کتاب گویای «امدادگر کجایی» تهیه و بر روی پایگاه کتاب گویای ایران صدا در دسترس علاقه‌مندان قرارگرفته است.

امدادگر کجایی معصومه رامهرمزی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، کتاب گویای «امدادگر کجایی» به نویسندگی معصومه رامهرمزی و به تهیه‌کنندگی فرزاد شریفی، صداپیشه‌گی و روایت نورالدین جوادیان و در ۲۲۱ دقیقه تهیه‌شده است، این کتاب گویا که با همکاری مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجموعه ایران صدا تهیه شده امروز رونمایی شد و بر روی پایگاه کتاب گویای ایران صدا در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.

کتاب «امدادگر کجایی» دربردارنده‌ی خاطرات یکی از امدادگران دوران دفاع مقدس، علی عِچرِش، است. وی ایثارگری‌های امدادگران را در دوران جنگ تحمیلی شرح می‌دهد.

علی عِچرِش اهل آبادان است. او فرد آگاهی است، چون در زمان جنگ، مدیر ستاد امداد و درمان ماهشهر بود. وی همچنین مدتی مدیریت ستاد امداد جبهه‌ی اهواز و نیز هلال‌احمر ماهشهر را بر عهده داشت.

عچرش و دوستانش در شهریور سال ۱۳۵۹ (پیش از آغاز رسمی جنگ)، به علّت درگیری‌هایی که در شلمچه وجود داشت، به آنجا رفتند و در منطقه‌ی کمپ ولی‌عصر مستقر شدند.

وی در ابتدا کارش را با امدادگری شروع کرد و بعد، در جریان حملات هوایی عراق به اروندکنار، به این نتیجه رسید که امدادگر به‌تنهایی نمی‌تواند به مجروحان رسیدگی کند و باید خودش نیز راننده‌ی آمبولانس باشد، چون سرعت امدادگر برای رساندن مجروح به بیمارستان نقش تعیین‌کننده‌ای در نجات او دارد. وی سپس راننده‌ی آمبولانس شد و این نقش ادامه پیدا کرد.

کتاب «امدادگر کجایی» در هشت فصل و «فهرست منابع» و «اسناد و تصاویر» تنظیم شده است. آنچه این کتاب را شنیدنی می‌کند، فقط بیانِ خاطرات یک امدادگر نیست. موضوعاتی از قبیل مردم‌شناسیِ فرهنگیِ شهر آبادان، علایق و سبک زندگی مردم، زندگی عشایر عرب، فاجعه‌ی آتش‌سوزی سینما رکس و نگاهی عمیق به زندگی مهاجران جنگ تحمیلی در اردوگاه‌ها و مشکلات و مسائل آنان، در خاطرات راوی نهفته است.

کتاب «امدادگر کجایی» در سال ۱۳۹۷ توسط انتشارات مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...