کتاب چاپ دستی «مه و خورشید» آثار فرح اصولی، به شیوه سیلک اسکرین توسط مسعود جزنی و حسین اترشی و بر روی کاغذهای دست‌ساز چاپ‌ شد.

فرح اصولی از نقاشان بنامی است که سبک نقاشی‌هایش ترکیبی از نقاشی مدرن و مینیاتور ایرانی است. مضمون کارهای او را عمدتاً مسائل اجتماعی زنان، اشعار و ادبیات فارسی و تاریخ هنر ایران و جهان تشکیل می‌دهد.

برخی آثار او در موزه متروپولیتن نیویورک، موزه هنر مدرن لوس آنجلس و مجموعه موزه هنرهای معاصر تهران نگهداری می‌شود.

۱۲ تابلو که در فاصله سال‌های ۶۲ تا ۶۷ توسط این هنرمند نقاشی شده بودند، حال به عنوان یک نسخه چاپی با امضای هنرمند بار دیگر احیا شده است. هریک از این آثار در ۷ نسخه ارائه شده‌اند تا علاقه‌مندان به آثار اصولی بتوانند به آنها دسترسی داشته باشند. از ویژگی این آثار، استفاده از چهار رنگ و امضای هنرمند در هر صفحه از کتاب است. افزون بر این  12 اثر اصولی، که ویژه انتشار در این کتاب طراحی شده است، 30 اثر نیز بر دیوارهای گالری آویخته شد.

کتاب «مه و خورشید» از مجموعه کتاب‌های دست‌ساز «آرتیست بوک» است که در چند سال گذشته توسط مازیار مصور رحمانی در تیراژ محدود منتشر شده‌اند و در آنها آثار اصل و چاپ دستی وجود دارد.

بخش دیگری از این نمایشگاه به نمایش تابلوهایی اختصاص دارد که برگرفته از آثار قدیمی فرح اصولی هستند.

نمایشگاه آثار فرح اصولی تا جمعه اول شهریور در نگارخانه سروناز شیراز برپاست.

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
چنان جزئیات حرفه‌ای یک جیب‌بر را باز کرده که اگر نگوييم خود ناکامورا یک جیب‌بر واقعی است، دست‌کم می‌توانیم مطمئن باشیم ساعت‌ها کار یک جیب‌بر واقعی را تماشا کرده است... جهان به سه دسته خدایان، بردگان و انسان‌ها تقسیم شده و متاسفانه بردگان از همه بیشترند... جیب‌برها و دله‌دزدها که تنها انسان‌های عادی این جهان‌اند و درنهایت اینها شاید بتوانند کاری خلاف اراده خدایان انجام دهند ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...