ترجمه و شرح کتاب «الحکمة» ابن‌عربی به قلم علی شالچیان ناظر توسط انتشارات سلوک ما منتشر و راهی بازار نشر شد.

الحکمة ابن‌عربی علی شالچیان ناظر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «کتاب الحکمة» از آثار محی‌الدین ابن عربی است که در آن، نکته‌های فراوانی را در حوزه عرفان نظری و عرفان عملی، به‌صورت جملات کوتاه، آورده است. اهمیت این اثر ابن عربی از آن رو است که برخی از نکته‌هایی که در این کتاب است، در آثار دیگرش نیست.

علی شالچیان ناظر مترجم و مفسر این‌کتاب، پژوهشگر مطالعات عرفانی و آثار ابن عربی است و به گفته او، این‌کتاب برای عموم علاقه‌مندان و افرادی که می‌خواهند با دیدگاه‌های ابن‌عربی آشنا شوند، منتشر شده است.

شالچیان ناظر، که آثاری چون ترجمه فصوص الحکم (ترجمه تحقیقی)، و کتاب سلوک ما ، و کتاب سطحی نگری، را در کارنامه دارد، با استفاده از آثار ابن‌عربی و با بهره‌گیری از بیش از ۲۸۰ کتاب‌ِ مرجع، به ترجمه و شرح این کتاب پرداخته و بر این باور است که بسیاری از سخنان‌ِ ابن عربی، در ظاهر، در موارد فراوانی، شبیه به سخنان عارفان و سالکان دیگر است؛ اما معنای مورد نظر او با بسیاری از عارفان و اهل سلوک، فرق‌هایی بنیادین دارد.

مفسر کتاب پیش‌رو در نتیجه این‌مطالب می‌گوید نمی‌توان بدون تحقیق و بررسی، به صرف اینکه ظاهر کلام ابن‌عربی شبیه به سخن دیگران است، معنای مورد نظر او را همان چیزی دانست که از ظاهر کلامش بر می‌آید و دیگران گفته‌اند.

این‌کتاب با ۴۲۷ صفحه و قیمت ۷۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...