جمعی از استادان، فارغ‌التحصیلان و دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف با نگارش نامه‌ای خطاب به رییس سازمان صداوسیما، از او خواستند که برنامه «نود» را با اجرای عادل فردوسی‌پور به آنتن تلویزیون برگرداند.

این نامه که نسخه‌ای از آن در اختیار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) قرار گرفته، به صورت الکترونیکی و دستی، امضای بیش از ۱۵۰۰ تن از استادان، دانشجویان و فارغ‌التحصیلان این دانشگاه را با خود دارد.

متن نامه استادان، فارغ‌التحصیلان و دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به این شرح است:

«جناب آقای دکتر علی‌عسگری
ریاست محترم سازمان صدا و سیما
با سلام و احترام

همان‌طور که مستحضر هستید آقای دکتر عادل فردوسی‌پور دانشجوی دانشگاه صنعتی‌شریف بوده‌اند و سال‌هاست که به عنوان مدرس مدعو در دانشکده صنایع این دانشگاه فعالیت می‌کنند.

ما جمعی از اساتید، فارغ التحصیلان و دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف ضمن حمایت کامل خود از ادامه فعالیت‌های تلویزیونی ایشان اعلام می‌کنیم که آقای دکتر فردوسی‌پور در طول سالیان متمادی تحصیل و تدریس در دانشگاه صنعتی‌شریف همواره از سلامت و وجدان کاری، حسن رفتار و صداقت در گفتار برخوردار بوده‌اند و سرمایه ارزشمندی برای جامعه دانشگاهی و رسانه‌ای کشور محسوب می‌شوند.
حذف برنامه نود از تلویزیون که به گواه نظرسنجی‌های داخلی صدا و سیما از نگاه مردم و هیأت انتخاب، پربیننده‌ترین برنامه این رسانه تعیین شده، اثری جز دلسردی مردم به خصوص جوانان نخواهد داشت. چهره‌ای که با صداقت و سلامت کاری بیش از دو دهه برای اعتلای کشورش فعالیت کرده، حذف شدنی نیست. لذا خواهشمندیم ضمن بازنگری در تصمیم اتخاذ شده زمینه بازگشت ایشان به تلویزیون، جایی که به آن تعلق دارد، فراهم شود.»

امضای این نامه به دو صورت الکترونیکی و دستی انجام شده است که برای اطلاع از اسامی افرادی که این نامه را به صورت الکترونیکی امضا کرده‌اند اینجا را کلیک کنید.

برای اطلاع از اسامی افرادی که به صورت دستی این نامه را امضا کرده‌اند هم اینجا را می‌توانید کلیک کنید.

برنامه «نود» با تصمیم مدیر جدید شبکه سه از هفته آخر اسفندماه ۱۳۹۷ پس از ۲۰ سال متوقف شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...