کتاب «ملاصدرا و مسئله معاد» به همت پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و به قلم علیرضا اسعدی منتشر شد.

ملاصدرا و مسئله معاد علیرضا اسعدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «ملاصدرا و مسئله معاد» در ۵۷۲ صفحه و توسط نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی روانه بازار نشر شد.

کتاب «ملاصدرا و مسئله معاد» با هدف آشنایی با معارف دقیق و عمیق اسلامی، ارائه تبیین‌های منطقی از آموزه‌های دینی، رسیدن به فهم دقیق‌تر و جامع‌تری از آموزه‌های دینی مرتبط با معاد، شناخت چالش‌های موجود در تبیین‌های عقلی ارائه شده و به ویژه تبیین‌های صدرائی از عناصر آموزه دینی معاد تدوین شده و ضمن گزارش دیدگاه ملاصدرا در مورد هر یک از عناصر آموزه دینی معاد، به بررسی لوازم و نتایج دیدگاه وی پرداخته شود و میزان موفقیت وی در ارائه تبیین‌های هماهنگ با آیات و روایت مورد بررسی قرار گیرد.

از آنجا سامان بخشیدن به این تحقیق از یک سو نیازمند مطالعه و بررسی آثار ملاصدرا و از سوی دیگر مطالعه دقیق متون دینی و آیات و روایات بود، برای رسیدن به برداشت صحیح و دقیقی از دیدگاه ملاصدرا در هر مسئله، تقریباً به تمامی آثار ایشان مراجعه شده است، هر چند ممکن است که در توصیف دیدگاه ایشان، تنها به برخی از آثار ایشان ارجاع صورت گرفته باشد؛ از سوی دیگر، در برداشت از متون دینی و آیات و روایات، ضمن بررسی و مطالعه منابع، در جمع‌بندی مسأله برداشت مفسران و محدثان بزرگ اسلامی نیز لحاظ شده است.

با توجه به گستردگی مباحث مربوط به معاد، طبیعی است که نتوان همه آن‌ها را در اثری با این حجم مورد بررسی قرار داد؛ از این رو، تنها به مسائل مهم حوزه معادشناسی اکتفا شده است.

مسائل مورد نظر در شش فصل مرگ، قبر و برزخ، بعث و حشر، معاد جسمانی، احوال و مواقف و بهشت و جهنم سامان یافته است و در پایان نیز نتیجه‌گیری مباحث به‌اختصار آمده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...