توبی میلر [Toby Miller] در این اثر پدیده‌ای به نام «تلویزیون» را برای کسانی که تازه می‌خواهند وارد انواع حرفه‌های مرتبط با آن شوند، توصیف می‌کند.

توبی میلر [Toby Miller] مبانی مطالعات تلویزیون Television studies : the basics

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «مبانی مطالعات تلویزیون» برگردان فارسی کتاب Television studies : the basics نوشته توبی میلر در باب مطالعه تلویزیون است.

مترجم در بخشی از پیشگفتار این اثر می‌نویسد: ترجمه اثر حاضر در سال 1391 در اداره کل آموزش و پژوهش سیما آغاز و در اوایل تابستان 1392به پایان رسید. در ادامه با تغییراتی که در ساختار سازمان صدا و سیما و مدیریت اداره کل آموزش و پژوهش سیما پدید آمد، روند ارزیابی و اصلاحات کار با وقفه مواجه شد. این وقفه با ادامه تحصیل اینجانب در کشور فرانسه همزمان گشت و فرایند اصلاح و چاپ این کتاب را تا به امروز به تاخیر انداخت. سرانجام در سفری که مترجم تابستان 1399 به تهران داشت، فرصتی فراهم آمد تا این اثر مورد بازنگری قرارگرفته و در جریان چاپ قرار گیرد.

اگرچه چاپ ترجمه فارسی این اثر سال‌ها طول کشید؛ اما همچنان دارای مطالب ارزشمند و ناگفته‌هایی به زبان فارسی است که امید است برای خوانندگان و علاقه‌مندان حوزه تلویزیون سودمند باشد. در این اثر توبی میلر پدیده‌ای به نام «تلویزیون» را برای کسانی که تازه می‌خواهند وارد انواع حرفه‌های مرتبط با آن شوند توصیف می‌کند. زبان نویسنده اصلی نسبتاً مردمی و کمتر تخصصی است تا بتواند مطالب پیچیده را آسان بیان کند. همچنین در نگارش این اثر از زبانی مشابه زبان محاوره‌ای بهره برده است تا شاید اثر کمتر خسته کننده باشد و بیشتر شبیه گفتگوی یک دوست با شما به نظر آید.

گفتنی است ترجمه این کتاب را در دوران سربازی‌ام انجام داده‌ام (زمستان 1391 و بهار 1392). در آن دوران چیز زیادی از زبان فرانسه نمی‌دانستم، در کلاس‌های بازیگری شرکت نکرده بودم (سال تحصیلی 4-1393 رفتم)، دوره گویندگی را نگذرانده بودم (سال 1395 رفتم). اگر می‌خواستم این کتاب را دوباره از نو پس از هفت سال ترجمه کنم، بدیهی است که با توجه به تجربه‌ها و دوره‌های آموزشی که گذرانده‌ام، ترجمه تغییراتی می‌کرد. با این حال پیش از این که این نسخه چاپ شود، یکبار به صورت گذرا متن آن را خوانده و اصلاحاتی روی آن انجام دادم. خواهشمندم اگر در جایی اشکالاتی در ترجمه می‌بینید، بنا را بر دانش و تجربه کمتر این حقیر در زمان ترجمه این کار در هفت سال پیش بگذارید.

اکنون می‌دانم ترجمه ترکیبی از دانش و هنر است. مترجم میکروفونی می‌شود که از طریق آن صدای نویسنده به مخاطبانی که زبان و فرهنگی متفاوت دارند، می‌رسد. شخصاً در این دوران از زندگی‌ام بیشتر پیرو پارادایم‌های مطالعات ترجمه توصیفی و فرهنگی هستم. با دیدگاه‌های گذشته در پارادایم برابری که به دنبال بدجلوه دادن مترجمان(در بحث‌هایی تکراری و تاریخ‌گذشته‌ای چون وفاداری و غیره) بودند چندان سازگاری ندارم. ترجمه اثری دسته اول با هویتی نوین است، نه اثری دسته دوم و کم‌ارزش‌تر از اثری که از آن اقتباس شده. به قول گیدیون توری ، راه ارزیابی درست ترجمه صرفاً مقایسه آن با اثری که از آن اقتباس شده است، نیست.

به گفته آنتوان برمان، نویسندگان خارجی مسافرانی از دیاری دور‌دست هستند که ما با ترجمه اثرشان، به آنان اجازه می‌دهیم که وارد میهمانخانه (فرهنگ) ما شوند. هر مسافر سبک پوشش، رفتار و گفتار منحصر به فرد خودش را دارد و باید ویژگی‌هایش در این جا مشخص باشد. اما این میهمانخانه ماست و آنها مسافران ما هستند. پس ما امکان حضور آنها را در فرهنگ خودمان و طبق قوانین میهمانخانه خودمان خواهیم داد.

کتاب «مبانی مطالعات تلویزیون» نوشته توبی میلر به ترجمه سیدمحمدحسین موسوی نسب در 417 صفحه به قیمت 120 هزار تومان از سوی نشر امین نگار با همکاری اداره کل پژوهش سیما منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...