کتاب «فناوری‌های کاهش ذرات معلق هوا در صنایع» از سوی انتشارات کتابچه منتشر شد.

به گزارش ایبنا، آلاینده‌های شیمیایی هوا در دو گروه گازها و ذرات معلق مورد مطالعه قرار می‌گیرند که عمدتا به دلیل بوی نامطلوب و قابل رؤیت بودن، از حساسیت بیشتری برای انسان‌ها برخوردار هستند. از اوایل دهه 1900 میلادی به بعد، تلاش‌هایی برای کنترل، کاهش و حتی بازیافت ذرات و گازهای آلاینده صورت پذیرفت. تصویب اصلاحیه‌های قانون هوای پاک در ایالات متحده در سال 1970، همه کارخانجات آمریکا را مجبور به نصب دستگاه‌های کنترل و بازیافت ذرات و گازهای آلاینده کرد. امروزه این‌گونه دستگاه‌ها در بیشتر صنایع کشورمان نصب شده و بهره‌برداری می‌شوند.
 
کتاب «فناوری‌های کاهش ذرات معلق هوا در صنایع»، تالیف مشترک سید شاهو احمدی، مسعود اولیایی، محمدعلی زاهد، عباس سمیع و حسن شاهرخی در هفت فصل به‌تازگی از سوی انتشارات کتابچه منتشر شده است.
 
در فصل نخست این کتاب، درباره ذرات و آلودگی هوا و اثرات نامطلوبشان بحث شده و فصل دوم به معرفی سیلیکون‌ها می‌پردازد. خوانندگان در فصل سوم با رسوب‌دهنده‌های الکترواستاتیکی یا همان الکتروفیلترها آشنا می‌شوند. فصل چهارم به مباحث مربوط به زیست‌فناوری و زیست‌فیلترها می‌پردازد و فصل پنجم به اسکرابرها اختصاص دارد. در فصل‌های ششم و هفتم کتاب نیز به ترتیب موضوع فایبر فیلترها یا همان فیلترهای پارچه‌ای و نانومواد و نانوپلیمرها مورد بررسی قرار گرفته است.
 
نخستین چاپ کتاب «فناوری‌های کاهش ذرات معلق هوا در صنایع» در 128 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 20 هزار تومان از سوی انتشارات کتابچه در سنندج راهی بازار نشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...