کتاب «روش حل مسئله با اسامی سُوَر قرآن کریم» نوشته حسین رضایی توسط انتشارات نسیم حیات منتشر شد.

روش حل مسئله با اسامی سُوَر قرآن کریم حسین رضایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در معرفی این کتاب آمده است:تصور کنید در فهرست اسامی سوره‌ها، نامی نظیر فصلت را مشاهده کرده‌اید. ممکن است در ابتدای برخورد با نام این سوره، اطلاعات کمی برای خواننده حاصل شود. در این کتاب روشی ارائه می‌گردد که با کمک آن می‌توان معلومات بیشتری را از اسامی سوره‌ها استخراج کرد. به عبارت دیگر با کمک روش، زمانی‌که فرد نام سوره مبارک فصلت را شنید، متوجه خواهد شد که در این سوره مباحثی پیرامون قرآن کریم نیز آمده است.

با اتخاذ چنین روشی لیست اسامی سوره‌ها را می‌توان تبدیل به یک فهرست موضوعی کرد. فهرستی که قابلیت کاربرد و رجوع به موضوعات مختلف جهت حل مسائل را دارد.

قاعده کلی روش به این نحو است که اسامی سُوَر به همراه آیه یا آیاتی که دارای ارتباط خاصی با این اسامی هستند، در نظر گرفته می‌شوند. آنگاه، ذهن جهت حل مسئله، از اسم سوره به سمت آیه یا آیات خاص مرتبط با آن هدایت شده و سپس از آن آیه یا آیات به محتوای موجود در سوره هدایت می‌گردد. در ارتباط میان نام سوره‌ها با آن آیات خاص، اسرار و شگفتی‌هایی وجود دارد که در ضمن بیان روش و حل مثال‌های کتاب، قابل درک است. در فصل دوم کتاب، نمونه‌ای از این لطائف آورده شده است.

خروجی این روش به شکل سوره‌محور است. یعنی اینکه سوره یا سوره‌هایی با موضوع نزدیک انتخاب می‌شوند و سپس مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

جهت استفاده از این روش، مراحلی در نظر گرفته شده تا از برداشت‌های ناصوابی که ممکن است در این زمینه صورت بگیرد، جلوگیری شود.

جهت ارزیابی و کارآیی این روش از مثال‌های متنوعی در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، اخلاقی و اجتماعی در فصل سوم استفاده شده است.

سوال: تفاوت این روش با استفاده از نرم‌افزارها در جهت حل مسئله چیست؟ تفاوت اصلی در این است که با کمک روش مذکور و به شکل قاعده‌مند می‌توان به یک انس ذهنی با معارف قرآنی جهت کاربرد در زندگی رسید. به‌گونه‌ای که با حفظ آیات محدود و تحلیل اسامی سوره‌ها می‌توان به شبکه‌ای از موضوعات گوناگون قرآنی دست یافت. لذا یکی از ثمراتی که انتظار می‌رود پس از مطالعه کتاب نصیب خواننده شود این است که بتواند معلومات بیشتری را از اسامی سوره‌ها استخراج بکند. به‌ گونه‌ای که اگر قبلا با مشاهده‌ی نام سوره مائده اطلاعات کمی برایش حاصل می‌شد پس از آموختن روش بتواند محدوده‌ دانش استخراجی خود را نسبت به نام سوره‌ها، گسترش دهد.

................ هر روز با کتاب ...............

ایران را با شیلی مقایسه کرده‌اند و از اینکه چرا محمدرضا شاه همچون پینوشه با حمایت آمریکا انقلابیون را در ایران سرکوب نکرده و حمام خون راه نینداخته ناراضی هستند... یک نظامی خودساخته و گستاخ با تغییراتی برق آسا برای ایجاد ترقیاتی که بیشتر از سطح فرهنگ و سواد او بود یا جوانی ضعیف که اگر چه تربیت و آموزشی عالی داشت اما عملا در پانزده سال نخست سلطنتش قدرتی نداشت ...
سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...