کتاب «جامعه‌نگاری عهد قاجار» (تاریخ اجتماعی و زندگی روزمره مردم در دوران قاجار) تالیف پریسا کدیور تلاش دارد تا با نگاهی جامع (نظام طبقاتی، ساختار شهری، اعیاد و آیین‌ها و...) تصویری از دوره تاریخی قاجار ارائه دهد.

جامعه نگاری عهد قاجار (تاریخ اجتماعی و زندگی روزمره مردم در دوران قاجار)  پریسا کدیور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، این کتاب با نگاهی بین رشته‌ای که مبتنی بر تاریخی سازی علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی و اقتصادی است، نوع جدیدی از روش شناسی مطالعات تاریخی را اتخاذ کرده که تلفیقی نوآورانه از تجربه‌های تاریخ نویسی مردم است.

نویسنده در بخشی از پیشگفتار کتاب تاکید دارد: اگرچه گروه هدف در این کتاب مردم عادی هستند، آگاهانه از افتادن در تاریخ‌نگاری فرودستان پرهیز نموده و کوشیده‌ام نه تنها طبقه سرآمد را با نگاه ایدئولوژیک تخطئه یا حذف نکنم بلکه با بیان خرده روایت‌های افراد شناخته شده و برجسته در کنار مردم بی‌نام و نشان، تصویر فراخ‌تر و عینی‌تر از زیست مردم آن دوره قاجار را پیش روی مخاطب بگذارم.

کتاب جامعه نگاری عهد قاجار (تاریخ اجتماعی و زندگی روزمره مردم در دوران قاجار) در هفت بخش از جمله نظام طبقاتی در دوره قاجار، ساختار اقتصادی در دوره قاجار، ساختار شهری در دوره قاجار، خلق و خوی ایرانیان در دوره قاجار، اعیاد و آیین های ملی و مذهبی در دوره قاجار، پوشش و آرایش مردم در دوره قاجار و آداب و رسوم و روزمرگی‌های مردم عهد قاجار تدوین شده است.

در بخشی از این کتاب با عنوان «پوشش و آرایش مردم در دورۀ قاجار» آمده است:

در جریان تجددخواهی و تحول گرایی اواخر دورۀ قاجار، گروهی کوچک که درصدد مطالبه گری حقوق زنان برآمده بودند روبنده را مانعی بر سر راه رشد و ترقی زنان و ایفای نقش اجتماعی آنان عنوان کردند و خواستار برداشتن حجاب صورت زنان شدند. این مطالبه پشتیبانی برخی از زنان اعیان و اشراف نواندیش را نیز به همراه داشت.

تاج السطنه، دختر آموزش دیده و تجددخواه ناصرالدین شاه، در یادداشت های خود آورده: «یک نفر مزدور ایرانی روزی دو قران مزد می‌گیرد. مادرش، خواهرش، خواهرزاده‌اش، عیالش و دخترش را باید خرج بدهد. دو قران را که ما پنج قست بکنیم، نفری هفت شاهی در بیست و چهار ساعت می‌شود. با این هفت شاهی، یک نفر انسان چه قسم هم بپوشد، هم بنوشد، هم اندوخته کند؟ (ص.۲۵۹)

جامعه‌نگاری عهد قاجار بر آن است که چشم انداز جدیدی پیش روی علاقه‌مندان تاریخ اجتماعی ایران بگشاید و شاید هم آغاز مسیری تازه در روایتگری تاریخ مردم این سرزمین باشد، تاریخ‌نگاری داستان گشوده‌ای است که پایان ندارد.

پرداختن به جزئیات آداب و رسوم روزمره مانند آداب مهمانی و معاشرت، غذا خوردن، ازدواج، سفر و امثالهم نه تنها به عنوان قطعاتی از پازل زندگی فردی و جمعی در آن دوره اهمیت پیدا می‌کند بلکه شرح کیفیت و چگونگی زندگی مردم عادی، زوایای پنهان بستر فرهنگی و اجتماعی آن دوره را روشن می‌کند و می‌تواند به درک دقیق‌تر و وسیع‌تری از سیر تحولات اجتماعی و سیاسی دوره قاجار بیانجامد.

این کتاب می‌کوشد مردم را از حاشیه به متن تاریخ نگاری بیاورد و با گذر از تقسیم بندی‌های کلاسیک تاریخ نگاری و با اتخاذ روش جدید در تاریخ نویسی اجتماعی ضمن پرداختن به حوزه‌های مورد پژوهش در عرصه‌های عمومی زیست مردم با نگاهی جزئی نگر به توصیف آداب و رسوم و زندگی در عهد قاجار می‌پردازند.

جامعه نگاری عهد قاجار (تاریخ اجتماعی و زندگی روزمره مردم در دوران قاجار) تالیف پریسا کدیور در ۴۲۲ صفحه توسط نشر ققنوس منتشر و روانه بازار کتاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...