بعد از هنر شفاف اندیشیدن و هنر خوب زیستن، «هنر بی‌خبر زیستن» رولف دوبلی [Rolf Dobelli] نیز به بازار کتاب آمد.

هنر بی خبر زیستن [Stop reading the news : a manifesto for a happier, calmer and wiser life] رولف دوبلی [Rolf Dobelli]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از همشهری آنلاین، «هنر بی‌خبر زیستن» [Stop reading the news : a manifesto for a happier, calmer and wiser life] نوشته رولف دوبلی با ترجمه فاطمه قره‌باقی و حمیدرضا رنجبریان به تازگی راهی بازار شده است. این کتاب با عنوان فرعی «خط مشی برای زندگی شاد، آرام و عقلانی» در ۱۱۸ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۲۲ هزار تومان در نشر آرادمان منتشر شده است.

در نوشته پشت جلد کتاب آمده است: «سلام، اسم من رولف است و من معتاد به اخبار هستم. اگر در گروه‌های خوددرمانی اعتیاد به اخبار، مثل گروه‌های مشابه برای ترک الکل می‌خواستم خود را معرفی کنم، با عبارت بالا شروع می‌کردم. این داستان به ۱۰ سال پیش برمی‌گردد.

من تا زمانی که ده‌ها هزار ساعت از عمرم را صرف خواندن اخبار کردم، به این موضوع پی نبرده بودم. از خودم دو سوال پرسیدم: «آیا اکنون جهان را بهتر از قبل می‌شناسی؟» و این‌که «آیا الان می‌توانی تصمیم‌های بهتری بگیری؟» جواب هر دو منفی بود... طی دوره‌های زندگی‌ام کتاب‌های بی‌شماری درباره مدیریت زمان خوانده‌ام و بیش از ده مورد از پیشنهادهای خوبشان را در زندگی‌ام اعمال کرده‌ام و امروز به این نتیجه رسیده‌ام که حذف اخبار از زندگی بهترین روش ذخیره زمان است.

نصیحتی برایتان دارم؛ سعی نکنید مسائل نامفهوم و بی‌معنای دنیا را پاکسازی کنید، موفق نخواهید شد. جهان می‌تواند بیشتر از آن‌که شما بتوانید دیوانه بمانید، غیرمنطقی بماند. قانون استورجن را در ذهن داشته باشید و آن را پرهیرکارانه بپذیرید؛ آن‌وقت زندگی بهتری خواهید داشت.

رولف دوبلی، متولد ۱۹۶۶، نویسنده و کارآفرین اهل سوییس است. او دانش‌آموخته ام‌بی‌ای و دکتری فلسفه اقتصاد است. دوبلی از موسسان بزرگ‌ترین موسسه فراهم‌آورنده خلاصه کتاب است. او به خاطر تألیف کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» به شهرت بالایی دست یافت. «هنر خوب زیستن» دیگر کتاب مشهور اوست. آثار دوبلی تاکنون به ده‌ها زبان دنیا، از جمله فارسی، منتشر شده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...