کتاب «راه و رسم حکومت علوی» نوشته علامه باقر شریف‌القرشی با ترجمه علی‌اصغر مقصودی از سوی نشر نیستان منتشر شد.

راه و رسم حکومت علوی» نوشته علامه باقر شریف‌القرشی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ این کتاب مباحثی است دربارۀ برترین حکومتی که بر روی زمین پدید آمده، حکومتی که وجه تمایز آن با سایر حکومت‌ها تأکید خالصانه‌اش بر حق، عدالت، بی‌اعتنایی به خویش و رها کردن غرور حاصل از فرماندهی و حکومت است. این کتاب، راه و رسم حکومت امام امیرالمؤمنین علی(ع)، جانشین پیامبر خدا(ص) و باب شهر علم اوست.

در مقدمه کتاب آمده است، یکی از ویژگی‌های مهم شخصیت و نبوغ امام(ع) این است که او برای سازمان حکومت و مدیریت اجتماعی روش‌های نوینی ارائه کرد که تاکنون هیچ دستورالعمل و قانونی نتوانسته بر آن برتری پیدا کند. این روش‌ها از بهترین نمونه‌های تمدنی و از زیباترین جلوه‌های رشد و پیشرفت انسانی است. جامعه انسانی با دستیابی به همه تجارب مدنی و پیشرفت و نوآوری هنوز نتوانسته است در به پاداشتن نظام‌های حکومتی و مدیریتی برنامه‌ای مانند آن‌چه امام(ع) در موضوع اصلاح زندگی انسان‌ها تعیین‌کرده بیاورد، و مسیر مطمئنی برای حفظ انسان از نگرانی و ترس و اضطراب ترسیم کند و حقوق اجتماعی او را ضمانت نماید.

آیا در هیچ‌یک از ادیان آسمانی گذشته و نظام‌های اجتماعی امروز قواعدی مانند آن‌چه که امام(ع) در عهدنامۀ خود به سردارش مالک‌اشتر در زمینه برابری عادلانه بین افراد مردم، بدون فرق‌گذاشتن بین صاحبان قدرت و مردمان فقیر و بینوا، بنا گذاشته، می‌توان یافت؟... دولت‌ها و تمدن‌ها می‌آیند و می‌روند، اما فلسفه حکومتی امام(ع) جاودان باقی می‌ماند.

نویسنده در کتاب اشاره می‌کند که مباحث این کتاب هرگز در پی گسترش فرقه‌گرایی و نتایج زیانبار آن نیست. زندگی و آثار او همواره از این موضوع به دور بوده است،‌ وی خالصانه به‌دنبال دعوت به‌سوی اسلام است و ده‌ها کتابی که در زمینه انتظام امور مسلمانان تألیف کرده‌ و اکثر آن‌ها به بسیاری از زبان‌های دنیا ترجمه شده است، نشانگر این است که اسلام، تنها دینی است که متضمن کرامت انسانی است و همه خواسته‌های او را در زمینه گسترش عدالت و امنیت و رفاه متحقق می‌کند.

کتاب «راه و رسم حکومت علوی»در 134 صفحه و با قیمت 190هزار تومان از سوی نشر نیستان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...