راز بکا، آنها زنده اند، آفتاب آب و آیینه، سیری کوتاه در زندگانی زینب کبری و زینب کبری فریادی بر اعصار از جمله کتابهای مطرح در موضوع حضرت زینب است.

به گزارش شبستان، کتاب ''زینب بانوی قهرمان کربلا'' نوشته بنت الشاطی با ترجمه جبیب چایچیان و مهدی نائینی ناکنون با 18 بار بیشترین تجدید چاپ کتاب در موضوع حضرت زینب(سلام الله علیها)را داشته است.

از میان 284 عنوان کتابی که در دهه اخیر در این موضوع به چاپ رسیده است مطرح ترین کتابها عبارت است از: راز بکا: مصائب حضرت زینب(سلام الله علیها)از واقعه کربلا تا اربعین، مقصود باقری؛ آنها زنده اند، زندگینامه زینب(سلام الله علیها)، غلامرضا امامی؛ آفتاب در حجاب، سید مهدی شجاعی؛ زندگانی حضرت زینب(سلام الله علیها)، مصطفی اولیائی؛ بانوی آب و آیینه، کمال السید ترجمه: حسین سیدی؛ سیری کوتاه در زندگانی زینب کبری(سلام الله علیها)،محمود حکیمی و زینب کبری فریادی براعصار نوشته اسماعیل منصوری لاریجانی.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...