تازه‌ترین کتاب اپرا وینفری مجری و بازیگر مشهور آمریکایی و برنده جایزه اسکار به فارسی ترجمه و از سوی انتشارات علمی منتشر شد.

به گزارش مهر، طبق گفته‌های اپرا وینفری «شغل واقعی در زندگی این است که هرچه سریعتر، هدفتان را پیدا کنید، خودتان را پیدا کنید و به ندای درون گوش کنید» سفر از همین جا شروع می‌شود.

اپرا، در جدیدترین کتابش «راه نمایان شد» آن چیزی را به اشتراک می‌گذارد که آغاز کننده بینشی عمیق از خود است و ارائه‌کننده چارچوبی برای خلق زندگی پر از موفقیت و پر از اهمیت است. ۱۰‌ فصل این کتاب به نوعی تنظیم شده‌اند تا به طی مراحل مهم زندگی در مسیر خودشناسی کمک کنند. تا چیزی که حقیقتا برای کسب خشنودی شخصی لازم است را بیابند.

اپرا هر فصل را با داستان‌هایی از مهم‌ترین درس‌هایی که از زندگی خودش گرفته شروع می‌کند. داستان‌هایی شخصی که به او در جهت ساخت بهترین زندگی کمک کرده است. او سپس دانش و بینش افراد مختلف را از تمام حوزه‌ها جمع‌آوری کرده تا به خواننده الهام ببخشد و بفهماند که باید در دنیا چه کنند و چگونه آن را با عشق و تمرکز دنبال کنند. «راه نمایان شد» کتابی است که به خواننده منبعی بسیار زیبا برای دستیابی به زندگی هدفمند اهدا می‌کنند. 

«راه نمایان شد» نوشته اپرا وینفری با ترجمه میعاد جهانتیغ از سوی انتشارات علمی در ۱۷۰صفحه با قیمت ۳۹ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است. 

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
چنان جزئیات حرفه‌ای یک جیب‌بر را باز کرده که اگر نگوييم خود ناکامورا یک جیب‌بر واقعی است، دست‌کم می‌توانیم مطمئن باشیم ساعت‌ها کار یک جیب‌بر واقعی را تماشا کرده است... جهان به سه دسته خدایان، بردگان و انسان‌ها تقسیم شده و متاسفانه بردگان از همه بیشترند... جیب‌برها و دله‌دزدها که تنها انسان‌های عادی این جهان‌اند و درنهایت اینها شاید بتوانند کاری خلاف اراده خدایان انجام دهند ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...