کتاب «اصول موفقیت و رهبری برای دنیای مدرن(سان تزو و ماکیاولی)» [Sun Tzu & Machiavelli : success and leadership principles] اثر مایکل اسلوان [Michael Sloan] بر مبنای دو کتاب «هنر رزم» و «شهریار» اثر سان تزو و نیکولو ماکیاولی به راهکارهایی برای رهبری در دنیای مدرن اشاره کرده است.

اصول موفقیت و رهبری برای دنیای مدرن(سان تزو و ماکیاولی)» [Sun Tzu & Machiavelli : success and leadership principles] اثر مایکل اسلوان [Michael Sloan]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، عنوان فرعی این کتاب «اصول موفقیت و رهبری برای دنیای مدرن» است و هدف کتاب این است که اصول موفقیت در زندگی مدرن بر مبنای اندیشه‌های این دو متفکر را تشریح کند. ناشر در توضیح این اثر نوشته است: سان تزو از شما می‌خواهد تهور، نظم و ترتیب و فروتنی را در پیش بگیرید در حالی‌که ماکیاولی از تمایل به درهم‌شکستن دشمنان و اخذ تصمیمات غیراخلاقی برای رسیدن به موفقیت سخن می‌گوید. در این کتاب سان تزو از جنگ و ماکیاولی از ساماندهی امور نوشته‌اند، ولی هر دو متفق‌القول می‌گویند چگونه می‌توان رهبری پیشرو بود.

به عقیده این دو اندیشمند در دنیای مدرن، ما در کارزار جنگی نیستیم، ولی در زندگی روزانه خود می‌بینیم که با زندگی کشمکش‌های بسیاری داریم: نبرد برای کامیابی. با توجه به آثار سان‌تز و ماکیاولی، نه تنها یاد خواهید گرفت چگونه در زندگی خود موفق باشید، بلکه خواهید آموخت چگونه از مکر، استراتژی و خرد بهره ببرید و بهترین‌ها را برای دستیابی به یک زندگی ایمن در اختیار بگیرید.

نیمه نخست این کتاب درباره سان تزو و فلسفه بی‌نظیر او برای یک رهبری کارآمد است، چگونگی پیروزی در هر نبردی که در ذهن شکل می‌گیرد، و فهم اینکه خطرات ناشی از نادانی و بی‌خردی کدام‌اند. بخش دوم کتاب به دورنمای شخصی می‌پردازد که در امور اجتماعی از استراتژی و خرد بهره می‌برد و بهترین‌ها را برای دستیابی به یک زندگی ایمن در اختیار می‌گیرد.

یکی از موضوعات جذاب در این کتاب تکنیک‌هایی است که سان تزو به آن اشاره کرده است. در چند تکنیک چنین می‌گوید: «هیچ گاه یک عامل، منجر به پیروزی شما در زندگی نمی‌شود. درست همانند قانون نت‌ها، شما با ترکیب چند عامل با هم می‌توانید به گوناگونی بیشتر که نمی‌توانید آن‌ها را بشمارید دست یازید. برای رسیدن به پیروزی، تنها چند عامل نقش بازی می‌کنند: نظم و ترتیب، زمان، انرژی و توان برنامه‌ریزی. زمانی که این عوامل مختلف را با هم در‌‌آمیزید، روش‌های بسیاری برای پیروزی در دستانتان قرار خواهد گرفت. برای موفقیت در زندگی باید اصول را یاد بگیرید و به مهارت کافی برسید. یک موسیقیدان سبک جاز به راحتی می‌تواند بداهه‌نویسی کند ولی بدون دانستن تمام مولفه‌های موسیقایی نمی‌تواند به این کار مبادرت ورزد و این مهم تنها زمانی صورت می‌گیرد که وی به سطحی از مهارت رسیده باشد که بدون هیچ چالشی بتواند بداهه‌سرایی کند.»

در دنیای مدرن، ما از توانمندی‌های مختلفی در مدیریت برخورداریم و این گرایش وجود دارد که به کتاب‌های مختلفی برای بررسی روش‌های گوناگون و امتحان آن‌ها به صورتی سیستماتیک متوسل شویم. ممکن است سخنران‌ها درباره مطالبی صحبت کنند که هیچ تجربه عملی درباره آن ندارند، یا شما با مدیرانی مواجه شوید که بسیار مشتاق هستند فرایند جدیدی را اعمال کنند که پیچیدگی‌های بسیاری دارد. بسیاری اوقات تئوری، تجربیات عملی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و بدین ترتیب ما با انسان‌هایی روبرو می‌شویم که خود را بدون هیچ آزمونی رهبر می‌پندارند.»

بخش دوم کتاب بر اساس کتاب «شهریار» نوشته ماکیاولی تنظیم شده است. ماکیاولی در کتاب شهریار بیش از هر چیز می‌گوید که انسان ارزش اعتماد ندارد. وی معتقد است که اغلب مردم اگر بتوانند از دیگران سوء استفاده می‌کنند و اگر فردی بخواهد صلح و آرامش را برقرار سازد، باید آماده باشند تا گزند و خشونت فراوانی متحمل شود تا آن را نهادینه کند. 

ماکیاولی به قدرتی باور دارد که شرطی ناگزیر برای موفقیت یک رهبر باشد. اگر فرمانروایی می‌خواهد تغییری قابل تاثیر در دنیا ایجاد کند، باید قدرتمند باشد. قدرت اشکال مختلفی به خود می‌گیرد، و تصمیمات و کنش‌هایی لازم است تا یک رهبر در صدر قدرت بماند. به عنوان نمونه ماکیاولی معتقد است بهتر است یک رهبر برای گسترش قدرت کسانی را مورد ستم قرار دهد و بی‌درنگ خوار دارد. او بر این باور است که فرمانروا باید در این خوار کردن‌ها به سرعت وارد عمل شود و تمرکز خود را به حذف کسانی معطوف دارد که فرمانروایی او را تهدید می‌کند. او در این کتاب به دنبال این موضوع است که دوری جستن از خطر، دنباله‌روی از سیاست و در نهایت برقراری یک فرمانروایی ثمربخش را امکان‌پذیر سازد.

تفکر بحث‌برانگیز دیگر ماکیاولی این است که فرمانروا می‌تواند تعهد و پیمان خود را بشکند، مشروط به اینکه طوری وانمود کند گویی هرگز عهدش را نقض نکرده است. هنگامی که موضوع پایبندی به تعهدات به میان می‌آید، ماکیاولی پتانسیل «تغییرپذیری» را مطرح می‌کند، زیرا از نظر او بهتر است فرمانروا به جای آنکه واقعا به تعهدات خویش وفا کند، وانمود کند که چنین می‌کند.

او سپس به دیدگاه فرهنگ مدرن در این باره اشاره می‌کند و می‌گوید: «در فرهنگ مدرن، چنین موردی به غایت نادرست و غیر اخلاقی است، قول دادن به کسی و سپس شکستن آن به امید آنکه اتفاقی نخواهد افتاد، می‌تواند بسیار پرمخاطره باشد. در فرهنگ مدرن ما، جایی که همه چیز الکترونیکی است و چیزی به نظر از قلم نمی‌افتد، بازتاب کارهای ناپسندمان می‌توانند به راحتی به سویمان برگردند.»

کتاب «اصول موفقیت و رهبری برای دنیای مدرن (سان تزو و ماکیاولی)» بر اساس دو کتاب «هنر رزم» و «شهریار» اثر مایکل اسلوان با ترجمه مهدیه چراغیان از سوی نشر کتاب پارسه به بهای 30 هزار و پانصد تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...