سید صادق سجادی می‌گوید: روشن گردانیدن بسیاری از فراز و نشیب‌ها و گوشه‌های تاریک این فرمانروایی‌ها برای اهل تحقیق بوده است.

فرمانروایان علوی در صفحات شمال ایران» تألیف دکتر سیدصادق سجادی

به گزارش کتاب ینزو به نقل از ایبنا؛ بنیاد موقوفات مرحوم دکتر محمود افشار با همکاری نشر سخن کتاب «فرمانروایان علوی در صفحات شمال ایران» تألیف دکتر سیدصادق سجادی را منتشر کرد.

حکومت‌های علوی یا سادات بیش از هفت قرن به تفاریق بر پهنه‌ای بزرگ از سرزمین‌های شمالی ایران فرمان راندند. سید صادق سجادی درباره حکومت‌های علوی در شمال ایران گفت: هدف از این تحقیق اولا این است که علویان اعم از زیدی و امامی، برخلاف آنچه عموماً تصور می‌شود، در نقاطی از قلمرو اسلام (مثلاً بر شمال آفریقا و یمن)، مخصوصاً بر قسمتی از ایران فرمان رانده‌اند و ثانیاً روشن گردانیدن بسیاری از فراز و نشیب‌ها و گوشه‌های تاریک این فرمانروایی‌ها برای اهل تحقیق بوده است؛ به آن سبب که آنچه در این موضوع در منابع قدیم و جدید آمده است، غالبا پراکنده و نامنسجم و متناقض است و تصویری روشن از انساب و شاخه‌ها و شخصیت سیاسی و اجتماعی فرمانروایان علوی ایجاد نمی‌کند.

وی افزود: نخستین دوره فرمانروایی علویان یعنی تأسیس حکومت به دست حسن زید و استقرار آن توسط جانشینانش هرگز به آسانی شکل نگرفت. در این کتاب نشان داده‌ام که چگونه کارگزاران خلافت عباسی، مخصوصاً طاهریانِ متأخر از راه خراسان به گرگان و قسمتی از طبرستان راه یافتند و مردم بومی آن نقاط که در قرن سوم و چهارم، به‌ویژه در کوهستان البرز هنور بر دین زردشتی بودند، در جامعه سلسله‌های محلی و به تقریب نیرومند چون باوندیان و پادوسپانیان و غیره با آنها در می‌آویختند. به عبارت دیگر صفحات شمال ایران که محصور در «ثغور» یعنی مرزهای اسلام و کفر بود کارگزاران خلافت را نمی‌پذیرفت و این وضع، محیط سیاسی و اجتماعی آن ولایات را، چنان که به تفصیل نوشته‌ام، برای دعوت و استیلای علویان زیدی که خود از مخالفان سرسخت خلفای عباسی بودند، هموار می‌کرد.

مؤلف کتاب «فرمانروایان علوی در صفحات شمال ایران» بیان کرد: دشواری‌های استقرار حکومت حسن زید عموماً سیاسی و نظامی و تا اندازه‌ای رقابت‌های درون خاندانی و احوال و عقاید و کارهای مردمی بود که به تدریج به اسلام می‌گرویدند و می‌بایست با دین نو و احکام آن که حسن زید نسبت به رعایت آنها سخت تعصب داشت، خوگر شوند. حسن زید کوچکترین مخالفت با خود و حکومتش را تحمل نمی‌کرد و با خشونت تمام آنها را، حتی اگر داعیان مخالفت از نزدیکان و خویشان خودش بودند، سرکوب می‌کرد. به علاوه حسن زید نه تنها با طاهریان و دیگر کارگزاران خلفای عباسی، بلکه با فرمانروایان محلی طبرستان، چون باوندیان و خاندانی کهن شرق و غرب این ولایت، مخصوصاً در ارتفاعات، کشمکش‌های دراز و خونین داشت.

سجادی در ادامه گفت: اهمیت حکومت علویان مرعشیِ مازندران و علویان کارکیاییِ گیلان تداوم حیات سیاسی آنها در دوره تیموریان و ترکمانان بود، به رغم آنکه فرمانروایانی چون امیرتیمور و شاهرخ و حسن بیک و جهانشاه ترکمان حکومت‌های پر نفوذ در داخل قلمرو خود را به سختی تحمل می‌کردند. غیر از این باید توجه داشت که این هر دو سلسله تا میانه دولت صفویان، که آن را آغاز ظهور دولت ملی ایران نامیده‌اند و من به کلی با این تعبیر مخالفم، دوام یافتند. آخرین فرمانروای علوی گیلان، خان احمد خان گیلانی، خود دعوی پادشاهی بر ایران داشت.

وی افزود: مرعشیان مازندران و کارکیائیان گیلان عموماً زیدی نبودند بلکه بیشتر امامی مذهب بودند. در واقع بعضی از علویان زیدی از اواسط حکومت زیدیان در قرون 6 و 7 هجری مذهب خود را به تشیع اثنی عشری تغییر دادند. حتی از خان احمدخان گیلانی، نوشته‌ای در رد مذهب زیدی و دفاع از مذهب امامی در دست است.

انتشارات دکتر محمود افشار با همکاری نشر سخن کتاب «فرمانروایان علوی در صفحات شمال ایران» تألیف سیدصادق سجادی را در 282 صفحه با قیمت 290 هزار تومان منتشر کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...