کتاب «مطالعات بازی؛ بازی و فرهنگ از آغاز تا امروز» [An introduction to game studies : games in culture] نوشته‌ی فرانس مائورا [Frans Mäyrä] با ترجمه حمیدرضا سعیدی منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۳۵۲ صفحه با شمارگان ۵۵۰ نسخه و بهای ۷۲هزار تومان درفرهنگ نشر نو با همکاری نشر آسیم راهی بازار شده است.

«مقدمه: مطالعات بازی چیست؟»، «فرهنگ بازی: معنا در بازی‌ها»، «بازی‌ها و بازی کردن در تاریخ»، «ساختار دوگانه و بازی‌های اکشن دهه ۷۰»، «ماجراجویی‌ها و داستان‌های دیگر در بازی‌های دهه ۱۹۸۰»، «جهان‌های سه‌بعدی و سال‌های ابتدایی دهه ۱۹۹۰»، «واقعیت و بازی: ورود فرهنگ بازی به هزاره جدید» و «آماده‌سازی طرح پژوهشی در حوزه مطالعات بازی» بخش‌های مختلف این کتاب هستند.

در مقدمه مترجم می‌خوانیم: امرزه با توسعه و گسترش فناورهای‌های دیجیتال بازی‌های ویدئویی عمومیت فراوانی یافته‌اند، به‌طوری که به مقوله‌ای مهم و بحث‌برانگیز در حوزه‌های مختلف علوم انسانی و اجتماعی بدل شده‌اند. این بازی‌ها در بنیان ریشه در بازی‌های آنالوگی دارند که دارای تاریخی به قدمت اجتماعات و فرهنگ‌های انسانی است. از این رو فهم بازی‌ها به عنوان پدیده‌ای در اصل طبیعی، موضوعی است که در ابتدا باید از خلال مطالعات بازی‌ها به‌طور کلی، و به شکلی خاص مطالعه بازی‌های دیجیتال انجام پذیرد.

کتاب حاضر اثر فرانس مائورا پژوهشگر حوزه رسانه و بازی‌شناسی فنلاندی مقدمه‌ای است مختصر در مطالعات بازی‌ها که می‌تواند خواننده را با نظرگاه‌ها و منابع مختلف در این حوزه آشنا کند  و فهمی کلی را از این مقوله به دست دهد.

در نوشته پشت جلد کتاب هم آمده است: «مطالعات بازی» راهنمای جامعی است درباره بازی‌های دیجیتال در مقام رشته‌ای علمی که تاریخ و ماهیت این موضوع را به‌عنوان پژوهشی‌تحلیلی در بستر فرهنگ به خوانندگان عرضه می‌کند و سپس مروری دارد بر بازی‌های دیجیتال به مثابه سازه‌های فرهنگی پویا. بازی‌های دیجیتال از رهگذر مطالعات مفاهیم اصلی‌ تحلیلی در بافت و فرهنگ آن‌ها در چهار دوره (دوران آغازین و دهه‌های ۷۰ و ۸۰ و ۹۰ میلادی) توصیف و تحولات معاصر آن‌ها بررسی شده است.

................ هر روز با کتاب ..............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...