سی دی کتاب گویای «کشتی پهلو گرفته» از تازه‌ترین تولیدات انتشارات کتاب نیستان است. این کتاب گویا با صدای سیدمهدی شجاعی روانه بازار شد.

کشتی پهلو گرفته با صدای سید مهدی شجاعی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، «کشتی پهلو گرفته» از آثار کلاسیک ادبی و دینی سال‌های پس از انقلاب اسلامی به شمار می‌رود. اثری که نام و آوازه بسیاری برای سیدمهدی شجاعی به ارمغان آورد و البته خود کتاب نیز طی چند دهه و در میان نسل‌های مختلف مخاطبانش در زمره آثار پرفروش و پرمخاطب به شمار رفته و می‌رود.

این کتاب که تا کنون نزدیک به ۷۰۰ هزار نسخه از آن در ۵۵ نوبت انتشار به فروش رسیده است، روایتی است از مصائبی که بر حضرت فاطمه زهرا (س) در سال‌های پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) رفته است.

کتاب ضمن مروری بر نقاط عطف حیات حضرت فاطمه زهرا (س) در روایت مصائب زندگی ایشان از زبان اطرافیانشان و نیز شخص خودشان استفاده کرده است که این مساله به جذابیت اثر بسیار افزوده است.
بشنوید:

کشتی پهلو گرفته از ۱۴ فصل تشکیل یافته و راوی اول شخص در هر کدام از فصول، یکی از وابستگان حضرت فاطمه (س) هستند؛ فصل اول حضرت رسول، فصل دوم حضرت خدیجه (س)، فصل سوم خود حضرت زهرا (س)، فصل چهارم حضرت امیرالمؤمنین علی(ع)، فصل پنجم امام حسن (ع)، فصل ششم امام حسین (ع)، فصل هفتم مجدداً حضرت زهرا (س)، فصل هشتم حضرت زینب (س)، فصل نهم فضّه، فصل دهم حضرت ام کلثوم (س)، فصل یازدهم اسماء، فصل دوازدهم برای بار سوم حضرت فاطمه (س)، فصل سیزدهم مجدداً حضرت امیر (ع) و فصل چهاردهم آسمان راوی کتاب می‌شوند.

سید مهدی شجاعی نویسنده این کتاب، در کنار نویسندگی به کار کارگردانی، نمایشنامه نویسی و ادبیات دراماتیک نیز پرداخته است. مجلات صحیفه، رشد جوان، نیستان در زمره آثاری است که شجاعی مسئولیتی در آن‌ها بعهده داشته است و در کنار آن تاکنون حدود صد و بیست کتاب از وی منتشر شده که برخی از آن‌ها به زبان‌های دیگر ترجمه شده‌اند.

سی دی کتاب گویای «کشتی پهلو گرفته» با حجمی قریب ۷ ساعت و قیمت 32هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...