدی رجبی‌زاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، در بخش انتخاب کتاب برتر تنوع‌زیستی که برای اولین بار برگزار می‌شد، ۲۳ عنوان کتاب ثبت‌نام کرده بودند که از آن میان ۵ عنوان کتاب به‌عنوان کتاب‌های برتر و یک کتاب به‌عنوان کتاب برگزیده انتخاب شدند.

هیأت داوران این همایش با لحاظ ۱۰ شاخص مشتمل بر جامعیت، غنا و کیفیت محتوایی، شکلی، علمی، ویرایشی و چاپی کتاب‌های «راهنمای میدانی عنکبوت‌ها و عقرب‌های ایران» نوشته علیرضا زمانی، «راهنمای میدانی طبیعت‌گردی با گیاهان ایران» تألیف مجید اسکندری، «راهنمای میدانی ماهیان آب‌های داخلی ایران» دکتر اصغر عبدلی، «راهنمای میدانی پروانه‌های ایران» نوشته علیرضا نادری و «دوزیستان ایران» تألیف مشترک باربد صفایی و هانیه غفاری را به‌عنوان کتاب‌های برتر این دوره انتخاب کردند.

کتاب «مارهای ایران» نوشته مهدی رجبی‌زاده نیز به‌عنوان کتاب برگزیده این دوره از همایش انتخاب شد. این کتاب به شکل یک راهنما طراحی و اجرا شده است و هدف آن شناخت مارهای ایران برای کمک به حفاظت از آن‌ها است. این اثر در ۳ فصل به معرفی مارهای ایران پرداخته است؛ در فصل اول به‌طور کلی با مارها از نظر رده‌بندی، بیولوژی، اکولوژی، اهمیت و حفاظت، مطالعه علمی مارها و نقش این موجودات آشنا می‌شوید. فصل دوم به معرفی تنوع‌زیستی مارهای ایران در غالب ۷ خانواده، ۳۴ جنس و ۸۱ گونه می‌پردازد و فصل سوم پیوست‌هایی جهت مطالعات بیشتر ارائه می‌دهد.

«مارهای ایران» و ۴ عنوان از کتاب‌های برتر نخستین همایش ملی تنوع‌زیستی («راهنمای میدانی عنکبوت‌ها و عقرب‌های ایران»، «راهنمای میدانی طبیعت‌گردی با گیاهان ایران»، «راهنمای میدانی ماهیان آب‌های داخلی ایران» و «راهنمای میدانی پروانه‌های ایران») از سوی انتشارات ایرانشناسی منتشر شده‌اند.

............... هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...