کتاب «خاطرات و کوه‌های دور» [Uzak dağlar ve hatıralar] نوشته اورهان پاموک با ترجمه آرش ولی‌زاده بازرگانی از سوی نشر هونار منتشر شد.

خاطرات و کوه‌های دور» [Uzak dağlar ve hatıralar] نوشته اورهان پاموک

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ این کتاب جنبه‌های مختلف زندگی روزمره پاموک، رویاها و تجربیات حیرت‌انگیزی را که برای خوانندگانش ناشناخته است عیان و به مخاطبانش کمک می‌کند تا نویسنده مشهور جهان را به عنوان یک شخص بشناسند.

خاطرات و کوه‌های دور، گزیده‌هایی است از دفاتر خاطرات اورهان پاموک از سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۱. پاموک ابتدا می‌خواست نقاش شود اما سپس تصمیم گرفت رمان بنویسد و بر اساس آنچه در همین کتاب آمده، دو رمان بعدی‌اش درباره نقاشی خواهد بود؛ اولی «ورق بازان» و دیگری «رمان رسام».

در نسخه اصلی کتاب تصاویر رنگی دفتر خاطرات پاموک بدون ترتیب زمانی و به صورت نامنظم، از سال‌های مختلف آورده شده است و در کنار این تصاویر نیز متن تایپ شده یادداشت‌هایش هست. پاموک بنا به عادت و علاقه، نقاشی و متن را به هم آمیخته و در دفتر خاطراتش هم مطلب نوشته و هم نقاشی کشیده است. ظاهراً وی عادت دارد که هر سال چندتایی از این دفاتر را پر کند و بنویسد و در آن‌ها نقاشی بکشد.

عدد داخل پرانتز در کنار هر سال، به دفتری در آن سال اشاره دارد که پاموک نوشته و سیاه کرده است. پاورقی‌های مطابق با ناشر و نسخه اصلی کتاب با «ن» و پاورقی‌های مترجم با» م» مشخص شده‌اند.

اورهان پاموک چهارده‌سال است که هر روز در دفترچه‌های کوچک یادداشت‌برداری می‌کند و نقاشی می‌کشد. پاموک از زندگی روزمره، تحولات جاری، احساسات و مشکلاتِ رمان‌هایی که می‌نویسد، صحبت و درباره آنها بحث می‌کند. گاهی با قهرمانان رمان صحبت می‌کند، گاهی از رویا یا سفر می‌گوید و گاهی در مورد منظره‌نگاری یا خوشبختی حدس می‌زند. پاموک، ماه‌ها یا حتی سال‌ها بعد، رنگ‌ها و کلمات جدیدی را به یک عکس یا متن در یک صفحه اضافه می‌کند.

بنابراین، صفحات دفترچه یادداشت به صفحات متراکم، غنی و منحصربه‌فرد مصور تبدیل می‌شوند که در آن نوشته‌ها، رنگ‌ها و اشکال در هم تنیده شده و معانی جدیدی کشف می‌شود. پاموک ضمن چیدمان این منتخب که نامش را خاطرات و کوه‌های دور گذاشته است، از هزاران صفحه در دفتر یادداشت خود، زندگی خود را با تمام وضوح، چه در کلمات و چه در تصاویر، از طریق رویایی که خاطره‌ای خاص دارد، آشکار می‌کند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «خوشحال شدن با چیزهای کوچم و تمام روز کار کردن بی‌آنکه کسی را ببینی؛ بزرگترین سعادت. وقتی رمان می‌نویسم، یک سکت ذهنم درگیر صداها و فریادهای پرندگان و صداهای سگانی است که تا میزم می‌آیند. سبز، نارنجی، زرد آفتابی، رنگ دریایی را که از دور دیده می‌شود، دوست دارم و بیشتر حسن می‌کنم. سه چهار روز گذشت، همچنان ذهنم درگیر قارص است و عکس‌ها و دروغ‌ها؛ مولود معادلات رصاضی را روی تخته «می‌بیند» و حل می‌کند. سپس افسانه‌ای از مولود شکل می‌گیرد. دوست دارم بتوانم این موضوعات را سریع‌تر پشت سر بگذارم و سریع‌تر و تندتر بنویسم. گاهی به این غنای جزئیات می‌نگرم و می‌انیدشم که ماجراهای مولود هیچگاه تمام نخواهد شد. آرام آرام راه می‌افتم. این به پیمودن اقیانوس با شنا شبیه خواهد شد! مولود را خیلی دوست دارم… باید از او محافظت کنم و به صورتی دربیاورم که همه دوستش بدارند.» بعدالظهر در هندوستان

کتاب «خاطرات و کوه‌های دور» نوشته اورهان پاموک با ترجمه آرش ولی‌زاده بازرگانی در ۲۸۰ صفحه و با قیمت ۳۸۵ هزار تومان از سوی نشر هونار منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...